به گزارش ستاره صبح آنلاین از عصرایران، گاهی یک عکس، بیشتر از صدها خبر و تحلیل حرف برای گفتن دارد. عکسی که از مراسم تشییع پیکر رهبر شهید جمهوری اسلامی منتشر شد، از همان دست تصاویر معنادار است؛ عکسی که به ترتیب سرلشکر رضایی، پزشکیان، قالیباف، اژهای، آملی لاریجانی و عراقچی را در کنار هم نشان میدهد.
به جرأت میتوان گفت اینها، هر کدام به شکلی، از مؤثرترین چهرههای دو سه ماه اخیر پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل بودهاند. هر کدام داستان و روایت مستقلی دارند؛ روایتهایی که شاید کنار هم، تصویری روشنتر از وضعیت امروز سیاست ایران ارائه کند.

سرلشکر رضایی؛ از اتاق جنگ به اتاق رسانه
نفر اول، سرلشکر رضایی است؛ از بازماندگان نسل اول انقلاب و از چهرههایی که تجربه طولانی حضور در جبهههای جنگ با عراق را در کارنامه دارد. آن روزها البته نقدهایی هم به او وارد میشد، اما فارغ از همه اینها، رضایی همچنان یک شخصیت بسیار تأثیرگذار است؛ هم یک چهره نظامیِ استراتژیک و هم شخصیتی که حضور رسانهای پررنگی دارد. در این دو سه ماه اخیر هم هر زمان که نیاز بوده مقابل دوربینها آمده و هر زمان که ضرورت ایجاب کرده، به اتاق فکر رفته است.
پزشکیان؛ رئیس دولت روزهای منقبض
نفر دوم، پزشکیان است؛ کسی که شاید بتوان گفت عجیبترین سرنوشت را در میان همه رؤسای جمهور بعد از انقلاب دارد. از این جهت که در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی به ریاستجمهوری رسید و در همین مدت کوتاه، آنقدر اتفاق رخ داده که گویی معادل چندین سال از تاریخ نظام در حال رقم خوردن بوده است. فشارها بر او کم نبوده؛ تا جایی که در همین دو ماه، بارها شایعه استعفایش مطرح شد. با این حال، مدل موضعگیریهای او نشان میدهد که دائماً تلاش کرده از حریم و جایگاه نهاد ریاستجمهوری و دولت دفاع کند، نقش دولت را پررنگتر نشان دهد و از تضعیف آن جلوگیری کند. در عین حال، نوعی خستگی و کلافگی نیز بارها در اظهارنظرها و حتی زبان بدنش دیده شده؛ همانطور که در همین عکس هم، لحظهای که چشمش را میمالد، این حس به مخاطب منتقل میشود.

قالیباف؛ تا اطلاع ثانوی در صدر
پرحرفوحدیثترین، مؤثرترین و خبرسازترین چهره سپهر سیاست ایران در سه ماه اخیر. بدون تردید، حتی بیش از رئیس دولت، در مرکز توجه قرار داشته است؛ از حضور در رأس موضعگیریها گرفته تا ویدئوهایی که در همین یکی دو ماه منتشر کرد و مستقیماً با مردم سخن گفت. در کنار اینها، سیبل شدن او در برخی تجمعاتی که گفته میشد از سوی جبهه پایداری هدایت میشوند، موقعیت ویژهای برایش ایجاد کرده است. درباره قالیباف، هم در داخل و هم حتی در میان اپوزیسیون، حرفهای زیادی گفته میشود. او همیشه یک جاهطلب سیاسی بوده و حالا باید دید در روزها و ماههای آینده، چه اتفاقاتی درباره او رقم خواهد خورد.
اژهای؛ جایگاهی که بدیل ندارد
نفر بعدی، اژهای است؛ کسی که در رأس دستگاه قضائی کشور قرار دارد. در روزهای جنگ، شایعات زیادی درباره او مطرح شد، اما در نهایت به سلامت از آن مقطع عبور کرد. درباره عملکرد دستگاه قضائی نیز تحلیلهای فراوانی وجود دارد، اما فارغ از این تحلیلها، جایگاهی که امروز اژهای در ساختار قدرت دارد، جایگاهی کمبدیل است؛ موقعیتی که شاید در حال حاضر، کمتر کسی بتواند مشابه آن را در رأس نظام داشته باشد.

آملی لاریجانی؛ چهرهای کماثرتر در این قاب
نفر بعدی، آملی لاریجانی است؛ چهرهای که به اندازه شهید علی لاریجانی موثر نبوده است. شاید بتوان گفت در میان افراد حاضر در این عکس، آملی لاریجانی کمتأثیرترین چهره است؛ نه به اندازه علی لاریجانی اثرگذاری دارد و نه در موضعگیریهای سیاسی اخیر، نقش پررنگی ایفا کرده است. گاهی در برخی مواضع، به تقویت گفتمان نظام میپردازد، اما در مجموع، به نظر میرسد کارکرد سیاسی ویژهای در این مقطع از او دیده نمیشود.
عراقچی؛ وزیر خارجه دوران دشوار
و نفر آخر این عکس، عراقچی است؛ کسی که شاید کمتر کسی تصور میکرد به یکی از برجستهترین وزرای خارجه جمهوری اسلامی تبدیل شود. او در تمام ماههای اخیر، دائماً تلاش کرده دیپلماسی را تقویت کند؛ مرد سفرهای پیاپی، مذاکرات، رفتوآمدهای مستمر و ارتباط با کشورهای مختلف، بهویژه اروپا؛ دستکم آنگونه که برخی چهرههای نزدیک به نظام روایت میکنند. عراقچی هم مانند قالیباف، به یکی از سیبلهای جبهه پایداری تبدیل شده است. درباره عملکرد او،. احتمالاً سالها بعد میتوان تحلیلهای دقیقتر و مفصلتری نوشت؛ چرا که هنوز درباره بسیاری از اتفاقات نمیشود شفاف حرف زد.