نبوی تأکید کرد که اصرار بر متنی که اجرای آن متوقف مانده، دیپلماسی را فرسوده میکند. به گفته او، تهران باید با اتکا به فتوای تحریم سلاح هستهای، ابتکار عمل را بر حلوفصل پرونده هستهای و ارائه تضمینهای بینالمللی متمرکز کند. وی همچنین از تندرویهای داخلی و عملکرد رسانه ملی انتقاد کرد و هشدار داد که انسداد مسیر دیپلماسی به سود اهداف جنگطلبانه اسرائیل در منطقه خواهد بود. در ادامه، گزیدهای از اظهارات بهزاد نبوی را میخوانید.
افتخار به تفاهم اسلامآباد؛ توافقی که متوقف ماند
پزشکیان، قالیباف، عراقچی و گروه مذاکرهکننده با شهامت این پرونده را پیش بردند و تفاهم اسلامآباد را به امضا رساندند. همچنین باید از اکثریت قاطع اعضای شورای عالی امنیت ملی تشکر کرد که منافع ملی را بر تعصبات جناحی ترجیح دادند و پای این سند را امضا کردند.
مفاد این تفاهمنامه میتوانست گشایشهای ملموسی برای اقتصاد کشور ایجاد کند و به کاهش تنشهای خارجی بینجامد. متأسفانه اتفاقاتی که اندکی بعد رخ داد، روند اجرای توافق را مختل کرد و تفاهمنامه را در وضعیت تعلیق و رکود قرار داد.
مسئولیت حمله به کشتیها با کیست؟
در گام نخست، طرف آمریکایی مرتکب تخلفاتی شد و به بخشی از تعهدات ضمنی خود وفادار نماند. متأسفانه در واکنش به این بدعهدی، رفتاری صورت گرفت که بهانهای جدی به دست آمریکاییها داد.
ما میتوانستیم با استفاده از ابزارهای حقوقی، صدور بیانیههای دیپلماتیک، فعالسازی کشورهای واسطه و اعمال فشار سیاسی بر جامعه جهانی، طرف مقابل را به دلیل تخلفاتش در تنگنا قرار دهیم و هزینه عهدشکنی را افزایش دهیم. اما ناگهان ماجرای حمله به کشتیها رخ داد و فضای سیاسی بینالمللی را علیه ما تغییر داد.
تا آنجا که من مطلع هستم و از منابع موثق شنیدهام، هیچ نهادی در داخل کشور رسماً مسئولیت آن اقدام را بر عهده نگرفت. حتی آقای دکتر پزشکیان با ناراحتی و تعجب از فرماندهان نیروهای مسلح پرسیدند که چرا در چنین مقطع حساسی دست به این اقدام زدهاند؟ اما نیروهای نظامی صراحتاً اعلام کردند که نقشی در این واقعه نداشتهاند و دستوری نیز صادر نشده بود.
وقتی نه دولت، نه ستاد کل نیروهای مسلح و نه رهبری چنین دستوری ندادهاند، پس چه کسی پشت این اقدام بوده است؟ نتیجه این روند آن شد که فضایی برای آمریکاییها فراهم آمد تا از توافق عقبنشینی کنند، بهانهتراشی کنند و سند معتبر اسلامآباد را مسکوت بگذارند.
ضرورت حلوفصل پرونده هستهای برای لغو تحریمها
سیاست خارجی، علم سنجش واقعیتهاست، نه رؤیاپردازی. ممکن است واشنگتن به این نتیجه رسیده باشد که آسیبپذیری گذشته در برابر بسته شدن تنگه هرمز دیگر به همان شدت وجود ندارد یا معادلات انرژی خود را به شکل دیگری تنظیم کرده است.
بنابراین، وقتی طرف مقابل احساس نمیکند که از این ناحیه تحت فشار خردکننده قرار دارد، اصرار یکسویه بر یک ابزار خاص نتیجهای نخواهد داشت.
به نظر من، زمان آن رسیده است که به سراغ مسئله اصلی برویم. مسئله اصلی ایران و طرفهای بینالمللی در بیش از دو دهه گذشته، همواره مناقشه هستهای بوده است. به جای گرفتار شدن در جزئیات تفاهمنامه پیشین، باید مسیر گفتوگو را مستقیماً به سمت حلوفصل پرونده هستهای بازگردانیم؛ زیرا به نتیجه رسیدن این مذاکرات برای رفع تحریمها راهبردیتر و حیاتیتر است.
اظهارات روبیو نیز مؤید همین تحلیل است. وقتی او تأکید میکند که موضوع اصلی برای واشنگتن، مسئله توان دستیابی به سلاح هستهای است و خواستار شدیدترین نظارتها میشود، به این معناست که راهکار دیپلماتیک همچنان بر محور شفافسازی فعالیتهای هستهای و سازوکارهای نظارتی قرار دارد.
ما فتوای شرعی و رسمی رهبری را در اختیار داریم که ساخت، نگهداری و استفاده از هرگونه سلاح کشتارجمعی و هستهای را حرام اعلام کردهاند.
اعتمادسازی حداکثری؛ راهکار عبور از مناقشه هستهای
این فتوا بالاترین سند الزامآور در ساختار جمهوری اسلامی است. ما همواره رسماً اعلام کردهایم که به دنبال بمب اتم نیستیم و هدفمان استفاده صلحآمیز از دانش هستهای در حوزههای پزشکی، کشاورزی و تولید برق است.
اگر واقعاً طبق این فتوای صریح به دنبال ساخت سلاح هستهای نیستیم، نباید از هیچگونه سازوکار نظارتی بینالمللی هراس داشته باشیم. راهکار ما برای ورود به این مذاکرات باید اعتمادسازی حداکثری و شفاف باشد.
هر اقدامی که بتواند اعتماد جامعه بینالمللی را جلب کند و صلحآمیز بودن فعالیتهای ایران را اثبات کند، باید بدون فوت وقت انجام شود. فراهم کردن چنین دسترسیهایی امتیاز ویژهای به طرف مقابل نیست که احساس کنیم بازنده شدهایم؛ زیرا چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد.
با این تدبیر، هم فتوای رهبری را محقق میکنیم و هم بهانه واهی «ایرانهراسی» و ادعای احتمال حرکت به سمت سلاح هستهای را از تندروهای واشنگتن و تلآویو میگیریم.
نکته مهمتر این است که نباید پرونده هستهای را با خطوط کشتیرانی و تنگه هرمز پیوند بزنیم. مسیر نجات کشور، تغییر جهت مذاکرات به سمت رفع شائبههای نظامی پرونده هستهای و حلوفصل شفاف آن در ازای لغو کامل تحریمهاست.
انتقاد به رسانه ملی و ضرورت تعامل هوشمندانه با جهان
رسانه ملی به پایگاه حزبی جریانی تبدیل شده است که تمام حیاتش در گرو تداوم تخاصم و تحریم است. راه مقابله با این وضعیت، آگاهیبخشی صبورانه، حفظ انسجام حول عقلانیت ملی و نترسیدن دستگاه دیپلماسی از هجمههای سازمانیافته این گروه اندک است.
نجات کشور در گرو تصمیمات شجاعانه و تعامل هوشمندانه با جهان است و نباید اجازه داد فریادهای این اقلیت، منافع ملی را به گروگان بگیرد.
اقتصاد نیوز