به گزارش ستاره صبح آنلاین از عصرایران، چه اتفاقی برای بازی های دوران کودکی افتاده است؟ روزگاری نه چندان دور، تصویر کودکی با دویدن در حیاط، ساختن قلعههای شنی، بالا رفتن از درخت و گفتوگو با دوستان خیالی گره خورده بود. اما امروز، در گوشهوکنار بسیاری از خانهها و مهدکودکها، این تصویر رنگباخته و جای خود را به نشستن پشت میزهای کوچک، پر کردن کاربرگهای آموزشی و نگاه خیره به صفحهنمایشهای روشن داده است.
والدین نگران، کودک خود را از دو سالگی در مسابقهای بیپایان برای «یادگیری» و «پیشرفت» قرار میدهند و گویی باور کردهاند که هر لحظه بازی، لحظهای از دسترفته برای ساختن آیندهای درخشانتر است.
اما علم تربیتی در سالهای اخیر، تصویر دیگری پیش روی ما میگذارد؛ تصویری که در آن بازی نه اتلاف وقت، که کارزار اصلی یادگیری است.
کودکی که در حال بازی کردن است، در واقع مشغول حل مسئله، تمرین همکاری، کشف قوانین جهان و شکلدهی به هویت عاطفی خویش است.
پژوهشگران امروز باور دارند که اگر کودکی را از بازی محروم کنیم، در واقع او را از طبیعیترین و عمیقترین مسیر رشد محروم کردهایم.
در همین راستا، مطالعه جامع و بدیعی را در سال ۲۰۲۵ مؤسسه آموزش دانشگاه لندن (UCL) منتشر کرده است که با مرور سیستماتیک صدها پژوهش معتبر، به پرسش اساسی پاسخ داده است: «آیا بازی واقعاً برای یادگیری و رشد کودکان ضروری است؟»
این پژوهش که بر گروه سنی ۰ تا ۸ سال متمرکز شده، با قاطعیت نشان میدهد که بازی نه یک فعالیت فرعی یا سرگرمکننده، بلکه رسانهای قدرتمند برای یادگیری و شکوفایی است که میتواند زندگی کودکان را در هر جای این کره خاکی متحول کند.
یافتههای این مطالعه، درست زمانی منتشر شده که کودکان جهان بیش از هر دورهای به فرصت بازی امن و آزاد نیاز دارند.
در ادامه این مقاله، از دریچه یافتههای این پژوهش علمی و دیگر شواهد معتبر، به این پرسش پاسخ میدهیم که چرا باید بازی را به مرکز زندگی کودکان بازگردانیم و این بازگشت چه تأثیرات شگرفی بر آینده فردی و جمعی آنها خواهد داشت.
بازی بازی و تنها بازی
کشف جهان با بازی و شادی
در دنیایی که آموزش رسمی و برنامههای فشرده درسی، دوران کودکی را تحت فشار قرار داده است، پژوهشی تازه از مؤسسه آموزش دانشگاه لندن نشان میدهد که بازی نه تنها یک فعالیت فرعی و سرگرمکننده، بلکه رسانهای قدرتمند برای یادگیری و شکوفایی همهجانبه کودکان است.
در این مقاله، به بررسی یافتههای این مطالعه و دلایل علمی ضرورت بازگرداندن بازی به مرکز زندگی کودکان میپردازیم.
آیا دوران بازی کردن کودکان به پایان رسیده است؟
تصور کنید کودکی را که ساعتی در گوشه اتاق مشغول بازی با چند قطعه چوبی ساده است.
او برای خود قصه میگوید، کوه و دشت میسازد، با شخصیتهای خیالی گفتوگو میکند و از افتادن و دوباره برخاستن برجهایش هراسی ندارد.
این صحنه، که روزگاری جزء جداییناپذیر کودکی بود، امروز در بسیاری از خانهها و حتی مهدکودکها به امری نادر تبدیل شده است.
فشار برای آموزش زودهنگام، نگرانی از عقبماندن از همسالان و شیفتگی به صفحهنمایشهای دیجیتال، فرصتهای این کشف شیرین و بیدغدغه جهان را از کودکان ما گرفته است.
اما علم چه میگوید؟
آیا بازی واقعاً اتلاف وقت است یا پایهای اساسی برای رشد انسانی؟ مطالعه جامع «قدرت بازی»، پاسخی قاطع به این پرسشها داده است.
این پژوهش با هدف قرار دادن بازی در «مرکز آموزش دوران کودکی» طراحی شده است. مطالعات نشان میدهند که بازی چیزی فراتر از یک تفریح ساده است؛ بلکه رسانهای قدرتمند برای یادگیری و توسعه محسوب میشود که میتواند به زندگی کودکان در سراسر جهان سود برساند .
بازی؛ نه یک فعالیت فرعی، بلکه رسانهای برای رشد همهجانبه
در این دوره حیاتی از زندگی، یهنی تا 8 سالگی بازی نقشی بیبدیل در کیفیت زندگی، بهزیستی و رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی کودکان ایفا میکند .
این یعنی وقتی کودک مشغول بازی است، صرفاً وقت نمیگذراند؛ بلکه در حال تمرین مهارتهایی است که پایههای شخصیت آینده او را میسازند.
این مطالعه با تأکید بر اینکه بازی یک رفتار غریزی و ذاتی در کودکان خردسال است، به این نکته اشاره دارد که فراهم کردن فرصت و فضای امن برای بازی، نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت اساسی برای رشد سالم است .
متأسفانه در دنیای پیچیده و به سرعت در حال تغییر امروز، دستیابی به این فرصتها برای بسیاری از کودکان دشوارتر از همیشه شده است. پژوهشگران این پروژه بر این باورند که حمایت از بازی آزاد و ایمن کودکان، بیش از هر زمان دیگری حیاتی است .
چه چیزی بازی را به ابزاری قدرتمند تبدیل میکند؟
این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که چه نوع بازی و تعاملاتی در محیطهای طبیعی زندگی کودکان (مانند خانه یا فضای باز) به نتایج مثبت در یادگیری و رشد منجر میشود .
پژوهشگران بر این باورند که بازی، به ویژه در محیطهای غیررسمی و خارج از چارچوب کلاس درس، فرصتی منحصربهفرد برای تعاملات چندنسلی و یادگیری عمیق فراهم میکند.
به عنوان مثال، بازی با اسباببازیهای ساده و قابل مونتاژ (همان قطعات چوبی یا لِگوها) نقش مهمی در حمایت از رشد عاطفی و اجتماعی کودکان دارد .
در این نوع بازی است که کودک یاد میگیرد با دیگری مشارکت کند، برای رسیدن به هدفی مشترک تلاش کند، شکست را تجربه کند و دوباره امتحان کند و در نهایت، اعتماد به نفس خود را برای رویارویی با چالشهای بزرگتر زندگی بسازد.
چرا باید بازی را جدی بگیریم؟
پیام کلیدی مطالعه Power of Play این است که سیاستگذاران آموزشی، والدین و مربیان باید نگاه خود را به بازی تغییر دهند.
بازی نباید به عنوان پاداشی پس از انجام تکالیف درسی یا راهی برای پر کردن اوقات فراغت دیده شود. بلکه باید به عنوان ستون اصلی آموزش و پرورش در دوران کودکی مورد توجه قرار گیرد .
پذیرش این دیدگاه به معنای تغییر در نحوه طراحی محیطهای یادگیری، تغییر در انتظارات والدین از فرزندان و تغییر در برنامهریزی شهری برای ایجاد فضاهای امن و محرک برای بازی است.
کودکی که اجازه دارد جهان را از راه بازی کشف کند، نه تنها کودکی شادتر را تجربه میکند، بلکه به انسانی خلاقتر، مقاومتر و با توانایی بیشتر در حل مسئله تبدیل خواهد شد.
همانطور که این پژوهش بر آن تأکید دارد، شواهد علمی به وضوح نشان میدهد که این سرمایهگذاری بر روی بازی، سرمایهگذاری بر روی آیندهای روشنتر برای تمام کودکان است .
برای رشد همهجانبه کودکان، باید میدان را به بازی داد
مطالعه «قدرت بازی»، با اتکا به شواهد علمی قوی، پیامی روشن دارد: برای رشد همهجانبه کودکان، باید میدان را به بازی داد.
وقت آن رسیده که باور کنیم کودکی که به خودش اجازه میدهد در بازی غرق شود، نه از یادگیری عقب میافتد، بلکه پیشرفتهترین و عمیقترین نوع یادگیری را تجربه میکند.
بیایید به کودکان مان اعتماد کنیم و جهان را برای کشف کردن، در اختیار بازیهای شان بگذاریم.