به گزارش ستاره صبح آنلاین از جهان صنعت، «تابستان امسال خاموشی نخواهیم داشت.» این وعدهای بود که وزیر نیرو در اردیبهشتماه امسال مطرح کرد اما تنها دوماه بعد جدولهای خاموشی بار دیگر بهزندگی روزمره مردم بازگشت. ناترازی واژهای است که این روزها بیش از هر زمان دیگری بهگوش میرسد و برای برخی نامی تزئین شده برای ناکارآمدی سیاستگذاران در مدیریت بحران انرژی است. با آغاز روزهای گرم تابستان و افزایش مصرف برق قطع برق در بسیاری از مناطق کشور دوباره بهبخشی از برنامه روزانه شهروندان تبدیل شده؛ خاموشیهایی که در برخی مناطق از دوتاچهارساعت در روز ادامه دارد. مسئولان آسیبدیدگی بخشی از زیرساختهای انرژی در جریان جنگ اخیر را یکی از دلایل این وضعیت عنوان کردند اما برای بسیاری از مردم آنچه بیشاز هرچیزی اهمیت دارد بازگشت روزهای بیبرق در اوج گرماست. درشرایطیکه دمای هوا در بسیاری از شهرها از ۴۰درجه فراتر رفته خاموشی دیگر تنها بهمعنای قطع برق نیست بلکه بهاختلال در زندگی روزمره، کار، استراحت و آسایش خانوادهها تبدیل شده است. اینتاریکی تحمیلی نتیجه سالها بیتوجهی و نبود برنامه کارآمد برای مدیریت بحران انرژی است. هرساله وعده پایان خاموشیها داده میشود اما درعمل آنچه نصیب شهروندان شده جدول بلند خاموشی است.
خانه در انتظار برق
فاطمه یکیاز زنان خانهداری است که این روزها رشته امور خانه بهخاطر بیبرقی و خاموشی از دستش خارج شده است. او به«جهانصنعت» میگوید: «دیگه زندگیمون با ساعت خاموشی تنظیم شده. صبح که بیدار میشم اولین کاری که میکنم اینه ببینم امروز برق چه ساعتی قراره بره. لباسشویی رو باید قبلش روشن کنم، غذا رو زودتر آماده کنم، حتی خرید هم با همون برنامه انجام بدم. وقتی برق میره خونه ما تو کمتر از ۱۰دقیقه گرم میشه. بچهها مدام میگن مامان پنکه رو روشن کن بعد یادشون میاد که برق نیست. همه کلافه میشیم. نه تلویزیون، نه کولر نه اینترنت درست و حسابی! چند روز پیش داخل فر غذا گذاشته بودم که برق رفت. برق که اومد غذا خراب شده بود. تو این گرونیها همین غذا هم نتونستیم درست کنیم و ازش لذت ببریم. بیشتر از گرما این بیبرنامگی آدم رو خسته کرده. هیچ کاری رو نمیتونی با خیال راحت شروع کنی چون معلوم نیست پنجدقیقه دیگه برق باشه یا نه.»
دارو در تاریکی
مریم یکی کارکنان داروخانهای در جنوب تهران است. او با اشاره بهتبعات قطعی برق بر دارو به«جهانصنعت» گفت: «وقتی برق میره تقریبا کل کارمون میخوابه. سیستم نسخهپیچی قطع میشه، بیمه بالا نمیاد، کارتخوان هم بعضی وقتا از کار میفته. بعد بیمار حق داره عصبانی بشه ولی اون عصبانیت سر ما خالی میشه. بیشترین نگرانیمون داروهای یخچالیه. هر بار که برق میره اولین فکری که میکنیم اینه که نکنه دمای یخچال بالا بره. ژنراتور هم که همه داروخونهها ندارن. ما داشتیم ولی خراب شده و الان چند وقتی هستش که بخاطر گرونی نتونستیم درستش کنیم. یک آقایی چند روز پیش برای داروی همسرش اومده بود. سیستم قطع بود و حدود ۲۰دقیقه معطل شد. آخرش همه حرصشو سر ما خالی کرد. آخه مگه تقصیر ماست؟ چرا کسی فکری برای این وضعیت نمیکنه؟ هر تابستون کار ما شده تحمل گرما، کلافهشدن و مشتریهای ناراضی که فوشش رو بهما میدن!»
امتحان در گرمای ۵۰درجه!
علی یکی از دانشآموزانی است که این روزها برای امتحان نهایی مشغول درس خواندن است. او با اشاره بهبحران انرژی به«جهانصنعت» توضیح داد: «امتحان دارم و مجبورم تو همین گرما درس بخونم. معمولا ظهرها میشینم پای کتاب ولی دقیقا همون موقع برق میره. بعد از چند دقیقه اتاق اونقدر گرم میشه که اصلا نمیتونی تمرکز کنی. گاهی میرم تو راهپله یا حیاط که یک ذره هوا بخورم ولی اونجا هم گرمه. امسال که مدارس مجازی بود بیشتر جزوهها و سؤالات داخل گوشیم و لپتاپمه. چند روز پیش یادم رفته بود گوشیمو بزنم تو شارژ. برق که رفته بود اومدم درس بخونم دیدم شارژ نداره. دوساعت از درسم افتادم مجبور شدم شب تا دیروقت بیدار بمونم که بتونم درس بخونم. وقتی میبینم هر روز دوسهساعت از وقتم اینطوری از دست میره استرس بیشتری میگیرم. آدم برنامهریزی میکنه ولی برنامهها با این بیبرقی بههم میریزه. شاید برای بعضیا فقط چند ساعت برق نباشه اما برای کسی که امتحان داره، همون چند ساعت یعنی عقب افتادن از درس و بیشتر شدن اضطراب.»
خسته و کوفته
«از هفتصبح تا پنجعصر با موتور زیر آفتاب کار میکنم، خسته و کوفته میام خونه میبینم برق نیست!» این جمله را نادر به«جهانصنعت» گفت. او پیک موتوری است و بیشتر از همه گرما را با پوست و استخوان درک میکند. وی میگوید: «تو این گرما فقط دلم خوشه که برسم خونه دوش بگیرم و جلوی کولر استراحت کنم. ولی خیلی وقتها که میرسم برق رفته. آدم بعد از کار زیر آفتاب واقعا جون نداره. لباست عرقکرده، آب هم با فشار کم میاد و کولر هم خاموشه. فقط میشینی و منتظر میمونی برق برگرده. بهخدا توقع زیادی نداریم فقط میخوایم وقتی از سر کار برمیگردیم خونه جای استراحت باشه نه اینکه از گرمای بیرون بیاییم گرمای دیگه رو تحمل کنیم! هیچ وقت یادم نمیره وزیر نیرو تو تلویزیون میگفت انشاالله امسال قطعی برق نداریم. پس کو آقای وزیر؟ بازم وعده و وعید الکی؟ بیپولی و فشار کم بود حالا بیبرقی هم اضافه شد؟ خسته شدیم دیگه واقعا نمیدونم چیکار باید بکنیم.»
دقایق سخت بیماران
رضا ۶۹ساله و بیمار و ترکیب گرما و بیماری برای او طاقتفرسات. او دراینباره به«جهانصنعت» میگوید: «دکتر گفته زیاد توی گرما نباشم و حتما از کولر استفاده کنم اما وقتی روزی دوسهساعت برق میره واقعا نمیدونم باید چیکار کنم. چندبار شده فشارم افتاده، سرگیجه گرفتم و مجبور شدم فقط یک گوشه بشینم تا برق برگرده. سن آدم که بالا میره تحمل گرما براش سخت میشه. حتی خواب شبمون هم بههم ریخته. برق که میره پنکه خاموش میشه آدم از گرما بیدار میشه و تا دوباره برق بیاد. همسرم هم مدام نگرانمه. هربار خاموشی شروع میشه میگه آب بخور، بیرون نرو، آروم بشین. ولی مگه همیشه میشه گرمای ۴۰درجه رو تحمل کرد؟ خندهداره اینو میگم آرزوم شده یکبار تابستون برق نره راحت تو خنکی استراحت کنم. بقیه دغدغه دارن ما هم دغدغه داریم. تکلیف کسی مثل من که بیمار هستش و تحمل گرما رو نداره چیه آقایون مسئول؟ ماهبهماه پول برق برای چی از مردم میگیرین؟ برای برقی که نیست مگه باید پول بدیم!»
معیشت در دره خاموشی
«برق که میره نصف مشتریهامون هم میرن» این جمله را اکبرآقای مغازهدار میگوید. او صاحب یکی از سوپرمارکتهای تهران است که بیبرقی باعث شده مشتریهایش کم شود. وی دراینباره به«جهانصنعت» گفت: «برق که میره مشتریها پاشون رو تو مغازه نمیذارن. میگن کارتخوان کار نمیکنه یا داخل مغازه خیلی گرمه. یخچالها خاموش میشن و مدام استرس دارم که نکنه جنسها خراب بشن. تابستون فصل فروش نوشابه و بستنیه ولی وقتی برق نیست خودت هم نمیدونی این وسایل تا چقدر میتونن دوام بیارن. یک روز یک خانم اومده بود خرید پول نقد نداشت. دستگاه هم وصل نمیشد. آخرش خریدش رو گذاشت و رفت. اون فروش از دست رفت. آیا کسی این خسارت رو جبران میکنه؟ تو این اوضاع چجوری باید زندگی کنیم؟»
شبهای بیخوابی
اکرم یکی از زنان بازنشسته است که طبق جدول خاموشی برق آنها شبها قطع میشود. او در این باره به«جهانصنعت» گفت: «قدیما تابستون هم گرم بود ولی حداقل آدم میدونست شب که میشه یک نسیم خنکی میاد. الان تا برق میره انگار تو سونا نشستی! نه میشه خوابید و نه میشه نشست. من زانو درد دارم و زیاد نمیتونم از خونه بیرون برم. بیشتر وقتم همین داخل خونه میگذره. وقتی برق نیست نه تلویزیون دارم نه پنکه نه حتی میتونم راحت استراحت کنم. بدترین قسمت ماجرا اینکه هیچکس نمیدونه دقیقا تا کی باید منتظر بمونه تا این مشکل برای همیشه حل بشه. ما سنوسالی ازمون گذشته نباید دیگه غصه بیبرقی رو که بخوریم! همه دنیا پیشرفت کردن ما درگیر قطعی برقیم. این بحران کاری کرده که دیگه از تابستون نفرت پیدا کردم!
چرخکار در انتظار برق
سجاد آرایشگر است و شغلش مستقیما بهبرق وابسته است. او درباره اوضاع کسبوکار خود در روزهای بیبرقی به«جهانصنعت» گفت: «کار ما مستقیم بهبرق وابسته است. سشوار، اتو مو و دستگاهها همه با برق کار میکنن. وقتی برق میره یعنی کار ما هم میخوابه. مشتری وقت گرفته از راه دور اومده ولی من باید بگم شرمنده برق نیست. بعضی روزها چهارساعت برق میره و چندتا مشتری رو از دست میدم. ازطرفی خودمون هم توی مغازه گرما رو بهسختی تحمل میکنیم. چندنفر داخل مغازه هستن هوا سنگین میشه و واقعا آدم حوصلهای براش باقی نمیمونه. چندروزپیش چهارساعت خاموشی رو تحمل کردیم و همینموضوع باعث شد تا با یکی از مشتریها درگیر بشم. مگه تقصیر ماست که برق قطع میشه؟ مشتری هم حق داره نمیتونه زیر گرما بشینه و منتظر بمونه. تابستون همیشه فصل شلوغی ما بود ولی الان دوساله که همش نگرانیم برق که نیست باید چیکار کنیم. جنگ بود کسبوکارها خوابیده بود. حالا که تنشها بهنسبت قبل کمتر شده امید داشتیم حداقل بتونیم داخل تابستون بیشتر پول در بیاریم ولی بیبرقی مگه میذاره زندگی کنیم؟»