آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی ماه 1404 رخ داد فاجعه به تمام معنا بود ،فروکاستن کشتار به تعداد قربانیان نباید اصل ماجرا را به حاشیه ببرد. بالا بردن و یا بالاتر نشان دادن آمار قربانیان چنان شدت گرفت که اصل ماجرا به حاشیه رفت. پزشکیان روی رقم سخن میگوید و از رقم سازیها گلایه میکند. رقم سه هزار هم آن چنان وحشتناک است که تن آدمی را به لرزه میاندازد. کشته شدن بیش از سه هزار نفر در دو شب پیاپی خواب را از چشمان میرباید. قربانیان عدد نبودند. آنها خانواده داشتند. فرزند خانوادهای بودند، پدر و یا مادر فرزندانی بودند. سرمایه های کشور بودند.
دعوا بر سر آمار فروکاستن فاجعه است. این فاجعه خونین جان آدمی را به لب میرساند.
کشتار دی ماه زخم خون چکانی است که همچنان آزار دهنده و درهم شکننده است. فاجعه دی ماه چنان بزرگ است که جنگ های اسرائیل و امریکا علیه ایران و بمبارانها و کشتار مقامات عالی رتبه ایران آن را به حاشیه نبرده است. در سخنان زبان و بدن پزشکیان هم این خشم پنهان شده و درد درمان نشده بروز و ظهور دارد.
کشتار دی ماه زمینه ساز جدایی بخشی از مردم از حاکمیت شد. ایرانیان به پشتوانه پیشینه تاریخی دفاع از ایران را رسالت مهم خویش دانسته ومی دانند. مردم این سرزمین خونین دل و امیدوار به پاسخ متجاوزین به کشور نه گفتند. ایستادگی در برابر متجاوز خارجی به معنای چشم پوشیدن بر فاجعه دی ماه نیست.
این مردم پایدار و استوار حق دارند بدانند که در ۱۸ و ۱۹ دی چه گذشته؟ حق دارند بدانند چگونه اعتراض معیشتی به چنان فاجعهای ختم شد؟
مردم حق دارند بدانند درپشت پردهها چه گذشت که آن فاجعه خونین رقم خورد ؟مردم باید بدانند سهم عوامل خارجی و داخلی و سهم بی تدبیریها در شکل گیری فاجعه چه بوده است؟
این زخم خونین نیاز به درمان دارد.ا نکار وفراموشی چاره کار نیست.