ناترازی برق، گاز و سوخت
دولت را در شرایطی تحویل گرفتیم که در زمستان باید با قطعی برق، آب و گاز مواجه میشدیم. مجموع ذخایر انرژی ما یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون لیتر بود و میگفتند این ذخایر تا آبان بیشتر دوام نمیآورد. پس از آن، دیگر سوختی نداشتیم که نیروگاههایمان را با آن بچرخانیم. کمبود گاز هم داشتیم و بحث این بود که در زمستان، هم برق نخواهیم داشت و هم گرمایش با مشکل مواجه خواهد شد؛ اما با همکاری، همراهی و مدیریت، این اتفاق نیفتاد.
اکنون نزدیک به هفت هزار مگاوات وارد مدار کردهاند. هفت هزار مگاوات، یعنی حدود هفت میلیارد دلار؛ پولی که ما نداریم، اما این ظرفیت وارد مدار شده و در حال توسعه است.
امسال، با وجود اینکه نیروگاههای ما را زدند و روزانه نزدیک به ۲۳۰ میلیون مترمکعب گاز ما را زدند، شما قطعی برق کمی دیدید. امیدوارم از این پس دیگر اصلاً قطعی برق نداشته باشیم.
زمستان نیز، با وجود کمبود روزانه ۲۳۰ میلیون مترمکعب گاز، در حال طراحی و برنامهریزی هستیم تا به امید خدا مردم در زمستان با مشکل مواجه نشوند.
مشکلات تحریم
تحریم یک واقعیت است. وقتی نتوانیم نفت خود را بفروشیم، یعنی ارز کمتری خواهیم داشت؛ نه اینکه اصلاً ارز نداشته باشیم. وقتی ارز کمتری داشته باشیم، طبیعتاً با مشکلاتی روبهرو میشویم. ما در حال طراحی راههای مختلف با همسایگانمان هستیم. تجارت خود را با آنها گسترش میدهیم و دادوستدمان را بیشتر میکنیم. چون امکان جابهجایی پول را نداریم، طبیعتاً بخشی از مبادلات بهصورت تهاتری انجام میشود.
کشورهای همسایه مانع اغتشاش
کشورهای همسایه همکاری خوبی با ما دارند. یکی از برنامههایی که در جریان این جنگ، اغتشاشات و تنشها طراحی کرده بودند، ایجاد ناآرامی از شمالغرب و جنوبشرق بود. میگفتند از آنسوی مرزها افرادی وارد میشوند و در این مناطق اغتشاش ایجاد میکنند؛ اما خود کشورهای منطقه اجازه ندادند کسی بهراحتی از آنطرف وارد شود و اغتشاش ایجاد کند. همسایگان ما اجازه ندادند عدهای وارد کشور شوند و باعث اغتشاش شوند. بلکه به ما کمک هم کردند.
ناترازی بانکها
یکی از راههای کنترل تورم، اصلاح نظام بانکی است. اکنون نیز وزارت اقتصاد برنامه دارد ناترازیهایی را که در بانکها وجود دارد، مدیریت کند. همچنین جلوی روندی را میگیرد که در آن، بانکها گاهی منابع مالی را صرف خریدها و فعالیتهای غیرتولیدی میکنند. این مسیر ادامه خواهد داشت.
افزایش مبلغ کالابرگ
ما نمیدانستیم قرار است جنگ شود. آنچه به آن معتقدیم عدالت است. در کشور، وقتی مثلاً یارانه میدهیم، معمولاً دهکهای بالا بیشتر از دهکهای پایین از آن مصرف میکنند؛ یارانه برق، گاز، آب، انرژی و ... در حالی که باید این یارانه را به کسانی بدهیم که نیازمندترند و بیشتر به آن احتیاج دارند.
ارز ترجیحی حذف شد چون چیزی را که مثلاً با قیمت ۲۸ دلار خریده بودند، در بازار با قیمت ۱۰۰ دلار میفروختند. این ارز را به مصرفکننده نهایی دادیم. اکنون باید مبلغ کالابرگ را افزایش دهیم، چون قیمتها گرانتر شده است. اصولاً باید بتوانیم میزان کالابرگ را بالا ببریم تا مردم راحت باشند. در حال تلاش هستیم، اما بهدلیل کمبود ارز و مشکلاتی که داریم، تا حدی با مشکل مواجهیم. این مسئله را نیز حل خواهیم کرد.
ما مجبوریم اصلاحات را انجام دهیم
۴۷ سال است که میخواهیم درست عمل کنیم، اما هر بار میگویند اکنون وقتش نیست. هر زمان میخواهیم کاری انجام دهیم، میگویند فعلاً دست نگه دارید و هر بار هم بهانهای مطرح میشود. نتیجه این شده است که روزبهروز بیشتر در باتلاق فرو میرویم.
ما مجبوریم اصلاحات را انجام دهیم. اگر در حوزه آب، برق، گاز، بنزین و گازوئیل درست عمل نکنیم، مشکلات بیشتر میشود. هر بار که میخواهیم به این مسائل ورود کنیم، میگویند الان دست نزنید، چون اگر دست بزنید صدا بلند میشود. خب چه زمانی باید دست بزنیم؟ زمانی که خودمان غرق شدیم، کشور نابود شد و همه ضرر کردند؟
سایپا و چند شرکت واگذار خواهند شد
واگذاری سایپا و بخشها و شرکتهای مختلف دیگر نیز اکنون در برنامه است تا بتوانیم تا جایی که ممکن است آنها را واگذار کنیم. البته واگذاری به معنای خصولتیکردن نیست؛ منظور، واگذاری واقعی به بخش خصوصی است تا بتواند دخلوخرج خود را تأمین کند. بسیاری از واگذاریهایی که تاکنون انجام شده، به حیاطخلوت عدهای تبدیل شده است.
طبیعتاً اجرای چنین کاری هم به خریداران واقعی نیاز دارد و هم به بازار آزادی که اکنون به شکلی که باید، در کشور ما وجود ندارد. بعضی از مجموعهها را واگذار کردیم، اما بهدلیل همین فشارها دوباره آنها را بازگرداندند؛ در حالی که نباید بازگردانده میشدند. همان بخشهایی هم که بازگردانده شدند، اکنون کارآمد عمل نمیکنند. این مشکلی است که در نظام تصمیمگیری کشور وجود دارد و در برابر هر تصمیمی که در جهت آزادسازی گرفته میشود، مقاومتهایی شکل میگیرد.
راه درست این است که کارخانهها و شرکتهای ما واقعاً توسط بخش خصوصی مدیریت شوند. ما به مدیر پول میدهیم تا برایمان ضرر ایجاد کند و در عین حال فوقالعاده مدیریت هم میگیرد. کدام عقل چنین کاری را میپذیرد؟ اما ما این کار را انجام میدهیم و هر وقت میخواهیم به آن دست بزنیم، ناگهان از چندینجا صدا بلند میشود که شما مثلاً به شکلی عمل کردهاید.
امیدواریم با هماهنگیای که میان قوا وجود دارد، این مسئله را نیز حل کنیم؛ چرا باید ضرر بدهیم؟
سوء مدیریت
مشکل، مدیریت ماست. باید افراد توانمندتر، داناتر و کارآمدتر را به کار گرفت، نه افراد سیاسیتر یا ظاهراً حزباللهیتر را. تعهد واقعی این است که اگر کسی تخصص ندارد، زیر بار آن مسئولیت نرود و بیدلیل نگوید من متعهدم، سپس کاری را که بلد نیست بپذیرد.
تغییر همیشه سخت است؛ آن هم در شرایطی که با تحریم، محاصره و جنگ مواجهیم و در کنار آن، صداهایی نیز به تفرقه، تشنج و اختلاف دامن میزنند. مدیریت این وضعیت با کمک خداست و گر نه به این سادگی نیست.
مشکلات به دلیل آموزش غلط است
اگر امروز در جامعه مشکل داریم، به این دلیل است که نتوانستهایم آنجا درست آموزش دهیم. اگر اکنون افرادی داریم که فارغالتحصیل شدهاند، اما نمیتوانند مشکل خودشان را حل کنند، به این دلیل است که آنجا یاد گرفتهاند نمیشود مشکل را حل کرد. اگر این بچهها را امروز درست آموزش دهیم، در آینده هم مشکل خودشان را حل میکنند، هم مشکل محله، شهر و جامعهشان را.
آموزش حق همه مردم است، نه فقط حق پولدارها. آموزش، حق هر انسانی است. اگر ما حاکمیت داریم و میخواهیم مملکت را اداره کنیم، باید بستر آموزش مناسب را برای همه مردم کشورمان، همه انسانها، با هر رنگ، نژاد، داشته و دارایی، فراهم کنیم؛ برای سرمایه کشورمان و برای آینده کشورمان. اگر در خیابان مشکلی وجود دارد، مقصر ما هستیم، نه آنها؛ چون نتوانستهایم این افراد را درست آموزش دهیم و توانمند کنیم. در نتیجه، قدم اول این بود که برای فعالیت آموزشی، فضای مناسب داشته باشیم.
نباید اینگونه باشد که اگر خانوادهای پول، سواد و توانمندی داشت، فرزندانش بتوانند رشد کنند، اما فرزندان خانوادههایی که این امکانات را ندارند، امکان رشد نداشته باشند.