به گزارش ستاره صبح آنلاین، انتشار یک توییت درباره فرار از خانه تیمی شبکههای هرمی QNET و گلدکوئست، تنها نقطه آغاز یک موج گسترده از روایتهای مشابه بود. در روزهای بعد، دهها کاربر تجربه خود یا نزدیکانشان را به اشتراک گذاشتند. این روایتها نشان میدهد که روشهای این شبکهها طی سالها تقریباً ثابت مانده و همچنان با وعده استخدام در شرکتهای معتبر، جوانان را به دام میاندازند، ارتباط آنها را قطع میکنند و تحت فشار روانی قرار میدهند.
روایت اصلی و واکنشهای اولیه از توییتی به نام «هیوسین» شروع شد که نوشته بود ۵ آبان سال ۱۴۰۵، برای مصاحبه شغلی به شرکتی جعلی به نام «مپنا» رفته، اما پس از دو روز متوجه شده محل، خانه تیمی شبکه هرمی QNET و گلدکوئست است. گوشیها جمعآوری و او سه روز بدون ارتباط نگه داشته شده بود تا نیمهشب موفق به فرار شود. او تأکید کرد که فرایند دعوت به مصاحبه آنقدر حرفهای طراحی شده بود که هیچ تردیدی ایجاد نمیکرد.
در ادامه، خود هیوسین در پاسخ به یکی از کاربران هشدار داد: «مصاحبه به خودی خود که ترس نداره! وقتی ترسناک میشه که میری یه شهر دیگه، یا از طریق واسطه معرفی میشی برای کار و مصاحبه که تهش اینطوری کلاهبردار یا شرکت هرمی از آب در میان. اگر مصاحبه یه شهر دیگه رفتین، حتماً با پدر، برادر، خواهر، دوست و… برید، اینطوری هیچ مشکلی پیش نمیاد.»
روایتهای جدید از قربانیان و نزدیکان آنها
کاربری دیگری با نام داود نوشت: «واسه منم اتفاق افتاده سال ۱۳۹۳. گفتن شرکت زیرمجموعه خاتمالانبیا هستش. بعد گفتن باید تهران بیای مصاحبه. رفتیم داخل خونه دیگه تا ۵ روز منو نگه داشتن. همین Qnet بود. دو روز آخر من بیسکویت میخوردم چون هی میگفتن نمک گیر شدی. گوشی و همه چیزمو گرفته بودن. تو اتاق لیدر بود. ۱۶ نفر بودن تو اونجا.»
ترنم باران از تجربه همسرش در مشهد گفت: «شوهرم گیر همینا افتاد. تو مشهد زندانیش کرده بودن توی یه آپارتمان. با اعلامیه جعلی فوت باباش فراریش دادیم. اصلاً نمیدونست کجاست.»
کاربری تجربه برادرش را چنین توصیف کرد: «یکی زنگ زده بود داداشم پیشنهاد کار داد. بابام با فامیلمون هماهنگ کرد رفت تهران. فامیلمون رسوندش توی خیابونی که قرار داشتن. سوار ماشینش کردن. خودشم پشت ماشینشون راه میافته بره که میگن نه نباید این آقا بیاد دنبالت. ولی وقتی قبول نمیکنن داداشمو پیاده میکنن. بعد فهمیدیم از این شرکتان.»
کاربری با نام کهنمرد هم تجربه اخیر خود را به اشتراک گذاشت: «منم این اواخر بیکار شدم. از شهرستان پا شدم رفتم تهران دنبال کار. گیر این جماعت افتادم. رفتم تو یه خونه که قرار بود مثلاً خوابگاه کارگرا باشه ولی بعد صحبتاشون فهمیدم شرکت هرمین. میخواستن چهار روز حبسم کنن. زدم به غربتیبازی و در رفتم. سؤالم اینه تو اون چهار روز چکار میکنن؟»
در پاسخها توضیح داده شد که در این مدت تلاش میشود با رفتار دوستانه، غذا دادن و ارتباطگیری، فرد را شستوشوی مغزی دهند تا عضو زیرمجموعه شود.
سروآ نیز نوشت: «آشنای ما رو هم به بهونهٔ کار توی ایرانخودرو کشونده بودن تهران. چون با باباش رفته بود اونا رفتارهای شکبرانگیز زیادی از خودشون لو دادن. آخرش عصر برای خواب بردنش جلوی یه آپارتمان که باباش مطمئن شد قضیه کار نیست و همونجا الفرار.»
رضا به تجربه مشکوک یکی از دوستانش اشاره کرد که از گمرک تهران با او تماس گرفته و پیشنهاد استخدام از طریق «آشنابازی» داده بود.
کاربر دیگری گفت که رسماً از یک گروگانگیری در هشتگرد فرار کرده و تا مدتها از سایه خود میترسیده است.
الگوی مشترک شرکتهای هرمی
الگوی مشترک در روایتهااز مجموع این تجربیات، الگوی مشخصی قابل استخراج است:
- استفاده از نام شرکتهای معتبر یا پروژههای بزرگ (مپنا، خاتمالانبیا، ایرانخودرو و…) برای جلب اعتماد.
- دعوت افراد از شهرهای دیگر به تهران یا حومه.
- انتقال به خانههای تیمی یا آپارتمانهای مسکونی به جای محل کار واقعی.
- جمعآوری گوشی و قطع ارتباط با بیرون.
- نگهداری چندروزه با هدف شستوشوی مغزی و وادار کردن به عضویت یا پرداخت پول.
- مقاومت در برابر خروج افراد و تلاش برای جلوگیری از همراهی آشنایان.
تداوم فعالیت با وجود عملیاتهای پلیس
با وجود دستگیریهای مکرر در سالهای گذشته (از جمله عملیات سال ۱۴۰۴ در تهران که منجر به دستگیری ۱۹ نفر شد)، روایتهای تازه نشان میدهد این شبکهها همچنان فعال هستند و روشهای خود را با شرایط روز تطبیق میدهند. تمرکز آنها عمدتاً روی جوانان جویای کار از شهرستانها و مناطق با نرخ بیکاری بالاتر است.