به گزارش ستاره صبح آنلاین، «رئیس خودت باش»؛ این شاید یکی از جذابترین شعارهایی باشد که در سالهای اخیر برای جذب نیروی کار به اقتصاد پلتفرمی مورد استفاده قرار گرفته است. انعطاف در ساعت کار، امکان انتخاب زمان فعالیت، دسترسی به بازار گسترده مشتریان و وعده کسب درآمد مستقل، تصویری از یک فرصت شغلی جدید و مدرن ایجاد کرده است؛ فرصتی که قرار بود محدودیتهای اشتغال سنتی را کنار بزند و امکان کسب درآمد را برای گروههای مختلف جامعه فراهم کند.
با این حال، پشت این تصویر، واقعیتی وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است: بخش بزرگی از افرادی که در اقتصاد پلتفرمی فعالیت میکنند، نه از امنیت شغلی برخوردارند، نه آینده مشخصی برای بازنشستگی دارند و نه در بسیاری از موارد از پوشش بیمهای متناسب با ماهیت فعالیت خود بهرهمند هستند.
تجربه جهانی؛ تلاش برای بازگرداندن حمایتهای اجتماعی به اقتصاد دیجیتال
این چالش محدود به ایران نیست و بسیاری از کشورها در سالهای اخیر با مسئله تعیین وضعیت حقوقی و اجتماعی شاغلان پلتفرمی مواجه شدهاند. بر اساس گزارشی از سازمان بینالمللی کار، نمایندگان دولت، تشکلهای کارگری و کارفرمایی، شرکتهای فعال در حوزه پلتفرمهای دیجیتال و سازمانهای کارگران پلتفرمی در سریلانکا، بر ضرورت تقویت حمایتهای قانونی و اجتماعی از شاغلان این بخش تأکید کردهاند.
گسترش پوشش تأمین اجتماعی، بازنگری در قوانین کار، تضمین پرداخت منصفانه دستمزد، ارتقای ایمنی و بهداشت شغلی و حمایت از کارگران در برابر تصمیمگیریهای الگوریتمی شرکتها، از جمله اولویتهای مطرحشده در این نشست بوده است.
تجربه سریلانکا نشان میدهد که مسئله اقتصاد پلتفرمی صرفاً افزایش فرصتهای درآمدزایی نیست؛ بلکه دولتها باید مشخص کنند شرکتهایی که از نیروی انسانی برای کسب درآمد استفاده میکنند، چه مسئولیتی در قبال آینده شغلی و امنیت اجتماعی این افراد دارند.
اقتصاد پلتفرمی؛ اشتغال بدون تعهدات کارفرمایی؟
یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد پلتفرمی، تعریف رابطه حقوقی میان نیروی کار و شرکتهای مالک پلتفرم است. شرکتها معمولاً خود را واسطهای میان ارائهدهندگان خدمات و مشتریان معرفی میکنند و افراد فعال در این ساختار را پیمانکار مستقل، همکار تجاری یا ارائهدهنده خدمات میدانند. این در حالی است که بخش مهمی از فرایند فعالیت اقتصادی از طریق همان پلتفرم مدیریت میشود.
تعیین قیمت یا چارچوب درآمد، رتبهبندی و ارزیابی عملکرد، تخصیص سفارش و پروژه، تعیین شرایط دسترسی به مشتریان و حتی محدود کردن یا مسدودسازی حساب کاربری، از جمله ابزارهایی است که پلتفرمها برای مدیریت فعالیت افراد در اختیار دارند. بنابراین، اگرچه ممکن است در ظاهر رابطه استخدامی مستقیمی میان شرکت و فرد وجود نداشته باشد، اما در عمل، ادامه فعالیت و میزان درآمد بسیاری از شاغلان به تصمیمهای پلتفرم وابسته است.
مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه نیز در بررسی وضعیت بیمه نیروی کار پلتفرمی تأکید کرده است که شکل جدید اشتغال، خلأهایی جدی در پوشش تأمین اجتماعی ایجاد کرده و امنیت شغلی و حقوق کارگران پلتفرمی را با چالش مواجه ساخته است.
این وضعیت یک تناقض اساسی ایجاد میکند؛ پلتفرمها از نیروی انسانی برای توسعه کسبوکار خود استفاده میکنند، اما در بسیاری از موارد، مسئولیتهای متعارف کارفرمایی را نمیپذیرند. در نتیجه، هزینههایی مانند بیمه، بیماری، ازکارافتادگی، حوادث ناشی از کار و حتی دورههای کاهش تقاضا، مستقیماً بر دوش افرادی قرار میگیرد که برای ادامه فعالیت اقتصادی خود به این شرکتها وابستهاند.
درآمد ناخالص با دستمزد واقعی تفاوت دارد
کوروش بابایی، کارشناس حقوق کار، در گفتوگو با تجارتنیوز درباره وضعیت نیروی کار در اقتصاد پلتفرمی میگوید: یکی از ویژگیهای اصلی این مدل اقتصادی، انتقال بخش قابل توجهی از هزینههای فعالیت به افرادی است که خدمات را ارائه میکنند. پلتفرمها معمولاً بدون آنکه تمام زیرساختها و نیروی انسانی مورد نیاز برای ارائه خدمات را به استخدام مستقیم خود درآورند، میتوانند شبکه گستردهای از فعالیتهای اقتصادی ایجاد کنند.
او توضیح میدهد: افرادی که در این ساختار فعالیت میکنند، بسته به نوع شغل خود، ممکن است هزینه ابزار کار، تجهیزات، اینترنت، نرمافزار، آموزش، رفتوآمد، تعمیر و نگهداری وسایل مورد نیاز و سایر هزینههای عملیاتی را شخصاً پرداخت کنند. در کنار این موارد، هزینههایی مانند بیمه، مالیات و استهلاک سرمایه نیز وجود دارد که در محاسبه درآمد واقعی آنها باید در نظر گرفته شود.
این کارشناس حقوق کار تأکید میکند: مبلغی که یک فرد از طریق فعالیت در پلتفرم به دست میآورد، الزاماً معادل درآمد خالص او نیست. بخشی از این مبلغ ممکن است بابت کمیسیون یا هزینه استفاده از خدمات پلتفرم کسر شود و بخش دیگری نیز صرف هزینههای جانبی فعالیت شود. بنابراین، برای ارزیابی وضعیت اقتصادی این گروه از شاغلان، صرفاً نباید به میزان درآمد ثبتشده در حساب کاربری آنها توجه کرد؛ بلکه باید هزینههایی را نیز که برای ادامه فعالیت بر عهده دارند، محاسبه کرد.
بابایی میافزاید: مسئله مهمتر این است که هزینههای فعالیت افراد با تورم تغییر میکند. افزایش قیمت تجهیزات، خدمات، اینترنت، ابزار کار و سایر ملزومات شغلی میتواند بخش مهمی از درآمد آنها را از بین ببرد. در چنین شرایطی، حتی افزایش درآمد اسمی نیز لزوماً به معنای بهبود وضعیت معیشتی نیست.
نمیتوان با عنوانهایی مانند همکاری تجاری یا شراکت اقتصادی، تعهدات قانونی کارفرمایی را نادیده گرفت / فناوری نباید به ابزاری برای نادیده گرفتن حقوق نیروی انسانی تبدیل شود
یکی از مهمترین پرسشها درباره اقتصاد پلتفرمی این است که آیا افرادی که از طریق این شرکتها فعالیت میکنند، واقعاً شرکای اقتصادی مستقلی هستند یا در عمل بخشی از نیروی کار تحت مدیریت پلتفرم محسوب میشوند؟
بابایی در اینباره میگوید: اگر افراد صرفاً شریک اقتصادی یا پیمانکار مستقل تلقی شوند، میتوان این استدلال را مطرح کرد که مسئولیت پرداخت هزینههای بیمه و سایر تعهدات شغلی بر عهده خود آنهاست. اما اگر رابطه میان فرد و پلتفرم واجد عناصر رابطه کاری باشد، نمیتوان صرفاً با انتخاب عنوانهایی مانند همکاری تجاری یا شراکت اقتصادی، تعهدات قانونی کارفرمایی را کنار گذاشت.
او ادامه میدهد: باید بررسی شود که چه کسی شرایط اصلی فعالیت را تعیین میکند، چه کسی بر عملکرد فرد نظارت دارد، درآمد از چه مسیری تأمین میشود و تا چه اندازه امکان فعالیت مستقل خارج از چارچوب تعیینشده توسط پلتفرم وجود دارد. اگر بخش مهمی از اختیار و کنترل فعالیت در دست شرکت باشد، نمیتوان مسئولیت تمام ریسکهای اقتصادی و اجتماعی را به فرد ارائهدهنده خدمت منتقل کرد.
این کارشناس حقوق کار تاکید میکند: فناوری نباید به ابزاری برای نادیده گرفتن حقوق نیروی انسانی تبدیل شود. تغییر شکل قراردادها و استفاده از ساختارهای دیجیتال نباید موجب شود افرادی که عملاً نیروی کار مورد نیاز یک بنگاه اقتصادی را تأمین میکنند، از حمایتهایی که برای سایر شاغلان در نظر گرفته شده محروم بمانند.
مسئله بیمه در اقتصاد پلتفرمی صرفاً به معنای پرداخت یک مبلغ ماهانه نیست / نمیتوان انتظار داشت افرادی که درآمد آنها ناپایدار است، بهتنهایی تمام هزینههای تأمین اجتماعی خود را پرداخت کنند
یکی از مهمترین پیامدهای گسترش اشتغال پلتفرمی بدون سازوکار مشخص بیمهای، افزایش تعداد افرادی است که در دوران فعالیت خود درآمد دارند، اما برای آینده شغلی و دوران بازنشستگی پشتوانه مناسبی ندارند.
بابایی در این زمینه میگوید: مسئله بیمه در اقتصاد پلتفرمی صرفاً به معنای پرداخت یک مبلغ ماهانه نیست. فردی که از حمایت بیمهای برخوردار نیست، در صورت بیماری، حادثه، ازکارافتادگی یا کاهش توانایی فعالیت، ممکن است تمام منبع درآمد خود را از دست بدهد. چنین شرایطی در بلندمدت میتواند افراد را در معرض فقر و آسیبهای اجتماعی قرار دهد.
او تأکید میکند: نمیتوان انتظار داشت افرادی که درآمد آنها ناپایدار است، بهتنهایی تمام هزینههای تأمین اجتماعی خود را پرداخت کنند؛ بهویژه زمانی که بخش مهمی از فعالیت اقتصادی آنها از طریق یک پلتفرم مشخص سازماندهی میشود و آن پلتفرم نیز از این فعالیت درآمد کسب میکند.
نظام حمایت اجتماعی با شکل جدید اشتغال هماهنگ نیست
واقعیت این است که اقتصاد پلتفرمی در ایران در حال توسعه است، اما نظام حمایت اجتماعی هنوز نتوانسته خود را با این شکل جدید اشتغال هماهنگ کند. نتیجه این فاصله، شکلگیری گروهی از شاغلان است که در آمارهای اقتصادی بهعنوان نیروی فعال بازار کار شناخته میشوند، برای شرکتها ارزش اقتصادی ایجاد میکنند و در چرخه تولید و توزیع خدمات نقش دارند، اما در زمان بیماری، حادثه یا بازنشستگی ممکن است پشتوانه کافی نداشته باشند.
اگر قرار است اقتصاد دیجیتال به الگویی پایدار برای اشتغال تبدیل شود، نمیتوان انعطافپذیری را فقط برای شرکتها تعریف کرد و تمام نااطمینانیها را بر دوش نیروی کار گذاشت. اشتغال مدرن زمانی میتواند به معنای واقعی کلمه مدرن باشد که در کنار فرصت کسب درآمد، حقوق شغلی، بیمه و امنیت اجتماعی نیز برای افراد فراهم شود.