ستاره صبح آنلاین - فائزه صدر: پس از حمله آمریکا در پاسخ به هدف قرار گرفتن بالگرد آپاچی توسط ایران نیز مسیر دیپلماتیک بین دو طرف جریان داشتِ اما علنی شدن زمان امضای توافق غافلگیر کننده بود. دونالد ترامپ بارها ادعا کرده که توافق با ایران نزدیک است، هنوز نمیتوان با قاطعیت از احتمال رسیدن به توافقی صحبت کرد. از این رو، بررسی تبعات وضعیت نه جنگ، نه صلح و یا تحلیل شرایطِ جنگی محدود و کنترلشده، همچنان قابل توجه است. ستاره صبح آنلاین در گفتوگو با محمدعلی حسننیا، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
شامگاه دوشنبه گذشته که موشکها از آسمان ایران به سمت اسرائیل شلیک شدند، گمان میرفت جنگ سوم ایران، اسرائیل و آمریکا این بار توسط تهران آغاز شده است، ولی فردای آن روز جنگ به طور رسمی خاتمه یافت. چند روز بعد از نزدیک بودن زمان امضای توافق شنیدیم. از نظر سیاسی در هفتهای که گذشت چه اتفاقی افتاد؟
جنگ ایران و آمریکا رویارویی نظامی و جنگی مستقیم بود. آمریکا میخواست با اعمال فشار نظامی، ونزوئلای جدیدی بسازد. اسرائیل هم به دنبال فراهم کردن زمینه سقوط نظام جمهوری اسلامی بوده و هست و همچنین آمریکا قصد داشت با تحریک شورش در داخل، سلطنتطلبان را روی کار بیاورد. از طرفی، سوریهسازی ایران و دعوت از تجزیهطلبان کرد نیز مدنظر بود تا ایران با هرجومرج کامل مواجه شود. اما آمریکا و هم اسرائیل با جنگ به اهداف اصلی خود دست پیدا نکردند.
معادله آمریکا و اسرائیل در مورد ایران عوض شده و معادله امنیتی و نظامی جدید ایجاد کردهاند. در این معادله، آنها روی فرسایش و زمان کار میکنند. محاصره دریایی در این راستا آغاز شد، سایه جنگ را بالای سر کشور نگه میدارند و ضرباتی میزنند تا این روند به مرور به فرسایش ایران بینجامد. در این معادله، یا ایران به توافق تن میداد یا از درون به سمت فروپاشی میرفت. در هر دو صورت، قدرت ایران مهار میشد. ترامپ به دنبال ایجاد توافقی خوب برای خودش بود، ولی اسرائیل خواستار تضعیف ایران است. برنامه اسرائیل این است که اگر نتوانست به هدف سقوط محور مقاومت دست پیدا کند، حداقل شاهد مرحله تضعیف باشد.
ایران از معادله صبر استراتژیک خارج شده و در مرحله پاسخ قرار دارد. ایران هم طرحش را تغییر داده است؛ بهطوریکه اگر بیروت هدف قرار بگیرد، تلآویو هدف قرار خواهد گرفت. اگر کشور هدف قرار بگیرد، کویت، بحرین و امارات مورد هدف قرار میگیرند. اگر زمان میدادیم و این معادله پیش میرفت، میتوانستیم متوجه شویم کدام طرف در این برنامه تابآوری بیشتری دارد و بر طرف مقابل غلبه خواهد کرد. هم ایران و هم آمریکا موانعی برای ادامه دادن این مسیر داشتند. مسائل اقتصادی در آمریکا، نزدیک بودن انتخابات کنگره و... در ایران نیز مسائل اقتصادی و داخلی، مشکلاتی برای کشور ایجاد میکند.
به عقیده من، وضعیت نه صلح و نه جنگ و شرایط نرسیدن به توافق ادامه پیدا خواهد کرد. ایران حمله نمیکند و تسلیم نخواهد شد. آمریکا نیز بدون توافق صلح نمیکند و باید ببینیم این وضعیت طی هفتههای آینده به کجا میرسد.
به نظر میرسد جامعه در انتظار وقوع جنگی دیگر به سر میبرد. آیا این انتظار ایرانیان میتواند مقدمهای برای وقوع درگیری بعدی باشد؟
در جنگ ۱۲ روزه، غافلگیری عنصر اصلی برای ما بود. عنصر غافلگیری باعث شد معادلات گذشته ما تغییر کند. ما احساس نمیکردیم دشمن به این شکل وارد شود. نهایت بدبینی ما این بود که ممکن است تأسیسات هستهای کشور مورد حمله قرار بگیرد و ما هم به آن حملات پاسخ خواهیم داد، ولی جنگ ۱۲ روزه معادلات امنیتی و نظامی ایران را تغییر داد.
در صورتی که به توافق نرسیم، آیا توان مقابله نظامی با ایالات متحده را خواهیم داشت؟ ایران در کمتر از یک سال دو تجربه نظامی داشت. این تجربه در حوزه دفاعی به ما چه میگوید؟ آیا ایران قدرت مقابله با آمریکا را دارد؟
در جنگ اخیر، جنگ منطقهای شد و دلیل آن ورود آمریکا به جنگ بود. ایران هر چیزی را حیثیتی و در نقطه بقا میدید. در جنگ ۱۲ روزه، ایران در نقطه بقا نبود، ولی در جنگ رمضان ما در نقطه بقا قرار داشتیم. امروز هم در نقطه بقا قرار داریم و در همین لحظه نیز در شرایط جنگی هستیم، فقط سکوت در جریان است. ما و آنها هر شب و صبح عملیات داریم. معادلهای که تغییر پیدا کرده، تغییر ذهنیت ایرانیان و کل سیستم نسبت به جنگ ۱۲ روزه است.
جنگ نشان داد که ما باید به سمت جنگ نامتقارن برویم. ما ابزار و توان نظامی لازم برای جنگی کلاسیک را نداریم. ما امروز در جنگی نظامی، امنیتی، سیاسی، رسانهای، روانی و جنگ انرژی هستیم. این جنگ نسبت به جنگهای گذشته متفاوت است. ایران به سمت جنگ نامتقارن رفته است. در این جنگ، اگر بقای ما حفظ شود، شکست نخوردهایم. بنا نیست اسرائیل را از بین ببریم و تمام پایگاههای آمریکا در منطقه را نابود کنیم. ما باید دشمن را زیر فشار قرار بدهیم تا پیروز نشود. مشکلات اقتصادی و مسئله انرژی میتواند بر دشمن فشار وارد کند و اینکه ما پیروز از این جنگ بیرون بیاییم، خود یک پیروزی سیاسی است.