پرسشهایی که مطرح میشود بسیار است و پاسخها مبهم است و نارسا.
مبنای دشمنی دامنه دار ایران و امریکا چیست و درکجاست؟ میگویند امریکا زورگو است، مگر دیگران زور نیستند؟ مگر چین و روسیه نیستند؟ مگر رسالت ما رویارویی با امریکای ویا سایر زورگویان جهان است؟ چه کسی این رسالت را به دوش حاکمان این سرزمین گذاشته است؟
جایگاه ایران در رویارویی با اسرائیل درکجاست؟ گفته میشود اسرائیل اشغالگر است. مگر رسالت ایران برخورد با کشوری است که سرزمینهای عربها را اشغال کرده است؟ اسرائیل سرزمین عربی فلسطین را اشغال کرده است. جنگ اسرائیل با اعراب وجنگ سرزمینی داشته و دارد چرا باید این جنگ به جنگ اسلامی-یهودی تغییر ماهیت بدهد و چرا ایران باید جایگزین عربها دراین میدان مبارزه شود؟
و از آن مهمتر درجایگاه رهبری برای نبرد با اسرائیل قرار گیرد و هزینه بدهد. جنگ ایران واسرائیل ویا ایران وامریکا توجیه سیاسی، اقتصادی، ملی و ... نداشته وندارد.
شعار نابودی اسرائیل هم کمکی به منافع ملی ایران نمیکند.
ما به گونهای قربانی سیاستهای نادرستی شدهایم که هزینههای فراوانی برکشور تحمیل کرده وراه آسایش ورفاه را برمردم بسته است. مردم ما سازش وصلح باجهان را میخواهند وزندگی شاد وهمراه با آرامش و توسعه و رفاه را برای کشور جستوجو میکنند. هزینههای هزاران میلیاردی که انرژی هستهای برکشور تحمیل کرده و خطرات و تهدیدهایی که به بار آورده است برچه مبنایی بوده است؟ اگر درآمدهای کشور به مصرف توسعه و رشد و آبادانی و رفاه مردم میرسید ما درجایگاه مناسبتر برای اثرگذاری بر سیاستهای جهانی نبودیم؟ سیاستهای نادرست نه تنها امروز بلکه آینده کشور را هم درخطر قرار داده است.
اگر پیامدهای سیاستی نادرست دربرابر ما قرار گرفت نخستین گام اصلاح آن است نه اصرار بر ادامه آن. چگونه است که حاکمان تلاشی برای اصلاح سیاستهای نادرست انجام نمیدهند؟ وحتی با آشکار شدن زیانهای بسیار این گونه سیاستها، ادامه آن را درست میشمارند؟ به خود آیید ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است. سیاستها را مطابق مطالبه اکثریت اصلاح کنید.