ستاره صبح آنلاین: جایگاه آموزش و مهارتهای آموزشی در فرایند توسعه بنیادین، راهبردی و تعیینکننده است. توسعه پایدار محصول رشد اقتصادی یا پیشرفت فناورانه نیست، بلکه نتیجه ارتقای سرمایه انسانی، توانمندسازی فردی و اجتماعی و شکلگیری نگرشها، ارزشها و مهارتهایی است که از مسیر آموزش هدفمند و باکیفیت به دست میآیند.
موتور توسعه
آموزش بهعنوان موتور محرک توسعه، نقش چندبعدی ایفا میکند؛ از یکسو با افزایش سطح آگاهی، دانش تخصصی و مهارتهای حرفهای نیروی انسانی، بهرهوری اقتصادی را ارتقا میدهد و از سوی دیگر با تقویت تفکر انتقادی، خلاقیت، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی، زمینهساز توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میشود. در این میان، مهارتهای آموزشی معلمان، مربیان و سیاستگذاران آموزشی اهمیتی دوچندان دارد، چراکه کیفیت آموزش نه صرفاً به محتوای درسی، بلکه به شیوه انتقال، روشهای یاددهی–یادگیری، توانایی ایجاد انگیزه، شناخت تفاوتهای فردی و پرورش مهارتهای زندگی وابسته است.
مدیریت آموزشی
مدیریت آموزشی نقشی راهبردی و کلیدی ایفا میکند. مدیریت آموزشی بهعنوان یکی از ارکان اساسی نظامهای آموزشی، نقشی تعیینکننده در فرایند توسعه همهجانبه جوامع ایفا میکند. این نوع مدیریت با برنامهریزی هدفمند، سازماندهی منابع انسانی و مادی، هدایت صحیح فعالیتهای آموزشی و ارزیابی مستمر عملکردها، زمینه ارتقای کیفیت آموزش و یادگیری را فراهم میسازد. در جوامع در حال توسعه، مدیریت آموزشی کارآمد میتواند پیوندی مؤثر میان سیاستهای کلان توسعه و نظام تعلیم و تربیت ایجاد کند و از این طریق به تربیت نیروی انسانی متخصص، خلاق و مسئولیتپذیر منجر شود.
مزایای آموزش
مدیران آموزشی با درک تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه، قادرند نظامهای آموزشی را با نیازهای روز جامعه هماهنگ سازند و از رکود و ایستایی جلوگیری کنند. مدیریت آموزشی نهتنها به بهبود عملکرد مدارس و دانشگاهها کمک میکند، بلکه با ترویج فرهنگ مشارکت، عدالت آموزشی و استفاده بهینه از منابع به کاهش نابرابری و افزایش سرمایه انسانی میانجامد. از این منظر، توسعه پایدار بدون توجه به جایگاه مدیریت آموزشی امکانپذیر نیست، زیرا آموزش اثربخش و باکیفیت نیازمند مدیریتی آگاه، منعطف و آیندهنگر است که بتواند مسیر رشد فردی و اجتماعی را هموار سازد.
آموزش متناسب با نیاز جامعه
جوامعی که در مسیر توسعه گامهای موفق برداشتهاند، آموزش را از حالت حافظهمحور و ایستا خارج کرده و به سمت آموزش مهارتمحور، مسئله محور و متناسب با نیازهای واقعی جامعه و بازار کار سوق دادهاند. مهارتهای آموزشی نوین، ازجمله توانایی استفاده از فناوریهای نو، طراحی آموزشی خلاقانه، ارزیابی مستمر و کیفی، و پرورش یادگیری مادامالعمر، نقش کلیدی در آمادهسازی افراد برای مواجهه با تغییرات اقتصادی و اجتماعی ایفا میکند.
کاهش نابرابری
آموزش اثربخش میتواند نابرابریهای اجتماعی را کاهش دهد، فرصتهای برابر ایجاد کند و با توانمندسازی اقشار مختلف، به عدالت اجتماعی و انسجام ملی کمک نماید. توسعه بدون آموزش کارآمد، توسعهای ناپایدار و شکننده خواهد بود، زیرا نبود مهارت لازم در نیروی انسانی منجر به اتلاف منابع، کاهش نوآوری و وابستگی به عوامل بیرونی میشود.
پرورش
آموزش زمانی میتواند نقش واقعی خود را در توسعه ایفا کند که پیوندی عمیق بافرهنگ، ارزشها و نیازهای بومی جامعه داشته باشد و صرفاً تقلیدی از الگوهای وارداتی نباشد. مهارتهای آموزشی در چنین چارچوبی، معطوف به پرورش انسانهایی توانمند، خلاق، اخلاقمداری و مسئول هستند که نهتنها قادر به حل مسائل امروز، بلکه آماده مواجهه با چالشهای آینده باشند. بنابراین میتوان گفت آموزش و مهارتهای آموزشی، زیربنای اصلی توسعه همهجانبه محسوب میشوند و سرمایهگذاری در این حوزه، در بلندمدت بیشترین بازده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را برای جوامع به همراه خواهد داشت.