به گزارش ستاره صبح آنلاین از رویداد ۲۴، فضای سیاسی کشور در روزهای پس از شهادت آیتالله خامنهای، آرایش جدیدی به خود گرفته است. در حالی که افکار عمومی و فعالان اقتصادی چشمانتظار سیگنالهای آرامشبخش از سوی دستگاه دیپلماسی برای ثبات بازار و استیفای حقوق ملت بودند، سخنرانی شب گذشته حجتالاسلام سیدعلی خمینی در مراسمی به مناسبت گرامیداشت یاد رهبر شهید، ناظران سیاسی را شگفتزده کرد. مواضع تند و کمسابقه او علیه روند مذاکرات و تاکید بر گزارههایی همچون «خیانت بودن مذاکره صلح»، بلافاصله با استقبال کمنظیر رسانهها و چهرههای طیف رادیکال از فارس و تسنیم گرفته تا رجانیوز و راه دیالمه مواجه شد؛ مواضعی که همزمان شده است با بلند شدن صدای تندروهایی که در روزهای اخیر با کلیدواژه «خونخواهی»، خاکریزهای دیپلماسی را هدف گرفتهاند.
سید علی خمینی چه گفت؟
سیدعلی خمینی در مراسم ختم رهبر شهید که شب گذشته در شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار شد، گفت: «برخی میگویند جنگ را ادامه دهید که جمهوریخواهان در انتخابات شکست بخورند. یعنی ما برای اینکه یک سگ زرد برود و شغال بیاید بجنگیم؟ ترامپ برود که چه کسی بیاید جایش؟ برای ما فرقی نمیکند، ما هم به دموکراتها میگوییم مرگ و هم به جمهوریخواهان.»
او به هر گونه توافق صلح با آمریکا تاخت و گفت «مذاکره به معنای صلح با آمریکا نیست؛ مذاکره نیز یکی از میدانهای نبرد است و هرکس بخواهد با ارسال پیام دوستی به آمریکا از اصول انقلاب عقبنشینی کند، مسیر درستی را دنبال نمیکند. هرکس بخواهد مذاکره کند برای اینکه با آمریکا به صلح برسد او خائن است، هرکس پیام دوستی به آمریکا بفرستد دهانش خبیث و نجس است.»
سید علی خمینی درباره تجمع شبانه مردم در میادین گفت : ملت ایران با درک شرایط حساس کشور به میدان آمد و تا زمانی که رهبر معظم انقلاب دستور دهند، این حضور و حمایت مردمی ادامه خواهد داشت.
این اظهارات در حالی مطرح شد که جریان های رادیکال در ماه های گذشته تریبونهای رسمی را علیه مذاکره و توافق به تسخیر خود درآوردهاند. نگاهی به خطبههای نماز جمعه دیروز و مواضع نمایندگان تندروی مجلس نشان میدهد که جریانی سازمانیافته به دنبال به بنبست کشاندن مسیر تفاهم است. مسیری که در روزهای اخیر با یک کلیدواژه جدید هم همراه شده است: «انتقام و خون خواهی».
احمد علمالهدی امام جمعه مشهد صراحتاً خواستار انتقام شد و سعید جلیلی با کنایه به طیف خواهان توافق برای رفع انسداد از دارایی های بلوکه شده ایران اعلام کرد که بزرگترین دارایی ملت رهبری است و باید خونخواهی به عنوان حق مردم پیگیری شود. امام جمعه بوشهر تهدید به ویرانی کاخ سفید کرد و مداحانی، چون نریمانی خواستار «زدن زیر میز توافق» شدند. همزمان امیرحسین ثابتی، نماینده نزدیک به جلیلی، از ثبت طرح «انتقام از ترامپ» در مجلس خبر داد و محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز با ادبیاتی مشابه، بر «مقابلهبهمثل» در قبال حملات به زیرساختها تاکید کرد.
اظهارات و استراتژی که مشخص نیست از کجا خط گرفته اما تأثیر مهمی بر وضعیت روابط ایران و آمریکا در روزهای اخیر گذاشته است. به طور واضح، تهدیدهای رسمی به انتقام گیری و قتل ترامپ واکنش رئیسجمهور آمریکا را در پی داشته است. دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا در گفت وگو با نیویورک پست مدعی شد که دستوراتی برای حمله شدید به ایران در صورت موفقیت تهران در ترور خود برجای گذاشته است. او در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشته اگر جمهوری اسلامی برای ترور رئیسجمهوری آمریکا اقدام کند یا دست به چنین تلاشی بزند، «هزار موشک آماده شلیک و به سوی ایران نشانهگیری شدهاند.»
به نظر میرسد تهدید به انتقام گیری و ترور ترامپ در تریبون های رسمی کشور بر پایان آتش بس و حمله اخیر آمریکا به ایران هم بی تأثیر نبوده است.
در چنین بستری، جملات دیشب سیدعلی خمینی با رد ایده مذاکره برای صلح نیست و خائن خواندن هر کسی که به دنبال توافق صلح است و همچنین تشبیه انتخابات آمریکا به تقابل «سگ زرد و شغال»، عملاً بنزینی بر آتش این جریان رادیکال بود.
سخنان نوه امام، بلافاصله موجی از واکنشهای متضاد را در میان فعالان سیاسی برانگیخت که نشاندهنده شکاف عمیق تحلیلی در کشور است.
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در نقد این سخنان با یادآوری سیره خود امام خمینی (ره) نوشت: «مرحوم آیتالله خمینی وقتی که به نتیجه رسید ادامه جنگ هشت ساله به نفع کشور نیست، یک تنه وارد میدان شد و بررغم اصرارهای قبلیاش مبنی بر تداوم جنگ تا سرنگونی صدام حسین، به تعبیر تلخ خودش "جام زهر" را خورد تا نوشدارویی برای کشور و مردم باشد. او پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به هیچکدام از توصیههای مربوط به نادیده گرفتن مقاد آتشبس به دلیل ضعف عراق بر اثر پایبندی کامل به آنچه متعهد شده بود، تاکید کرد. نوه آن مرحوم، اما امروز چیزهایی گفت که هم تناقضآلود بود و هم شرایط را برای تصمیمگیران کشور در این وضعیت وانفسا دشوارتر کرد.»
عبدالرضا داوری، فعال سیاسی اصولگرا، در دفاع از سیدعلی خمینی و در پاسخ به زیدآبادی، او را «وارث منطق تکلیفمدار امام» دانست و نوشت: «احمد زیدآبادی در مقایسه سیدعلی خمینی با امام خمینی، دچار یک خطای تحلیلی شده است... آنچه امام خمینی را از بسیاری از سیاستمداران متمایز میکرد، تکلیفمداری بود... ایشان چند روز بعد [از قطعنامه]، حکم برخورد با منافقین و هفت ماه بعد فتوای ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد؛ تصمیماتی که میدانست هزینههای سنگین بینالمللی و دیپلماتیک خواهد داشت... سیدعلی خمینی بیش از دیگر اعضای خاندان امام، به ایشان شباهت دارد؛ نه فقط در چهره، بلکه در منطق تکلیفمدارانه. او در مواضع خود بیش از آنکه به واکنشها و هزینههای سیاسی بیندیشد، بر آنچه حق و تکلیف میداند تأکید میکند. او اشبهالناس به امام است؛ خلقاً، خُلقاً و منطقاً.»
تندروهای مجلس و رسانههای پایداری از سخنرانی سید علی خمینی به وجد آمدند. مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نوشت: «حس کردم خمینی دوباره زنده شده است... سخنان سیدعلی آقا فلسفهی سیاسی امام مجتبی (حفظه الله) درباره امریکاست... ما با آمریکا پدرکشتگی داریم و هرکس به فکر صلح با آمریکاست اگر خائن نباشد حتما فاقد عقل است. به حاج حسن آقا و حاج علی آقا خمینی بخاطر تبعیت از ولایت فقیه و تلاش خاندان بزرگوار خمینی برای قوام امامت سید مجتبی خامنهای درود میفرستیم.»
سیدنظامالدین موسوی با ستایش از تدبیر دفتر رهبری در انتخاب او، روی این جمله سیدعلی مانور داد که: «آن مسئولی که بخوابد و در فکر انتقام رهبر شهید نباشد، باید به وجدان خودش شک کند».
تغییر وزن سیاسی در خاندان امام؛ روزی که سیدعلی خمینی به چهره محبوب اصولگرایان تبدیل شد؟
برای درک اهمیت سخنرانی اخیر سیدعلی خمینی در مراسم رسمی قم، باید کمی به عقب بازگشت؛ به سالهایی که در خانواده مرحوم سیداحمد خمینی، سیدحسن خمینی بهعنوان چهره نخست سیاسی و وارث نمادین بیت امام شناخته میشد.
سیدحسن خمینی تولیت حرم امام خمینی و مدیریت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام را بر عهده دارد و همین موقعیت، او را در جایگاهی بالاتر از دو برادر دیگرش، سیدعلی و سیدیاسر، قرار داده است. او در مراسمهای سالانه ۱۴ خرداد سخنرانی میکند، در آیینهای رسمی تجدید میثاق با امام میزبان مقامات است و حتی در انتخابات مجلس خبرگان نیز نامزد شده؛ هرچند صلاحیتش تأیید نشد.
در مقابل، سیدعلی خمینی سالها چهرهای کمحاشیهتر و کمحضورتر بود. موضعگیریهای سیاسی محدودی داشت و در معادلات جناحی، در سایه برادر بزرگترش قرار میگرفت. با این حال، از اواخر دهه ۱۳۸۰ و بهویژه از سال ۱۳۸۹، نشانههایی از تلاش رسانههای اصولگرا برای برجستهکردن او در برابر سیدحسن خمینی دیده شد؛ روندی که طی سالهای بعد، بهتدریج آشکارتر و سازمانیافتهتر شد.
آغاز ماجرا از ۹ دی ۱۳۸۹
جرقه ورود جدی سیدعلی خمینی به فضای سیاسی، با انتشار خبری در سایت مشرق در دیماه ۱۳۸۹ زده شد. سایت خبری مشرق مدعی شد نوه امام در مراسم سالگرد ۹ دی در مهدیه تهران حضور یافته و این اقدام را «حرکتی تازه و انقلابی» در خانواده امام توصیف کرد.
ساعاتی بعد، پایگاه اطلاعرسانی جماران این خبر را تکذیب کرد و نوشت سیدعلی خمینی در قم بوده و اساساً به تهران نیامده است. با این حال، مشرق بار دیگر به نقل از سیدعلی خمینی نوشت ادعاهای رسانهها درباره تکذیب حضور او صحت ندارد و تنها مطالبی که شخصاً بیان میکند معتبر است.
این رفتوبرگشت رسانهای، نقطه آغاز رسمی شکافی بود که بعدها با عنوان «پروژه عبور سیدعلی از سیدحسن» شناخته شد. از همان مقطع، رسانههای نزدیک به جریان اصولگرا کوشیدند سیدعلی خمینی را بهعنوان چهرهای نزدیکتر به ادبیات رسمی نظام و در برابر برادر بزرگترش معرفی کنند.
از پوشش سخنرانیها تا ساختن «نوه مطلوب»
از سالهای بعد، حضور سیدعلی خمینی در مراسمهای مذهبی، سخنرانیهای نجف و برنامههای شهرستانی، با استقبال رسانههای اصولگرا مواجه شد. خبرگزاری تسنیم سخنرانیهای او را پوشش میداد و جهاننیوز، رسانه نزدیک به علیرضا زاکانی، بارها تصاویر او را در کنار چهرههای سیاسی و مذهبی منتشر میکرد.
در سال ۱۳۹۵، عصرایران گزارشی با عنوان «شکست پروژه عبور سیدعلی خمینی از سیدحسن» منتشر کرد؛ گزارشی که نشان میداد تمرکز چندساله رسانههای اصولگرا بر سیدعلی خمینی، صرفاً یک علاقه خبری پراکنده نبوده، بلکه بهصورت یک روند سیاسی قابل شناسایی درآمده است.
این روند در آستانه انتخابات خبرگان و ریاستجمهوری سال ۱۳۹۶ پررنگتر شد. در حالی که بخشی از جریان اصولگرا، سیدحسن خمینی را بهدلیل مواضع سیاسی و ادعای فقدان صلاحیت علمی مورد انتقاد قرار میداد و حتی تصاویر مراسم عمامهگذاری فرزندش را دستمایه تمسخر قرار میداد، همزمان تصاویر سیدعلی خمینی در کنار آیتالله خامنهای، قاسم سلیمانی و برخی مداحان نزدیک به جریان تندرو بازنشر میشد.
در همان سال، شایعه حمایت سیدعلی خمینی از ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاستجمهوری منتشر شد؛ شایعهای که خود او بهسرعت تکذیب کرد. با این حال، این ماجرا نشان داد نام او بهعنوان چهرهای مناسب برای استفاده در رقابتهای درونخاندانی و جناحی تثبیت شده است.
در دیماه ۱۳۹۶ نیز تسنیم مدعی شد پایگاه جماران، سیدعلی خمینی را بایکوت خبری کرده است؛ ادعایی که در عمل این معنا را القا میکرد که سیدحسن خمینی، برادر کوچکترش را از رسانه رسمی بیت امام کنار گذاشته است.
جهاننیوز یکی از رسانههایی بود که بیشترین نقش را در برجستهکردن سیدعلی خمینی ایفا کرد. این رسانه، همزمان که گزارشها و یادداشتهای انتقادی متعددی علیه سیدحسن خمینی منتشر میکرد، با علاقهای آشکار سخنان و تصاویر سیدعلی خمینی را پوشش میداد.
در برخی گزارشها، رسانههای اصولگرا حتی از سیدحسن خمینی با عنوان «سیدحسن مصطفوی» یاد میکردند؛ تغییری معنادار در نامگذاری که هدف آن کمرنگکردن نسبت نمادین او با امام خمینی بود. در مقابل، هر زمان از «نوه امام» سخن گفته میشد، اغلب منظور سیدعلی خمینی بود.
این روند در دوره مدیریت علیرضا زاکانی بر شهرداری تهران نیز ادامه یافت. روزنامه همشهری بارها سخنرانیهای سیدعلی خمینی در نجف و دیگر شهرها را با جزئیات منتشر کرد و او را بهعنوان چهرهای وفادار به خط رسمی نظام معرفی کرد.
نقطه عطفی دیگر؛ سخنرانی ۱۴ خرداد ۱۴۰۲ و حمایت صریح از رهبری
یکی از مهمترین نقاط عطف در افزایش وزن سیاسی سیدعلی خمینی، سخنرانی او در ۱۴ خرداد ۱۴۰۲ بود؛ چند ماه پس از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱. او در این سخنرانی، که به مناسبت سالگرد درگذشت امام خمینی برگزار شد، گفت: «اجازه ندهیم رهبری در بزنگاهها تنها بماند.»
این سخنان با استقبال گسترده رسانههایی مانند همشهری، جهاننیوز و صداوسیما روبهرو شد. همزمان، چند حساب کاربری در شبکه اجتماعی توییتر، مطالبی منتسب به سیدعلی خمینی در حمایت از آیتالله خامنهای منتشر کردند. اما جماران، رسانه وابسته به بیت امام، اعلام کرد که سیدعلی خمینی هیچ حسابی در شبکههای اجتماعی ندارد.
با وجود این تکذیب، همان مطالب بارها در رسانههای اصولگرا بازنشر شد و به تقویت تصویری کمک کرد که از او بهعنوان عضوی از خاندان امام با مواضعی متفاوت از جریان اصلاحات ایجاد شود.
در مهرماه ۱۴۰۲، این سیدعلی خمینی بود که در مراسم محرم حسینیه امام خمینی در کنار ابراهیم رئیسی و پایین پای جایگاه آیتالله خامنهای نشسته بود. سیدعلی خمینی حتی در جلساتی با عنوان «حکمت سیاسی اسلام در قرآن» که ریاست آن را سعید جلیلی بر عهده دارد، شرکت کرد. تصاویر حضور او در کنار جلیلی در جلسه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ نیز منتشر شد.
محرم ۱۴۰۳، سید علی خمینی رسما به یک چهره رسانهای تبدیل شد. شبکه یک سیما مجموعه سخنرانیهای سیدعلی خمینی را با عنوان «درسهایی از مکتب عاشورا» هر شب پخش کرد. این اقدام در همان زمان بهعنوان حرکتی کمسابقه و معنادار در فضای رسانهای کشور بازتاب یافت.
پخش منظم سخنرانیهای او از صداوسیما، نشان میداد که سیدعلی خمینی از یک چهره مناسبتی و حوزوی، به سخنرانی قابل اعتماد برای رسانه رسمی تبدیل شده است. این مجموعه در محرم سال بعد نیز بار دیگر از تلویزیون پخش شد.
در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ نیز او سخنران اصلی راهپیمایی قم بود؛ مراسمی رسمی که از سوی نهادهای حکومتی برگزار و از طریق صداوسیما پوشش داده شد. این سخنرانی را میتوان یکی از روشنترین نشانههای ارتقای جایگاه رسمی سیدعلی خمینی دانست.
چرا تریبون قم به سیدعلی رسید؟
پس از حواشی مراسم وداع با رهبر فقید جمهوری اسلامی در مصلای تهران، از جمله قرائت آیهای که برخی آن را معنادار تفسیر کردند و ترک زودهنگام جایگاه از سوی سیدحسن خمینی، انتظار میرفت تریبونی رسمی در اختیار خانواده امام قرار گیرد تا نسبت و همراهی بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی با ساختار جدید قدرت بار دیگر به نمایش گذاشته شود.
با این حال، در حالی که سیدحسن خمینی در مراسم نماز مشهد حضور داشت، تریبون حساس مراسم قم در اختیار سیدعلی خمینی قرار گرفت. این انتخاب، با توجه به جایگاه سنتی سیدحسن بهعنوان سخنگوی اصلی خاندان امام، اقدامی معنادار بود. سیدحسن خمینی همواره چهره اصلی بیت امام در مناسبتهای رسمی بوده است؛ از مراسمهای ۱۴ خرداد و تجدید میثاق مسئولان تا حضور در انتخابات خبرگان. اما این بار، قرعه به نام برادر کوچکتر افتاد؛ چهرهای که طی بیش از یک دهه، رسانههای اصولگرا بهتدریج از او چهرهای مطلوبتر و نزدیکتر به گفتمان رسمی ساخته بودند.
سخنرانی اخیر سیدعلی خمینی را نمیتوان صرفاً یک حضور مناسبتی دانست. این سخنرانی، حلقه تازهای از یک روند قدیمی بود؛ آیه معنادار مصلا برای «مومنان خانهنشین» که بدون عذر از جهاد خودداری میکنند، در وصف سید حسن خوانده شده بود و جریانی که سالها سعی کرده در بیت امام به دنبال یک چهره کم هزینه تر و قابل اعتمادتر بگردد، نباید از این فرصت میگذشت؛ بنابراین تریبون به سید علی خمینی داده شد و اظهارات تند او علیه هر گونه توافق صلح، مهر تأییدی بر سالها سرمایهگذاری منتها الیه جناح راست بود.