ستاره صبح آنلاین - فائزه صدر: آنچه شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد رخ داد، در ساعات اول به آغاز دور تازهای از درگیریها می ماند، گویی جنگی فراتر از جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه در پیش است. اما به فاصله کمتر از 24 ساعت مشخص شد که آمریکا علاقه ای به درگیری با ایران ندارد. ستاره صبح در گفتوگو با فریدون مجلسی، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این اتفاق مهم پرداخته که در ادامه میخوانید:
موضوع گیری آمریکا در حوادث روزهای گذشته این طور نشان میدهد که ایالات متحده علاقهای به آغاز جنگ ندارد، آیا این برداشت درست است؟
گروههایی در میادین شهر گمان میکنند که ایالات متحده و اسرائیل با شعار و فریاد سرنگون خواهند شد! یا با این حرکتها میتوان اسرائیل را از صحنه روزگار محو کرد. حاکمیتی اگر بخواهد عقلانیت و منطق تصمیم گیری را روی اصل حفظ منافع ملی قرار دهد باید برخی از افکار آشفته وهیجان زده را آرام کرد، زیرا این گروهها دچار توهم هستند و انتظاراتی برایشان ایجاد شده است. حملات اخیر را باید از این منظر بررسی کرد.
حمله متقابل به پتروشیمی و چند مرکز صنعتی ما هشداری بود به این معنی که ضربه دیگر میتواند در ادامه این و از همین جنس باشد و پالایشگاهها را از بین ببرد یا نیروگاههای برق را خاموش کند. این ضربات باید این سؤال را برای ما پیش بیاورد که چنین هزینهای را چرا و برای چه باید متحمل شد؟!
بله ایران هم موشکهایی شلیک میکند و شلیک خواهد کرد و آرامش شهرهای طرف مقابل را بر هم خواهد زد. ایران هم این پیام را ارسال میکند که نمیتوانید هر کاری دلتان میخواهد بکنید. طرفین به جای اینکه به تخریب هم ادامه بدهند و تنش و درگیری را به طور تصاعدی بالا بیاورند، باید جنگ را خاتمه بدهند. به چند کشور منطقه موشک شلیک شده است و با عموم همسایهها دشمن هستیم. منطقه از جانب ما نگران است. تنش باعث شده حتی چین نفت سرگردان ما را با تخفیف هم نخرد، زیرا باز شدن تنگه هرمز بیش از ایران برای چین ارزش دارد. مشکلاتی به دلیل ستیزه جویی به وجود آمده و میتوان باز شدن تنگه هرمز را مشروط به حل برخی از این مشکلات کرد.
آمریکا در درگیری شامگاه یکشنبه و روز گذشته با اسرائیل همراهی نکرد وحتی مانع از تشدید تنش توسط تل آویو شد. سپاه هم در اطلاعیهای پایان حملات را اعلام کرد. آیا این به معنی فاصله گرفتن از جنگ سوم خواهد بود؟
من مطرح شدن عدم حمله دوباره از طرف مقتدرترین نهاد نظامی کشور را به فال نیک میگیرم. زیرا با فاصله گرفتن از جنگ مملکت دیگر ویران نخواهد شد. جنگ صدها هزار خانواده را به سیل بیکاران، گرسنگان و مشکل آفرینان میافزاید. گرسنگی باعث میشود مردم هر چیزی را فراموش کنند. با گرسنگی ارزشی به نام عشق به میهن در دل باقی نمیماند. نباید مردم را تا این حد گرفتار و درمانده کرد. اجازه زندگی دادن به مردم در سایه صلح میسر میشود. به جای جنگ شوق را حاکم کنید.
لازم است روزی به این حقیقت برگردیم که ایران یک درصد مردم دنیا و یک درصد جغرافیای جهان و کمتر از نیم درصد از اقتصاد بینالملل است. پس باید پایمان را به اندازه گلیم خود دراز کنیم وگرنه منطق ریاضی ما را شکست خواهد داد.
در آغاز حملات تصور میشد جنگ سوم این بار از طرف ایران شروع شده است، ولی در ادامه این حملات انرژی جنگ را تخلیه کرد. آیا این دریافت درست است؟
این حملات یک نکته هشدار دهنده داشت و آن این بود که مردم مثل دو جنگ پیش جا نخوردند. ناامیدی در جامعه به حدی است که مردم واکنش خاصی نشان ندادند. جامعه میداند که اگر جنگی گسترده آغاز شود چندان طولانی نخواهد بود. مردم حتی به آغاز جنگ ویرانگری که به کشور خسارت میزند فکر کردهاند، برایش آمادهاند و انتظار وقوع درگیری وجود دارد.
خسارت به نیروگاهها و پتروشیمیها، صنایع و کارخانهها کشور را به عقب بر میگرداند. دیگر نیازی نیست به ملتی گرسنگی داد زیرا با خاموشی و قطع ارتباطات و به بن بست رسیدن هر رفت و آمدی، کشور از حرکت باز میایستد و مردم این تصویر را برای خود ترسیم کردهاند.
آمریکا از ایران بسیار دور است. دست ما به آمریکا نمیرسد، ولی نیروگاهها، صنایع و پتروشیمیهای ما در تیررس بمب افکن های آمریکایی است. ضربهای که در جنگ اخیر به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان خورد هنوز پاک نشده است. نمیتوان به این اسانی چنین لطمهای را جبران کرد.