به گزارش ستاره صبح آنلاین از رویداد ۲۴، روایتهای پس از بحران و گزارشهای پشتپرده از دیپلماسی در شرایط جنگی، همواره جذابیتهای رسانهای خود را دارند؛ اما آنچه مصاحبه اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با جواد موگویی (مستندساز و فعال رسانهای) را به یک جنجال بزرگ تبدیل کرد، نه صرفاً رونمایی از کدهای دیپلماتیک، بلکه ورود عجیب و نگرانکننده مجری برنامه به حریم حساسترین دادههای امنیتی کشور بود.
موگویی در این گفتوگو صرفاً در قامت یک پرسشگر یا روزنامهنگار حاضر نشد؛ او رفتاری شباهتیافته به یک ضابط اطلاعاتی یا دارنده «حاشیه امن ویژه» داشت که نه تنها کلیدیترین خروجیهای تصمیمگیری در تهران را میداند، بلکه ابایی از پردهبرداری از گراهای امنیتی و مکانهای استقرار فرماندهان ندارد.
گفتوگوی عراقچی به دلایل مختلف مورد توجه قرار گرفته است. شاید یکی از مهمترین بخش های این گفتوگو جایی بود که وزیر خارجه از وجود «حفره های امنیتی» در درون نظام خبر میدهد که محل جلسه سران و فرماندهان نظامی کشور در رروز نهم اسفندماه را به دشمن اطلاع داده بود. عراقچی میگوید همان حفرهای که در آن زمان عامل شهادت رهبری بود هنوز هم وجود دارد و «در جهت تصمیم سازی ها» و «جهت دهی به فضای روانی ما» فعال است.
روایت عراقچی از مذاکراتی که به جنگ ختم شد
بخش قابلتوجهی از این مصاحبه به تشریح پرونده هستهای و تلاشهای ناکام برای دستیابی به توافق پیش از آغاز «جنگ ۱۲ روزه» اختصاص داشت. عباس عراقچی در این گفتوگو میگوید که برخلاف تصورات عمومی، موضع واشنگتن پس از آغاز درگیریها تغییر بنیادینی نکرده، بلکه آمریکا حتی پیش از شروع جنگ نیز بر فرمول «غنیسازی صفر» و تسلیم کامل ذخایر مواد هستهای ایران اصرار داشته است.
وزیر امور خارجه با اشاره به اینکه این مطالبات غیرقابلپذیرش زیادهخواهانه مانع از ورود مذاکرات به جزئیات شد، فاش کرد که به دلیل باقی ماندن این اختلافهای بنیادی، موضوع هستهای عملاً از دستور کار رسمی خارج شده بود. اگرچه پیشتر اخباری از چالش بر سر میزان غنیسازی وجود داشت، اما عراقچی برای نخستینبار رسماً اعلام کرد که اصل وجود فناوری غنیسازی محل نزاع بوده است.
در ادامه این گفتوگو، استیو ویتکاف و جرد کوشنر به عنوان فرستادگان آمریکا معرفی میشوند که با ارائه مشوقهای اقتصادی و حتی پیشنهاد ساخت نیروگاههای هستهای، در پی ترغیب ایران به کنار گذاشتن غنیسازی بودهاند؛ پیشنهادی که با پاسخ قاطع تهران روبهرو شد: «غنیسازی فروشی نیست.» عراقچی تأکید کرد فناوری هستهای، محصول بیش از دو دهه هزینه سنگین اقتصادی، تحریم و ایستادگی سیاسی است و با مشوق یا تهدید معامله نخواهد شد.
چرا «غنیسازی صفر» مذاکرات را به بنبست رساند؟
یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای این گفتوگو، پرسش موگویی درباره شانس جلوگیری از جنگ از طریق «پذیرش تعلیق موقت» بود. موگویی این فرض را مطرح کرد که آیا جمهوری اسلامی نمیتوانست با یک تعلیق تاکتیکی تا پایان دوران ترامپ و نتانیاهو، کشور را از مواجهه نظامی دور نگه دارد؟
عراقچی با رد کامل این تحلیل، استدلال کرد که عقبنشینی در برابر تهدید نظامی، پذیرش اصلیترین خواسته دشمن تحت فشار عقبنشینی محسوب میشد؛ اتفاقی که نه فقط یک باخت دیپلماتیک، بلکه قاعدهسازی و الگوسازی خطرناکی برای آینده بود تا هر کشوری بتواند با اهرم حمله نظامی، ایران را وادار به امتیازدهی کند.
نکته قابل تأمل در این میان، پاسخ صریح عراقچی به امکان اتخاذ چنین تصمیمی بود. وی با بیان جمله «جسارتاً تصمیم با من و شما نیست»، به روشنی ابعاد ساختاری پروندههای کلان ملی را یادآوری کرد و نشان داد خطمشیهای کلان هستهای و تصمیمات مرتبط با جنگ و صلح، در سطوح حاکمیتی فراتر از وزارت امور خارجه اتخاذ میشوند.
بازخوانی وقایع دیماه؛ ماجرای سقوط مشهد چه بود؟
بخش دیگری از این گفتوگو در برنامه «ماجرای جنگ ۲»، به اظهاراتی بیپرده و کمسابقه درباره سوءمحاسبه دستگاههای تصمیمساز در مواجهه با اعتراضات دیماه اختصاص داشت. وزیر امور خارجه صراحتاً اذعان کرد که ساختار حکمرانی برای وقوع اعتراضاتی در این ابعاد هیچگونه آمادگی قبلی نداشته و بخشی از تحلیلها و برآوردهای دستگاههای تحلیلی درباره ابعاد ناآرامیها کاملاً اشتباه از آب درآمده است.
در جریان این مصاحبه، مجری برنامه با استناد به مشاهدات میدانی خود، روایتی تکاندهنده مطرح کرد و مدعی شد شهر مشهد - همانطور که دونالد ترامپ نیز پیشتر مدعی شده بود - «حدود پنج ساعت سقوط کرده بود». او سپس با طرح پرسشی صریح از عراقچی جویا شد که آیا نهادهای مسئول از جمله نیروهای نظامی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پیشبینی میکردند که مردم به خیابانها بیایند، چنین حجم از درگیری رخ دهد و کنترل برخی مناطق از دست برود؟ پاسخ وزیر خارجه، اعترافی صریح به بنبست تحلیلی مسئولان بود: «ما برای همچین حادثهای آمادگی نداشتیم.»
عراقچی با بیان اینکه حاکمیت باید بپذیرد «نقاط ضعفی» داشته است، اضافه کرد همانطور که محاسبات دشمن دچار خطا بود، «بعضی از تحلیلهای ما هم شاید اشتباه بود.» به گفته او، اگرچه مقامهای ارشد از پیامدهای فشارهای خردکننده اقتصادی و تراکم نارضایتیهای اجتماعی آگاه بودند، اما «ابعاد» و «سرعت انتشار» این خشم عمومی به هیچ وجه در برآوردهای امنیتی و سیاسی گنجانده نشده بود.
وزیر امور خارجه در ادامه میگوید که اعتراضات در روزهای نخست ماهیتی داخلی داشت، اما از ۱۸ دیماه با ورود سلاح و نیروهای آموزشدیده، فاز امنیتی پیدا کرد. او روایت کرد که در آن روزها فضای امنیتی به اندازهای ملتهب بود که نیروهای مسلح احتمال درگیری مستقیم با آمریکا را بسیار جدی میدیدند و او شخصاً برای خنثیسازی فضاسازیهای بینالمللی، دستبهکار مصاحبه با فاکسنیوز شده است.
عراقچی در نهایت با اشاره به جنگ ۱۲ روزه گفت که این بحران نظامی، محاسبات طرف مقابل درباره فروپاشی سرمایه اجتماعی را برهم زد؛ اما بلافاصله با لحنی انتقادی متذکر شد که متأسفانه بخشی از این همراهی مردمی که در جریان جنگ شکل گرفته بود، پس از پایان درگیریها در نتیجه برخی تصمیمگیریها، خودرأییها و رفتارهای تمامیتخواهانه در داخل دوباره تضعیف شد و از دست رفت.
چرا نقش موگویی بیش از عراقچی مورد توجه قرار گرفت؟
انتشار این مصاحبه بلافاصله با واکنشهای تند و انتقادی از سوی طیفهای مختلف سیاسی و فعالان رسانهای روبهرو شد. اصلیترین بخش جنجال، نه تحلیلهای سیاسی عراقچی، بلکه عملکرد مجری برنامه یعنی محمدمهدی موگویی و افشای کدهای حساس امنیتی در شرایط جنگی بود. بازنشر اطلاعاتی درباره تونلها و محلهای استقرار فرماندهان ارشد، موجی از حیرت و خشم را میان افکار عمومی و کارشناسان ایجاد کرد.
یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) نوشت: «وقتی یک مجری از محل اختفای فرماندهان و مقامات ردهبالا باخبر است، طبیعتاً هر حمله به کشور میتواند یک لایه از مسئولان و سرداران را شهید کند. مسئله افشا و بازنشر این اطلاعات آنقدر اهمیت ندارد؛ مسئله اصلی این است که جواد موگویی کیست و چرا باید به این اطلاعات دسترسی داشته باشد؟»
«رجانیوز»، ارگان مطبوعاتی جبهه پایداری نیز در نقدی بسیار تند و بیسابقه به این موضوع پرداخت و زیر سؤال بردن این رفتارهای غیرحرفهای نوشت: «چرا یک مجری محل اختفای فرماندهان را میداند؟ فارغ از اینکه افشای این اطلاعات از سوی عراقچی درست نیست و سبب تکمیل شدن بانک اطلاعاتی دشمنان میشود و برنامهسازان در تدوین نهایی باید این مورد را لحاظ میکردند، با این حال اظهارنظر عجیب مجری برنامه که آدرس دقیق از محل رفتوآمد فرماندهان میدهد، جای سؤال دارد. مجری برنامه مدعی است دشمنان اطلاعات این تونلها را دارند و حتی به یکی از تونلها حمله کردهاند؛ آیا این دلیل میشود که مجری بگوید حضور فرماندهان در این دو تونل بسیار است؟ اصلاً چرا باید یک مجری از محل دقیق اختفای فرماندهان اطلاع داشته باشد؟ آیا احتمال ندارد دشمن بر اساس این اطلاعات اولیه به این تونلها حمله کرده و سپس از بانک اهدافش خارج شده باشد و از جزئیات بیشتر مثل حضور پرشمار فرماندهان در حال حاضر باخبر نباشد؟ حفرههای امنیتی اینچنینی آن هم در روزهایی که کشور در حال جنگ در جبهه جنوب است و هر لحظه امکان حمله مجدد وجود دارد، بسیار سؤالبرانگیز و نگرانکننده است.»
نقدها صرفاً به ابعاد امنیتی محدود نماند و برخی نیز مسئولان دیپلماسی را نیز نشانه رفتند. مثلا کاربری با اسم مستعار «نزدیک صبح» به جهتگیریها و تدوین شیطنتآمیز برنامه اشاره و وزارت خارجه را متهم کرد و نوشت: «ما هم باور میکنیم حرفهایی که موگویی تو این مستند در مورد تونلها زد و پخش تیزر با تدوین سکانس پاسخ عراقچی در مورد نقش رهبری در جنگ با سکانس چای دکوری، کاملاً تصادفی بوده و وزارت خارجه هم هیچ اطلاعی از اینها نداشته است.»
داود مدرسییان، فعال رسانهای نیز با بیان اینکه این گفتوگو پیش از آغاز موج جدید حملات آمریکا ضبط شده بود، به اظهارات عراقچی تاخت و نوشت: «ظاهراً گفتوگوی آقای عراقچی با جواد موگویی قبل از آغاز جنگ و دور جدید حملات آمریکا به جنوب ایران ضبط شده! عراقچی در این گفتوگو میگوید: "آمریکا متعهد شده که هیچ جنگی علیه ایران شروع نمیکند / بند اول و دوم تفاهمنامه باعث سرافرازی است". این است سطحینگری و نگاه فانتزی دور از واقعیت.»
حاشیه امن مجریان اطلاعاتی و استانداردهای دوگانه
مسئله اصلی در این سناریو، احساس مصونیت آهنینی است که برخی چهرههای منتسب به جریانهای خاص از آن برخوردارند. در شرایطی که کوچکترین پرسشگری روزنامهنگاران مستقل یا فعالان سیاسی با برخوردهای قضائی و اتهاماتی نظیر «افشای اسناد سری» یا «تشویش اذهان عمومی» مواجه میشود، چطور شخصی مانند موگویی امکان ساخت برنامهای با چنین دادههای حساس نظامی و استراتژیک را پیدا میکند؟
کاربر دیگری در واکنش به این تبعیض آشکار نوشت: «چطوریه که امثال نبویان و ظهرهوند و رائفیپور اگه بیان دو تا سؤال منطقی از مسئولان بپرسند، همان روز علیه آنها اعلام جرم میشه ولی موگویی برنامه میسازه و با وزیر و رئیس و فرمانده مصاحبه میکنه، گرا میده و اسرار مگو فاش میکنه ولی نه مصداق تشویش اذهان است و نه حاشیه امن او خدشه دار میشه؟»
کاربر دیگری نیز با لحنی کنایهآمیز به همین تناقض اشاره کرد و نوشت: «شما فرض کن این حرفهای سری مملکت که موگویی با بازدید میلیونی گفت بنده تو اکانت فسقلیام گفته بودم... چکارم میکردن؟»
ضرورت شفافسازی در برابر رانتهای امنیتی
مصاحبه جنجالی عراقچی و موگویی بیش از آنکه یک سند دیپلماتیک برای آگاهی جامعه باشد، به نمایشی از آسیبپذیریهای رسانهای و وجود ناعدالتی در دسترسی به اطلاعات تبدیل شد. زمانی که یک مجری-مستندساز به خود اجازه میدهد در بحبوحه شرایط جنگی آدرس محل استقرار فرماندهان را رسانهای کند و هیچ نهاد ناظری بر رفتار او لگام نزند، ساختار اطلاعرسانی کشور دچار یک لکنت و تناقض ساختاری است.
جامعه و افکار عمومی حق دارند بپرسند که تا چه زمانی قرار است مصالح ملی و امنیت استراتژیک کشور، قربانی رانتهای اطلاعاتی، رفتارهای محفلی و چهرهسازیهای سفارشی افراد دارای حاشیه امن شود؟