مادر داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) درگذشت؛ هنرمندی که احترام به والدین را نه در حرف، بلکه در عمل زندگی کرد.
مادری که سالهای پایانی عمرش را در کنار فرزندش سپری کرد؛ فرزندی که بارها نشان داد عشق و احترام به مادر، برای او تنها یک شعار یا نمایش رسانهای نبود، بلکه بخشی از سبک زندگیاش بود.
هر زمان با عمو پورنگ گفتوگو میکردیم و از کمکاری یا کمرنگ شدن فعالیتهایش میپرسیدیم، پاسخ روشنی داشت: «میخواهم بیشتر کنار مادرم باشم.» اگرچه برای مراقبت از مادرش پرستار و امکانات لازم فراهم شده بود، اما او باور داشت که هیچ چیز جای حضور و محبت فرزند را نمیگیرد. ترجیح میداد خودش در کنار مادر باشد، با او حرف بزند، از او مراقبت کند و لحظههای بیشتری را در کنار کسی بگذراند که همه زندگیاش را مدیون او بود.
او بارها با انتشار تصاویر و ویدئوهایی از حضور در کنار مادرش، تصویری سرشار از مهر، احترام و صمیمیت را به مخاطبان نشان داد؛ تصاویری که نه برای دیده شدن، بلکه بازتابی از واقعیت زندگی او بودند.
عمو پورنگ سالها به کودکان این سرزمین درس مهربانی داد؛ اما شاید یکی از مهمترین درسهایش را نه روی آنتن، بلکه در زندگی شخصیاش آموخت. او نشان داد احترام به پدر و مادر، تنها در کلمات خلاصه نمیشود؛ باید آن را زندگی کرد. همانگونه که در سالهای حیات پدرش قدر او را دانست و پس از فقدانش اندوهش را پنهان نکرد، تا آخرین روز زندگی مادر نیز عاشقانه در کنارش ماند.