گودرزی توضیح میدهد که آشنایی او با این رمان به پیشنهاد استاد موسی بیدج بازمیگردد. در ابتدا، نگرانی اصلی او دشواری بازآفرینی فضای خاص و زبان ادبی نجیب محفوظ بوده، اما پس از مطالعه کامل اثر، به عظمت و ارزش ادبی آن پی میبرد و تصمیم به ترجمه میگیرد. به اعتقاد او، «ملحمةالحرافیش» از مهمترین آثار محفوظ است که بهناحق از مخاطب فارسیزبان دور مانده بود.
این رمان روایتی نمادین و اسطورهگرا از زندگی ده نسل از قلندران یک محله در مصر است؛ محلهای که با عناصر آشنایی چون میدان، مسجد، خانقاه، گورستان و دیوار کهن ترسیم میشود و شباهتهایی با فضاهای اجتماعی در فرهنگ ایرانی دارد. نجیب محفوظ در این اثر، از رئالیسم صرف فاصله میگیرد و در بخشهایی به سوی سوررئالیسم و حتی رئالیسم جادویی حرکت میکند. گودرزی تأکید میکند که محفوظ در «ملحمةالحرافیش» عصاره تجربههای داستاننویسی خود را به کار گرفته و جهانی چندلایه و پرشخصیت خلق کرده است.
نقش اشعار حافظ در این رمان، یکی از محوریترین نکات گفتوگوست. برخلاف تصور برخی، نجیب محفوظ اشعار حافظ را به عربی ترجمه نکرده، بلکه حدود سیزده بیت از حافظ را به همان زبان فارسی و بهصورت اصلی در متن رمان آورده است. این ابیات اغلب از زبان آوازهایی رازآلود در خانقاه شنیده میشوند؛ آوازهایی که مردم معنای دقیقشان را نمیدانند، اما تأثیری روحانی و دگرگونکننده بر آنان میگذارند. گودرزی این اشعار را نوعی «راوی خاموش» میداند که گاه مسیر روایت را هدایت میکنند، به آینده اشاره دارند یا فصلهای داستان را به هم پیوند میزنند. حتی پایان رمان نیز با بیتی از حافظ رقم میخورد.
درونمایه اصلی رمان، عدالت و دادگری است. محفوظ نشان میدهد که سرنوشت شخصیتها با میزان لغزشها و انتخابهای اخلاقیشان پیوند دارد: لغزشهای بزرگ به فرجامی تلخ میانجامد و خطاهای انسانیِ محدود، امکان رستگاری را فراهم میکند. به باور گودرزی، این نگاه اخلاقی و صوفیانه، با جهانبینی حافظ همخوان است و دلیل انتخاب او از میان شاعران فارسی نیز همین جامعیت و مردمیبودن شعر حافظ بوده است.
در بخش پایانی گفتوگو، گودرزی به کمبود ترجمه مستقیم از ادبیات عرب به فارسی اشاره میکند و میگوید بسیاری از آثار مهم عربی یا ترجمه نشدهاند یا از زبانهای واسطه به فارسی راه یافتهاند. او این وضعیت را نشانه غفلت از پیوندهای عمیق فرهنگی ایران و جهان عرب میداند و ترجمه «ملحمةالحرافیش» را گامی در جهت احیای این ارتباط و یادآوری جایگاه والای ادبیات فارسی در ذهن و زبان نویسندگان عرب تلقی میکند.