۱. عدم پیشبینی فعال شدن مکانیسم ماشه نتوانست ریسک قانونی و سیاسی بند ۱۱ قطعنامه ۲۲۳۱ و احتمال فعال شدن اسنپبک توسط E3 را بهدرستی پیشبینی کند. نتیجه این شد که اروپا بدون مانع جدی، نامه رسمی فعالسازی اسنپبک را به شورای امنیت ارسال کرد و شمارش ۳۰ روزه آغاز شد.
۲. عدم مدیریت روابط با آژانس همکاری ایران با آژانس محدود و گزینشی بود و حتی در برخی موارد دسترسیهای فنی کوتاهمدت را محدود کرد. این کمکاری اروپا را به اقدام حقوقی علیه ایران تحریک کرد و فرصت جلوگیری از اسنپبک از دست رفت.
۳. عدم آمادگی برای مذاکره مستقیم با آمریکا نتوانست سیگنال جدی از آمادگی برای مذاکره مستقیم ارائه دهد، و آمریکا بار دیگر به عنوان «داور نهایی بحران» نقش تعیینکننده پیدا کرد، همان چیزی که ایران سالها تلاش داشت از آن دور بماند.
۴. تمرکز محدود بر اروپا و نادیده گرفتن بازیگران دیگر عمدتاً تمرکز خود را بر دیپلماسی با E3 گذاشت و نتوانست نقش روسیه و چین را فعال کند. این دو کشور میتوانستند با اقدامات موازی، اثرگذاری اروپا و آمریکا را کاهش دهند. عدم استفاده از این ظرفیت، شانس ایران برای فشار حقوقی و دیپلماتیک را کاهش داد.
۵. تصمیمگیری و تعلل در دیپلماسی فعال تأخیر در ارائه بستههای کوتاهمدت برای همکاری با آژانس یا اعلام آمادگی مذاکره با آمریکا باعث شد فرصت دیپلماسی عقلانی از دست برود. راهکار فوری و ضروری: بازسازی فوری تیم مذاکرهکننده با ویژگیهای زیر تنها راه توقف روند ماشه و باز کردن مسیر برای یک توافق پایدار است: دید استراتژیک و فهم دقیق حقوقی-سیاسی از قطعنامه ۲۲۳۱ توانایی تعامل همزمان با اروپا، آمریکا و حتی چین و روسیه ارائه بستههای کوتاهمدت عملی برای همکاری با آژانس اعلام آمادگی جدی برای مذاکره مستقیم با آمریکا اکنون زمان تصمیم هوشمند و دیپلماسی فعال است، نه تکرار اشتباهات گذشته.