به گزارش ستاره صبح از خبر آنلاین، انتشار تصاویر و ویدئوهایی از حاشیه مراسم تشییع رهبر شهید، بار دیگر توجه افکار عمومی را به پدیدهای جلب کرد که در دو دهه گذشته بارها در مناسبتهای مختلف سیاسی و مذهبی تکرار شده است؛ شعار دادن علیه مسئولانی که در مقاطعی مسئولیت پیشبرد مذاکرات هستهای یا سیاست خارجی را بر عهده داشتهاند.
بر اساس ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی، گروهی از حاضران هنگام عبور خودروهای حامل مسئولان، علیه محمدباقر قالیباف و سیدعباس عراقچی شعار سر دادند. همچنین ویدئویی منتشر شده که در آن سنگی به سمت خودروی حامل عراقچی پرتاب شده است. صرفنظر از ابعاد این اتفاق، اصل انتشار چنین تصاویری کافی بود تا بار دیگر موضوع نسبت میان اختلافات سیاسی و مناسبتهایی که ماهیت ملی و مذهبی دارند، مورد توجه قرار گیرد.
آنچه این اتفاق را متفاوت میکند، زمان و مکان وقوع آن است؛ مراسم تشییع رهبر شهید، از منظر بسیاری از ناظران، بیش از هر چیز باید صحنه همدلی، احترام و وحدت ملی باشد؛ مراسمی که انتظار میرود اختلافهای سیاسی در آن به حاشیه برود و اصل بر حفظ حرمت مناسبت و احساسات عمومی باشد. از همین رو، طرح شعارهای سیاسی علیه برخی مسئولان، واکنشهای گستردهای را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی به دنبال داشت.
حسام الدین آشنا در توییتی نوشت که آن که سنگش میزنید سنگتان را به سینه میزند.
البته عدم واکنش به این اتفاق با انتقادهایی روبهرو شد. محمد مهاجری در توییتی از دبیر شورای عالی امنیت ملی به دلیل سکوت در مقابل این موضوع انتقاد کرد.
پروندهای که سالهاست بسته نمیشود
مرور تحولات دو دهه اخیر نشان میدهد که شعار علیه مذاکرهکنندگان یا مسئولان سیاست خارجی، موضوع تازهای نیست. از دوران مذاکرات هستهای در دهه ۱۳۸۰ گرفته تا مذاکرات منتهی به توافق برجام و سپس گفتوگوهای غیرمستقیم سالهای بعد، تقریباً در همه مقاطع، چهرههایی که مسئولیت گفتوگو با طرفهای خارجی را بر عهده داشتهاند، با اعتراضهایی در برخی تجمعات و راهپیماییها روبهرو شدهاند.
در دوره مسئولیت حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی، سپس در دوره مسئولیت محمدجواد ظریف در وزارت امور خارجه و بعدتر در دوره مسئولیت سیدعباس عراقچی، بارها در راهپیماییهای مناسبتی، تجمعهای دانشجویی یا گردهماییهای سیاسی شعارهایی علیه تیم مذاکرهکننده شنیده شد. در بسیاری از این موارد، منتقدان مذاکرات مدعی بودند که هرگونه امتیازدهی به طرف مقابل، با منافع ملی سازگار نیست و باید با آن مخالفت شود.
در مقابل، موافقان مذاکرات همواره استدلال کردهاند که نقد سیاست خارجی، بخشی از رقابت سیاسی است، اما نباید به تخریب اشخاص، هتاکی یا ایجاد فضای تنش در مراسمی بینجامد که اساساً برای اهداف دیگری برگزار شده است.
وقتی اختلاف سیاسی وارد مناسبتهای ملی میشود
مراسمهای ملی و مذهبی در ایران همواره محل حضور طیفهای مختلف سیاسی بوده است. ویژگی این مناسبتها آن است که معمولاً مخاطب آنها یک جریان خاص نیست، بلکه اقشار متنوع جامعه در آنها حضور پیدا میکنند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند هر اقدامی که این فضا را به میدان رقابتهای جناحی تبدیل کند، میتواند از کارکرد اصلی چنین مراسمهایی بکاهد.
مراسم تشییع شخصیتهای ملی، راهپیماییهای سراسری یا آیینهای مذهبی، معمولاً با پیامهایی همچون همبستگی، انسجام و وحدت همراه هستند. ورود شعارهای جناحی به چنین فضاهایی، این خطر را ایجاد میکند که اصل مراسم تحتالشعاع حاشیههای سیاسی قرار گیرد و افکار عمومی به جای توجه به پیام اصلی مراسم، درگیر منازعات روزمره شود.
قالیباف و عراقچی چرا هدف شعارها شدند؟
نقطه مشترک محمدباقر قالیباف و سیدعباس عراقچی در شرایط کنونی، نقش آنها در روند تصمیمگیری و پیگیری پرونده مذاکرات است. عراقچی به عنوان وزیر امور خارجه، مسئولیت اصلی دستگاه دیپلماسی را بر عهده دارد و قالیباف نیز در جایگاه رئیس مجلس، در بسیاری از مباحث مرتبط با سیاست خارجی و تصمیمهای کلان نقشآفرین بوده و عملا به عنوان رئیس هیئت مذاکره کننده فعالیت میکند.
به همین دلیل، بخشی از منتقدان روند مذاکرات، اعتراض خود را متوجه این دو چهره کردهاند. با این حال، منتقدان این رفتارها معتقدند حتی اگر مخالفتی با سیاستهای دولت یا روند مذاکرات وجود داشته باشد، بیان آن در مراسمی که انتظار میرود نماد همبستگی ملی باشد، نه تنها کمکی به پیشبرد بحثهای سیاسی نمیکند، بلکه میتواند به دو قطبی شدن فضای عمومی دامن بزند.
علاوه بر این در هر جامعهای، نقد مسئولان و مخالفت با سیاستهای عمومی، بخشی از فضای سیاسی محسوب میشود. اما تفاوت مهمی میان نقد، اعتراض و هتاکی وجود دارد. استفاده از شعارهای توهینآمیز یا رفتارهای خشونتآمیز، از جمله پرتاب اشیا ــ در صورتی که وقوع آن تأیید شود ــ موضوعی متفاوت از بیان اعتراض سیاسی است و میتواند پیامدهای امنیتی و اجتماعی به همراه داشته باشد.
حوادث حاشیهای مراسم تشییع رهبر شهید، فارغ از ابعاد و جزئیات آن، بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرد که جامعه ایران همچنان نیازمند تقویت فرهنگ گفتوگوی سیاسی و رعایت مرز میان نقد و رفتارهای تنشزا است. تجربه سالهای گذشته نیز نشان میدهد هرگاه اختلافهای سیاسی به مراسمهای ملی و مذهبی کشیده شده، اصل پیام آن مناسبت در سایه حاشیهها قرار گرفته است.
اگر قرار باشد چنین مراسمهایی همچنان کارکرد خود را به عنوان نماد همبستگی ملی حفظ کنند، به نظر میرسد همه جریانهای سیاسی، صرفنظر از مواضع و اختلافنظرهای خود، در قبال حفظ حرمت این مناسبتها مسئولیتی مشترک بر عهده دارند؛ مسئولیتی که بدون پایبندی به اخلاق سیاسی و پرهیز از رفتارهای تنشآفرین، تحقق آن دشوار خواهد بود.