به گزارش ستاره صبح آنلاین، تصاویر تانکرهای گاز معطلمانده در مرز ایران و پاکستان، مسئله توقف تجارت و بسته شدن مرز این همسایه شرقی را دوباره در مرکز توجه قرار داده است. وضعیتی با وجود وعدههای مکرر برای بازگشایی مرز، هنوز به رفع کامل محدودیتها منجر نشده و حالا پاکستان را به جستوجوی منابع جایگزین گاز مایع کشانده است. همزمانی این اتفاق با نقش میانجیگرانه اسلامآباد در مناقشه ایران و آمریکا، پرسشهایی درباره مناسبات اقتصادی و سیاسی دو کشور ایجاد کرده است.
ماجرا از ۲۵ مهرماه آغاز شد؛ زمانی که دولت پاکستان بهطور ناگهانی تجارت با ایران را از دو گذرگاه رسمی گبد ـ ریمدان و تفتان در ایالت بلوچستان متوقف کرد. وزارت بازرگانی پاکستان با صدور بخشنامهای، دستور قبلی خود درباره تسهیل واردات و صادرات با ایران را لغو کرد و عملاً صدور مجوزهای جدید تجاری را متوقف ساخت. این تصمیم صدها کامیون حامل گاز مایع، برنج، میوه و دیگر کالاهای تجاری را در دو سوی مرز گرفتار کرد.
گفتنی است، پیش از این به صورت روزانه بیش از چهار هزار تن گاز مایع از همین گذرگاه وارد پاکستان میشد. اما آنچه این ماجرا را پیچیدهتر کرد، اختلاف تهران و اسلامآباد بر سر علت توقف تجارت بود. مقامهای پاکستانی دلیل تصمیم را نگرانیهای امنیتی، مقابله با قاچاق و ضرورت ساماندهی مدیریت مرزی اعلام کردند. در مقابل، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، از مشکلات فنی و ضرورت انجام اقدامات احتیاطی سخن گفت.
در ادامه، رضا امیری مقدم، سفیر ایران در پاکستان، صریحتر به موضوع پرداخت و اعلام کرد که تهران هیچ محدودیتی برای صادرات کالا به پاکستان، از جمله گاز مایع، اعمال نکرده است. او تغییر در نحوه اجرای مقررات موسوم به E-Form از سوی پاکستان را عامل اصلی اختلال در تجارت دانست؛ مقرراتی که برای ثبت واردات و نحوه پرداخت بانکی کالاهای وارداتی به کار میرود. به گفته سفیر ایران، صدها کامیون حامل گاز مایع وارد سمت پاکستانی مرز شده بودند، اما امکان تخلیه یا ترخیص آنها فراهم نشده بود.
بازگشایی مرز؛ چرا تانکرها همچنان گرفتارند؟
در ۳ آبان، خبرهایی از بازگشایی گذرگاه گبد ـ ریمدان منتشر شد. با این حال، بازگشایی به معنای بازگشت کامل تجارت به شرایط عادی نبود. مقامهای محلی اعلام کردند خودروهایی که اسناد تجاری آنها تا ۲۴ مهر صادر شده بود، اجازه عبور دارند. در واقع، بخش مهمی از کامیونهای گرفتار در مرز امکان حرکت پیدا کردند، اما درباره محمولههای جدید و نحوه ادامه واردات همچنان ابهام وجود داشت.
خبرگزاری فرانسه در گزارش ۲۷ اکتبر خود نوشت که با وجود ازسرگیری محدود تجارت، هزاران کامیون همچنان در دو سوی مرز معطل هستند. رئیس اتاق بازرگانی گوادر شمار کامیونهای متوقفشده در سمت ایران را سه تا چهار هزار دستگاه و شمار آنها در سمت پاکستان را دو تا سه هزار دستگاه برآورد کرده بود. فعالان تجاری نیز تأکید داشتند که فقط خودروهایی با اسناد صادرشده پیش از ۱۶ اکتبر اجازه عبور پیدا میکنند؛ بنابراین تصاویر تازهای که از تانکرهای گاز منتشر شده، با سابقه توقف و بازگشایی ناقص تجارت میان دو کشور همخوانی دارد؛ هرچند بدون مشخص بودن تاریخ و محل دقیق تصویربرداری نمیتوان با قطعیت گفت تصاویر مربوط به کدام مرحله از این بحران است.
پاکستان حالا به دنبال جایگزین گاز ایران است
اهمیت این اتفاق زمانی روشنتر میشود که به وضعیت بازار انرژی پاکستان نگاه کنیم. این کشور پیش از توقف تجارت مرزی، روزانه حدود هفت هزار تن گاز مایع از ایران وارد میکرد و بخش قابلتوجهی از نیاز خود را از همین مسیر تأمین میکرد. توقف این واردات، بهسرعت خود را در قیمتها و زندگی روزمره مردم نشان داد.
خبرگزاری رویترز در گزارشی (۱۲ آبان) از افزایش ۵۶ درصدی قیمت کپسول ۱۲ کیلویی گاز مایع در پاکستان خبر داد. قیمت این کپسول از حدود چهار هزار و ۵۰۰ روپیه به هفت هزار روپیه رسید. رویترز در این گزارش به وضعیت رانندگان ریکشاهایی پرداخت که بخش قابلتوجهی از آنها برای تأمین سوخت وسایل نقلیه خود به گاز مایع وابستهاند و افزایش قیمت سوخت، درآمد و هزینه زندگیشان را تحت تأثیر قرار داده است.
این بحران به اندازهای جدی شده که دولت پاکستان به دنبال تأمین منابع جایگزین رفته است. به گزارش عربنیوز در چهارم نوامبر (۱۳ آبان)، علی پرویز ملک، وزیر نفت پاکستان، اعلام کرد اسلامآباد در حال بررسی واردات گاز مایع از عربستان سعودی و عمان، از طریق قراردادهای دولتی و تجاری است. دولت همچنین از شرکتهای دولتی خواسته برای تأمین محمولههای عمده اقدام کنند و زمینه ورود بیشتر بخش خصوصی به بازار را فراهم کرده است.
این تصمیم نشان میدهد که توقف واردات از ایران دیگر صرفاً یک اختلاف اداری و گمرکی نیست و به مسئلهای در حوزه امنیت انرژی پاکستان تبدیل شده است. اسلامآباد برای جبران خلأ ایجادشده ناچار است به سراغ تأمینکنندگانی برود که واردات از آنها مستلزم مسیرهای حملونقل و قراردادهای جدید است؛ آن هم در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا و اختلال در مسیرهای دریایی منطقه، هزینه و ریسک تأمین انرژی را افزایش داده است.
نقش آمریکا در بسته ماندن مرزها؛ یک ابهام مهم
یکی از پرسشهای مهم در این ماجرا، ارتباط احتمالی تصمیم پاکستان با فشارهای اقتصادی و تحریمی آمریکا علیه ایران است. در هفتههای گذشته، همزمان با تشدید محدودیتهای اقتصادی واشنگتن علیه تهران، مسیرهای تجاری ایران در منطقه نیز با مشکلات بیشتری روبهرو شدهاند.
پاکستان از یک طرف تلاش میکند روابط خود با ایران را حفظ کند و حتی در پرونده مناقشه تهران و واشنگتن نقش میانجی را بر عهده گرفته است، اما از طرف دیگر، بهعنوان کشوری که مناسبات اقتصادی و مالی گستردهای با جهان دارد، نمیتواند تبعات همکاری با ایران تحت تحریم را نادیده بگیرد.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که پاکستان در ماههای گذشته تلاش کرده خود را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی میانجیگری میان ایران و آمریکا معرفی کند. در چنین شرایطی، محدود کردن یکی از مهمترین مسیرهای تجاری ایران با پاکستان میتواند برای تهران این پرسش را ایجاد کند که آیا اسلامآباد در عمل نیز به همان اندازه که در مواضع سیاسی از توسعه روابط با ایران سخن میگوید، برای حفظ منافع اقتصادی مشترک آمادگی دارد؟
میانجی صلح یا شریک قابل اتکا برای تجارت؟
روابط ایران و پاکستان در ماههای گذشته صرفاً به تجارت مرزی محدود نبوده است. اسلامآباد در جریان مناقشه ایران و آمریکا تلاش کرده کانال ارتباطی میان طرفین باقی بماند و حتی در مقاطع مختلف برای نزدیک کردن مواضع دو طرف وارد عمل شده است. با این حال، تحولات مرزی نشان میدهد که نقش سیاسی پاکستان در منطقه لزوماً به معنای حل مشکلات اقتصادی و تجاری با ایران نیست.
از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که بلوچستان پاکستان با مشکلات امنیتی مزمنی روبهرو است. حملات گروههای مسلح و ناامنی در مسیرهای مرزی، برای دولت این کشور یک مسئله واقعی است. در جریان توقف تجارت نیز گزارشهایی از حمله افراد مسلح به کامیونهای متوقفشده در نزدیکی گذرگاه گبد ـ ریمدان منتشر شد که به آتش گرفتن تعدادی از خودروهای باری انجامید؛ بنابراین نمیتوان همه ابعاد تصمیم اسلامآباد را صرفاً به فشار آمریکا یا تقابل سیاسی با تهران تقلیل داد.
با این حال، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: حتی اگر نگرانیهای امنیتی پاکستان واقعی باشد، چرا سازوکار مشخصی برای ادامه تجارت و جلوگیری از بلاتکلیفی صدها کامیون و محموله انرژی ایجاد نشده است؟ چرا بازگشایی محدود مرز نتوانسته به ازسرگیری کامل جریان کالا منجر شود؟
برای ایران، این اتفاق از دو جهت اهمیت دارد. نخست آنکه در شرایط محدودیت صادرات نفت و فشار بر مسیرهای دریایی، بازارهای منطقهای و تجارت زمینی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. دوم آنکه حتی کشورهایی که روابط سیاسی نزدیکتری با تهران دارند، در مواجهه با محدودیتهای بانکی، تحریمها و ملاحظات امنیتی ممکن است مسیر همکاری اقتصادی را محدود کنند.
از این منظر، ماجرای تانکرهای گاز در مرز پاکستان را باید فراتر از یک اختلاف گمرکی دید. ایران در شرایطی که برای حفظ مسیرهای صادراتی خود به همکاری همسایگان نیاز دارد، با وضعیتی روبهرو شده که حتی یکی از مهمترین مسیرهای زمینی تجارتش نیز از ثبات و اطمینان کافی برخوردار نیست.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، تنها پاکستان نیست که به دنبال تأمینکنندگان جایگزین میرود؛ اعتبار مسیرهای تجاری ایران نیز بیش از گذشته زیر سؤال خواهد رفت. در شرایطی که تهران برای کاهش فشار تحریمها و حفظ درآمدهای ارزی به توسعه تجارت منطقهای نیاز دارد، تداوم چنین اختلالهایی میتواند هزینهای فراتر از ارزش محمولههای معطلمانده داشته باشد.