به گزارش ستاره صبح آنلاین از رویداد ۲۴، در یکی از شبهای ویژهبرنامه جام جهانی شبکه سه، اتفاقاتی رخ داد که اگر زندهیاد محمدعلی بهمنی میخواست آن را توصیف کند، احتمالاً به غزل معروفش با مطلع «در این زمانه بیهایوهوی لالپرست» ارجاع میداد. مهمترین اتفاق آن شب، افشای برگزاری یک بازی تدارکاتی عجیب برای تیم ملی بود؛ دیداری که علیرضا بیرانوند از آن پرده برداشت و گفت تیم ملی پیش از جام جهانی با کارمندان کمپ تیخوانا مکزیک بازی کرده است.
بیست روز پس از حذف زودهنگام تیم ملی از جام جهانی ۴۸ تیمی، سرانجام بازیکنان و مربیان کمکم از لاک دفاعی خود بیرون آمدند و تلاش کردند از عملکردشان دفاع کنند. یکی از آنها علیرضا بیرانوند بود که راهی شبکه سه و برنامهای شد که بیشتر از آنکه ویژهبرنامه جام جهانی باشد، به برنامه روابط عمومی مهدی تاج و امیر قلعهنویی شباهت داشت؛ برنامهای که قرار بود به گفته خودش، فرصتی باشد تا «راحت حرف بزند».
اما این برنامه، مانند بسیاری از تلاشهای اخیر برای دستاوردسازی و تقدسبخشی به عملکرد مدیران و کادر فنی، به ضد خود تبدیل شد. حالا در شبکههای اجتماعی، بخشهایی از صحبتهای بیرانوند، از جمله اینکه «باید مجسمه ما را بسازند»، یا گلایههایش درباره اینکه چرا مصاحبه منتسب به ژوزه مورینیو برای روحیه دادن به تیم ملی بازنشر نشد و چرا بازیکنان سابق تیم ملی برای آنها استوری حمایتی نگذاشتند، دستبهدست میشود و سوژه طنز کاربران شده است.
در آینده به این بخش از صحبتهای بیرانوند هم خواهیم پرداخت؛ اینکه چرا مهدویکیا به اردوی تیم ملی سر نزد، چرا بسیاری از ستارههای سابق حاضر نشدند از این تیم حمایت رسانهای کنند و اساساً چرا بخشی از جامعه دیگر روایت مدیران فدراسیون، کادر فنی و بازیکنان را باور نمیکند. البته پاسخ بسیاری از این پرسشها را میشد در همان برنامه پیدا کرد؛ همان مصداق قدیمی «آفتاب آمد دلیل آفتاب». هرکس تنها چند دقیقه از این برنامه را تماشا کند، بهراحتی درمییابد چرا شکاف میان این نسل از تیم ملی و افکار عمومی هر روز عمیقتر میشود. چه کسی ممکن است تیمی را که حتی پس از ناکامی، انتظار ساخت مجسمه برای خود دارد، بیقیدوشرط دوست داشته باشد؟
اما یکی از جذابترین بخشهای این نمایش، افشاگری بیرانوند درباره بازیهای دوستانه پیش از جام جهانی بود؛ جایی که گفت: «آخرین بازی دوستانه ما قبل از مسابقه با نیوزیلند، مقابل کارمندان کمپ تیخوانا برگزار شد.»
تیم ملی پیش از جام جهانی بارها بازی دروناردویی برگزار کرد. در حالی که صحبت از برگزاری دیدارهای دوستانه با تیمهایی مانند اسپانیا، پرتغال و لهستان بود، در نهایت به مصاف گامبیا و مالی رفت و سپس راهی جام جهانی شد. حتی قرار بود در محل مسابقات نیز یک بازی تدارکاتی دیگر برگزار شود که آن هم منتفی شد تا کار، به گفته بیرانوند، به مسابقه با کارمندان کمپ تیخوانا برسد؛ دیداری که کاربران شبکههای اجتماعی با کنایه از آن به عنوان بازی با «بروبچههای کارتل» یاد کردند.
در ماههای گذشته، هر بار که نسبت به کیفیت تدارکات تیم ملی و ضعف برنامهریزی برای بازیهای دوستانه انتقاد کرد، فدراسیون فوتبال با ادبیاتی عجولانه و غیرحرفهای پاسخ داد که رسانه ما چیزی از فوتبال نمیفهمد، از قوانین فیفادی بیاطلاع است و نمیداند در این مقاطع زمانی امکان هماهنگی مسابقه وجود ندارد. بعد هم وقتی پرسیدیم چرا به جای اسپانیا و پرتغال، سر از گامبیا و مالی درآوردید، دوباره همان پاسخهای تکراری مطرح شد؛ تحریم، شرایط جنگی و دهها بهانه دیگر.
اما حالا همه چیز روشن شده است. اگر پیش از این میپرسیدیم چرا تیم ملی مدام با خودش بازی میکند، دلیلش را ناتوانی فدراسیون میدانستیم؛ چون تجربه نشان داده بود برای مهدی تاج و همکارانش، فیفادی و غیرفیفادی تفاوت چندانی ندارد. مسئله اصلی این است که این مجموعه اساساً توانایی تدارک دیدن دو بازی دوستانه مناسب برای تیم ملی را ندارد. اگر غیر از این بود، تیم ملی پیش از حضور در جام جهانی ناچار نمیشد با کارمندان یک کمپ تمرینی بازی کند.
اگر این مدیران واقعاً توانمند بودند، پورتوریکو آنها را سر کار نمیگذاشت و گرنادا اقدام به لغو بازی با ایران نمیکرد. اینها نتیجه عملکرد مجموعهای از مدیرانی است که میکوشند ضعفهای خود را پشت فضاسازی رسانهای پنهان کنند، اما در نهایت با یک جمله از زبان دروازهبان تیم ملی، همه آن روایتها فرو میریزد.
از نخستین روزی که مهدی تاج پس از فاجعه قرارداد ویلموتس به فوتبال ایران بازگشت تا امروز، برای هر ناکامی و هر بنبست، بهانهای تازه مطرح شده است؛ از تحریم گرفته تا جنگ. اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: مگر هنگام بازگشت به فوتبال، از شرایط کشور خبر نداشتید؟ آیا تحریمها و مشکلات، بعد از نشستن شما روی صندلی ریاست آغاز شد؟
چه کسی شما را مجبور به بازگشت کرد که حالا هر روز از «نمیشود» و «نمیتوانیم» سخن بگویید؟ این خود شما بودید که وعده دادید میتوانید شرایط را مدیریت کنید. شما بودید که از تضمینهای فیفا سخن گفتید و ادعا کردید اگر خواستههای ایران تأمین نشود، اقدامات جدی انجام خواهید داد. پس چه شد؟
ما از ابتدا میدانستیم شرایط دشوار است، اما شما حتی نتوانستید برای حضور در کنگره فیفا در کانادا ویزا بگیرید؛ آن وقت انتظار دارید کسی باور کند که فراهم کردن بازیهای تدارکاتی خارج از توان شما نبوده است؟
اگر قرار باشد هر مدیری با استناد به تحریم و جنگ، همه ناکامیهایش را توجیه کند، دیگر چه نیازی به تخصص، برنامهریزی و مدیریت وجود دارد؟ هر فرد دیگری هم میتواند رئیس فدراسیون شود و در پایان بگوید: «تحریم بودیم، جنگ بود، بنابراین به جای بازی با تیمهای معتبر، با کارمندان فلان مجموعه مسابقه دادیم.»
فوتبال ایران این روزها در وضعیت عجیبی قرار دارد. مجموعهای که در مهمترین آزمون خود شکست خورده، همچنان مشغول دستاوردسازی برای خود است و مدیرانش همه ناکامیها را به گردن تحریم و جنگ میاندازند. و ما ماندهایم که چگونه شرح دهیم لحظهلحظه خود را، برای این همه ناباورِ خیالپرست.