تحولات یمن و پیشروی نیروهای انصار الله، معادلات بازار انرژی و جنگ ایران و آمریکا را تحت تأثیر قرار داده است. با تسلط بیشتر حوثیهای یمن بر ساحل غربی و تنگه بابالمندب، مسیرهای جایگزین تنگه هرمز برای صادرات انرژی هم تحتفشار قرار گرفت. از یکسو، ایران اهرم فشار تنگه هرمز را در اختیار دارد و از سوی دیگر، انصار الله نزدیک به ایران بر بابالمندب احاطه پیداکرده است.
آمریکا درخواست عربستان مبنی بر مداخله مستقیم را رد کرد و به نظر میرسد جنگ ایران و آمریکا با تحولات یمن وارد مرحله جدیدی شد؛ مرحلهای که برخی از آن بهعنوان «دو گلوگاه» یاد میکنند.
از هرمز به بابالمندب
یکی از مسیرهایی که عربستان برای دور زدن هرمز از آن استفاده میکند خط لوله شرق به غرب است. خط لولهای حدود ۱۲۰۰ کیلومتری که نفت را از مناطق شرقی این کشور به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند. این خط لوله در ماههای اخیر حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال داشت که حدود ۴ تا ۵ درصد عرضه جهانی نفت ارزیابی میشود.
بخش مهمی از این نفت باید از دریای سرخ عبور کند و از بابالمندب به اقیانوس هند برسد اما حالا این گلوگاه عمل تحت تسلط حوثیها قرار دارد.
بر اساس گزارشها، صادرات نفت عربستان از مسیر بابالمندب پس از تشدید حملات حوثیها حدود ۹۵ درصد کاهشیافته است. عبور و مرور دریایی در این تنگه نیز نسبت به دوره پیش از آغاز حملات حوثیها حدود ۶۰ درصد افت کرد. این کاهش، پیش از تحولات اخیر هم جدی بود، اما پیشروی زمینی حوثیها در ساحل دریای سرخ و تصرف میان، معنای متفاوتی به آن داد و به همین دلیل قیمت نفت هم تا ۱۱۰ دلار بالا رفت.
دو گلوگاه بازار جهانی انرژی
در تنگه هرمز ایران توانست با ایجاد کنترل بر مسیرهای کشتیرانی، فشار قابلتوجهی بر صادرات انرژی وارد کند. در غرب عربستان نیز بابالمندب قرار دارد. تنگهای حدود ۲۸ کیلومتری که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند، یکی از مسیرهای مهم تجارت میان آسیا و اروپا است و حالا در اختیار انصار الله نزدیک به ایران قرار دارد.
اگر هرمز مختل باشد عربستان به دریای سرخ پناه میبرد. اگر بابالمندب نیز ناامن شود، این مسیر جایگزین هم کارایی خود را از دست میدهد.
عربستان؛ میان جنگ و مذاکره
واکنش عربستان نیز نشان میدهد ریاض با یک انتخاب دشوار روبهروست. از یکسو، عقبنشینی در برابر حوثیها میتواند به معنای از دست رفتن موقعیت استراتژیک در ساحل دریای سرخ و افزایش نفوذ ایران باشد. از سوی دیگر، ورود به یک جنگ گسترده زمینی و هوایی در یمن، یادآور مداخله طولانی و پرهزینه عربستان است که درنهایت به اهداف خود نرسید.
ریاض از آمریکا درخواست کمک کرده، اما واشنگتن تاکنون از ورود مستقیم و گسترده به جبهه یمن فاصله گرفته و بیشتر بر حمایت اطلاعاتی تمرکز کرده است. این مسئله نشان میدهد که آمریکا نیز نمیخواهد در شرایطی که همزمان با ایران درگیر است، یک جبهه پرهزینه دیگر در یمن باز کند.
چه خواهد شد؟
حالا اگر حوثیها بتوانند موقعیت خود را در ساحل دریای سرخ تثبیت کنند، ایران یک اهرم فشار غیرمستقیم، اما مهم دیگر در جنوب شبهجزیره عربستان خواهد داشت. اگر عربستان و آمریکا برای بازپسگیری این مناطق وارد یک جنگ شوند، خطر باز شدن یک جبهه جدید در منطقه افزایش مییابد. اما اگر مسیر مذاکره فعال شود، یمن ممکن است برای نخستین بار به بخشی رسمی از معامله بزرگتر میان تهران و واشنگتن تبدیل شود. (اقتصاد آنلاین)