بهگزارش ستاره صبح از جهان صنعت، جامجهانی ۲۰۲۶ برای فوتبال ایران تمام شد اما حاشیههای آن تازه آغاز شده است. تیم ملی با سهتساوی از دور رقابتها کنار رفت؛ نه پیروزی به دست آورد، نه به مرحله حذفی رسید و نه توانست از گروهی صعود کند که بسیاری آن را یکی از بهترین فرصتهای تاریخ فوتبال ایران برای حضور در جمع ۳۲ تیم برتر میدانستند. در شرایطی که بسیاری انتظار داشتند پس از پایان جامجهانی درباره آینده کادر فنی تصمیمگیری شود، مهدی تاج اعلام کرد امیر قلعهنویی در جام ملتهای آسیا نیز هدایت تیم ملی را برعهده خواهد داشت. با این حال، خود قلعهنویی در گفتوگویی تلویزیونی اعلام کرد قراردادش در مردادماه به پایان میرسد و برای ادامه همکاری، خواستهها و انتظاراتی از فدراسیون دارد.
پاداش برای چه دستاوردی؟
در روزهای اخیر، گزارشهایی درباره پاداش امیرقلعهنویی منتشر شده که واکنشهای گستردهای را بهدنبال داشته است. برخی رسانهها از رقمی در حدود ۱۴۰میلیاردتومان برای سرمربی تیم ملی خبر دادهاند؛ موضوعی که خود قلعهنویی نیز در گفتوگوی تلویزیونی درباره آن توضیح داد و تاکید کرد که این مبلغ براساس مصوبات و مفاد قرارداد بوده است. او همچنین گفت: این پاداش مربوط به چهارسال حضورش در تیم ملی است و حتی مدعی شد در این مدت، با نپذیرفتن پیشنهادهای باشگاهی، درآمدی بسیار بیشتر را از دست داده است. او در بخشی از صحبتهایش حتی تاکید کرد بهجای دریافت پاداش ارزی، آن را بهصورت ریالی دریافت کرده و این تصمیم را نوعی «ایثار» دانست! همچنین توضیح داد که براساس مصوبه هیئترئیسه، درصد مشخصی از پاداش صعود به جامجهانی برای سرمربی در نظر گرفته شده بود و خودش خواسته بخشی از آن به بازیکنان و اعضای کادر اختصاص پیدا کند.
اما پرسش اصلی منتقدان، رقم پاداش نیست بلکه نسبت میان هزینه و نتیجه است. در فوتبال حرفهای هیچکس با دستمزد یا پاداش مربی موفق، مشکلی ندارد. وقتی تیمی قهرمان میشود، به مراحل بالاتر میرسد یا فراتر از انتظار ظاهر میشود، پاداش نهتنها طبیعی، بلکه ضروری است. مسئله از جایی آغاز میشود که کارنامه فنی، با هزینههای انجامشده همخوانی ندارد. تیم ملی ایران نه در جام ملتهای آسیا به هدف نهایی رسید و نه در جامجهانی توانست از مرحله گروهی عبور کند. در جامجهانی ۴۸تیمی، جایی که بسیاری معتقد بودند شانس صعود ایران بیش از هر دوره دیگری است، حاصل کار تنها سهتساوی و حذف زودهنگام بود. نه پیروزی ثبت شد، نه نمایشهای امیدوارکنندهای که بتوان آنها را دستاوردی بزرگ دانست. باوجود این کارنامه، حالا بحث تمدید قرارداد و ادامه همکاری با سرمربی تیم ملی نیز مطرح شده است. مهدی تاج اعلام کرده امیر قلعهنویی گزینه فدراسیون برای هدایت تیم در جام ملتهای آسیاست، اما خود سرمربی تیم ملی چنین گفته که قراردادش در مردادماه بهپایان میرسد و برای ادامه همکاری، انتظاراتی از فدراسیون دارد.
شرطوشروط امیر پس از ناکامی!
براساس گزارشهای منتشرشده، سهخواسته اصلی او برای ادامه هدایت تیم ملی شامل تغییر در کادر اجرایی تیم ملی، جذب یک دستیار خارجی و برگزاری پنجدیدار تدارکاتی پیش از جام ملتهای آسیاست. هر تیمی برای موفقیت به بازیهای تدارکاتی مناسب و کادر فنی قوی نیاز دارد اما آنچه باعث انتقاد شده، زمان طرح این مطالبات است. منتقدان میپرسند آیا پس از ناکامی در جامجهانی، نخستین موضوع باید بررسی عملکرد کادر فنی باشد یا مذاکره درباره شروط ادامه همکاری؟ آیا پیش از هر تصمیمی نباید یک ارزیابی دقیق از عملکرد تیم ملی انجام شود؟ آیا نباید مشخص شود چرا تیمی که سالها فرصت آمادهسازی داشت، در مهمترین تورنمنت فوتبال جهان حتی یک پیروزی هم بهدست نیاورد؟
واقعیت این است که مشکلات تیم ملی فقط به جامجهانی محدود نمیشود. میانگین سنی بالا، تعویق جوانگرایی، محافظهکاری تاکتیکی، استفاده محدود از بازیکنان آماده لیگ و نبود برنامه روشن برای آینده، انتقادهایی است که از مدتها قبل مطرح شده بود. بسیاری از کارشناسان هشدار داده بودند که اتکا به یک نسل رو به پایان، دیر یا زود فوتبال ایران را با بحران مواجه خواهد کرد. جامجهانی۲۰۲۶ شاید اولین نشانه جدی این بحران بود. در فوتبال حرفهای دنیا، ناکامی معمولا با پاسخگویی همراه است. مربیان در نشستهای خبری از تصمیمهایشان دفاع کرده، فدراسیونها گزارش فنی منتشر میکنند و درباره آینده براساس عملکرد تصمیم میگیرند اما در فوتبال ایران، گاهی بهنظر میرسد حاشیهها جای متن را گرفتهاند؛ از تمدید قرارداد و شرطوشروط، همهچیز مطرح میشود جز پاسخ روشن به این سؤال که چرا تیم ملی از هدفش بازماند؟
هواداران امروز، منتظر شنیدن برنامهای برای جبران هستند. آنها میخواهند بدانند چه تغییری قرار است رخ دهد تا جام ملتهای آسیا به تکرار جامجهانی تبدیل نشود. اگر قرار باشد همان ترکیب، همان تفکر و همان روند ادامه پیدا کند، صرف تغییر در کادر اجرایی یا اضافه شدن یک دستیار خارجی نمیتواند تضمینی برای موفقیت باشد. فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به شفافیت، پاسخگویی و جسارت در تصمیمگیری نیاز دارد. پاداش، قرارداد و شرط، همه میتوانند بخشی از فوتبال حرفهای باشند؛ اما تنها زمانی که پشتوانه آنها موفقیت باشد.