به گزارش ستاره صبح آنلاین، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، در هشتمین جلسه شورای اطلاعرسانی دولت اعلام کرد که با مدیریت مصرف انرژی و همراهی مردم، صرفهجویی قابلتوجهی انجام شده و کشور از واردات بنزین بینیاز شده است. درحالی که به گفته او باید ۱۲ میلیارد دلار برای واردات بنزین مورد نیاز هزینه انجام میشد. بااینحال، بررسی همزمان آمار تولید نفت، وضعیت صادرات و ظرفیت پالایشی کشور نشان میدهد که برای ارزیابی پایداری این وضعیت، باید عوامل دیگری را نیز در نظر گرفت.
همزمان با اعمال محدودیتهای مصرف بنزین و تغییر سیاستهای سهمیهبندی از جمله کاهش سهمیه بنزین سه هزار تومانی از 100 لیتر به 50 لیتر و افزایش نرخ سوم بنزین به 10 هزار تومان، گزارشهای بینالمللی از کاهش تولید و عرضه نفت خام ایران حکایت دارند. این همزمانی این پرسش را مطرح میکند که آیا بینیازی اعلامشده از واردات بنزین تنها نتیجه مدیریت مصرف است یا تغییر در نحوه تخصیص نفت خام و کاهش صادرات نیز در این روند نقش دارد؟
محدودیتهای اعمالشده برای کاهش مصرف بنزین
از آغاز جنگ، محدودیتهایی در زمینه مصرف و توزیع بنزین اعمال شد. در مراحل ابتدایی، سقف سوختگیری به ۲۰ لیتر رسید. پس از بهبود نسبی شرایط، سهمیه بنزین با نرخ سه هزار تومانی از ۱۰۰ لیتر به ۵۰ لیتر کاهش یافت. در ادامه، بحث افزایش قیمت بنزین مطرح شد و در نهایت، از ۱۷ شهریور نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان رسید. همچنین طرح کدینگ سوخت در برخی استانها، از جمله سیستانوبلوچستان و کرمان به منظور کاهش مصرف و قاچاق سوخت اجرا میشود.
این اقدامات را میتوان بخشی از تلاش دولت برای کنترل تقاضا و کاهش فشار بر منابع تأمین بنزین ارزیابی کرد. کاهش سهمیه یارانهای، افزایش نرخ بنزین در سطوح بالاتر مصرف و محدودیتهای توزیع، ابزارهایی هستند که میتوانند مصرف را مدیریت کنند. این مسئله در زمانی که کشور با مشکل واردات بنزین روبهروست، برای دولت اهمیتی زیادی دارد.
بااینحال، کاهش مصرف تنها یکی از عوامل موثر بر توازن بازار بنزین است. میزان تولید داخلی، خوراک پالایشگاهها، موجودی ذخایر و حجم واقعی واردات نیز در تعیین وضعیت تأمین سوخت نقش دارند.
افت تولید نفت ایران در گزارشهای بینالمللی
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، عرضه نفت خام ایران در سپتامبر ۲۰۲۶ به ۱.۹۴ میلیون بشکه در روز رسید. این رقم نسبت به ۲.۱۶ میلیون بشکه در روز اوت، کاهش ۲۲۰ هزار بشکهای را نشان میدهد. این در حالی است که این نهاد ظرفیت تولید پایدار نفت خام ایران را ۳.۸ میلیون بشکه در روز برآورد کرده است و در ماههای گذشته ایران با ظرفیت واقعی تولید خود فاصله داشته است.
در گزارش اوپک نیز تولید نفت خام ایران در سپتامبر، بر اساس ارزیابی منابع ثانویه، یک میلیون و ۹۵۷ هزار بشکه در روز اعلام شده است. این رقم در مقایسه با تولید دو میلیون و ۵۶ هزار بشکهای اوت، ۹۹ هزار بشکه در روز کاهش دارد.
این آمار در کنار اطلاعات مربوط به تولید ۳.۴ میلیون بشکهای نفت ایران در ژانویه و صادرات بیش از یک میلیون بشکه در روز در آن مقطع، از کاهش صادرات نفت و البته کاهش تولید نفت به دنبال آن، حکایت دارد.
همچنین طبق اطلاعات ارائهشده از سوی شرکت ورتکسا در ۱۳ اکتبر، میانگین ۱۴روزه صادرات دریایی نفت خام و میعانات ایران از هفته دوم سپتامبر تا پنجم اکتبر صفر بوده است.
اگر این برآورد بهدرستی بازتابدهنده شرایط آن دوره باشد، از اختلال جدی در صادرات دریایی نفت ایران حکایت دارد. با این حال، صفر بودن میانگین صادرات دریایی در یک بازه زمانی مشخص، لزوما به معنای توقف کامل صادرات از تمام مسیرها نیست.
با وجود این، همزمانی گزارش ورتکسا با افت عرضه و تولید نفت ایران، این پرسش را مطرح میکند که در صورت محدودشدن مسیر صادرات، نفت تولیدشده چگونه مدیریت میشود؟ در چنین شرایطی افزایش ذخیرهسازی روی آب و داخل مخازن، کاهش تولید و اختصاص بخشی از نفت خام به پالایشگاههای داخلی از جمله گزینههای پیش روی صنعت نفت است.
آیا نفت بیشتری به مصرف داخلی میرسد؟
شانا در ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ به نقل از محمدعلی دادور، معاون مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران، ظرفیت پالایشی کشور را دو میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه در روز اعلام کرد.
مقایسه این رقم با تولید حدود ۱.۹۵ میلیون بشکهای نفت خام ایران در سپتامبر ۲۰۲۶ نشان میدهد که تولید گزارششده، دستکم حدود ۴۵۰ هزار بشکه در روز کمتر از ظرفیت اسمی پالایش کشور بوده است. البته این فاصله بهتنهایی ثابت نمیکند که تمام نفت تولیدشده در داخل پالایش شده است. ظرفیت اسمی با خوراک واقعی پالایشگاهها تفاوت دارد و برای مشخص شدن میزان استفاده از نفت خام در داخل، باید آمار نهایی خوراک پالایشگاهها نیز موردتوجه قرار گیرد.
در صورتی که صادرات نفت خام محدود شده و پالایشگاهها نیز ظرفیت عملیاتی آزاد داشته باشند، افزایش خوراک پالایشگاهی میتواند بخشی از نفت تولیدشده را به فرآوردههایی مانند بنزین و گازوئیل تبدیل کند و و از این رو، احتمال افزایش تولید بنزین در کنار تشدید محدودیتها بر مصرف وجود دارد.
بینیازی از واردات بنزین چگونه محقق شد؟
در شرایط محدودیت صادرات نفت، افزایش سهم پالایش داخلی میتواند یکی از گزینههای مدیریت منابع باشد، اما این راهکار با محدودیتهایی مواجه است. ظرفیت ذخیرهسازی نفت نامحدود نیست و اگر اختلال در صادرات برای مدت طولانی ادامه یابد و امکان انتقال یا پالایش نفت نیز محدود باشد، پر شدن مخازن میتواند کشور را به کاهش یا توقف بخشی از تولید وادار کند. افزون بر این، توقف طولانیمدت تولید در برخی میدانها ممکن است راهاندازی مجدد چاهها را دشوارتر و پرهزینهتر کند و حتی به افت پایدار ظرفیت تولید بینجامد.
از سوی دیگر، بینیازی از واردات بنزین ممکن است حاصل ترکیبی از کاهش مصرف از طریق محدودیتهای اعمالشده، استفاده از ذخایر و تغییر در میزان خوراک پالایشگاهها باشد. بنابراین، نمیتوان صرفا با اتکا به آمار مربوط به صرفهجویی و کاهش مصرف یا آمار صادرات نفت، علت اصلی توقف واردات بنزین را مشخص کرد.
اما با این حال این موضوع باید شفاف شود که چطور کشور بینیاز از واردات بنزین شده است؟ سال گذشته همواره یکی از بهانهها برای افزایش قیمت بنزین، تشدید واردات و فشار بر منابع ارزی عنوان میشد. چگونه در کمتر از هفت ماه، کشوری که میلیاردها دلار برای واردات بنزین هزینه میکرد، اکنون بینیاز از واردات شده است؟ این سؤالی است که نیازمند شفافسازی است.
باید گفت کاهش صادرات نفت و اعمال محدودیتهای مصرف بنزین میتوانند همزمان بخشی از علت بینیازی به واردات را توضیح دهند. بااینحال، بینیازی از واردات بنزین در یک مقطع زمانی، لزوما به معنای رفع دائمی نیاز کشور نیست، چراکه علت اصلی این بینیازی به طور شفاف بیان نشده است. پایداری این وضعیت به توازن میان تولید نفت، ظرفیت عملیاتی پالایشگاهها و میزان مصرف داخلی وابسته است و بدون دانستن علت بینیازی و بدون داشتن دادههای تفصیلی نمیتوان درباره دوام آن با قطعیت قضاوت کرد.
حتی اگر بینیازی به واردات بنزین به طور مستقیم به محدودیتهای اعمالشده در زمینه مصرف بنزین مربوط باشد، باز هم نمیتوان آن را نوعی دستاورد تلقی کرد. باید دید افزایش نرخ سوم بنزین به 10 هزار تومان از چه طریق به کاهش مصرف مردم انجامیده است؟ آیا کاهش مصرف واقعا حاصل حذف سفرهای غیرضروری و اصلاح الگوی مصرف بوده یا بخشی از آن به دلیل ناتوانی برخی خانوارها در تأمین هزینه بنزین رخ داده است؟ آیا افزایش قیمت بنزین، مردم را به استفاده از شیوههای جایگزین حملونقل سوق داده یا برخی را ناچار کرده است از بخشی از رفتوآمدهای روزمره خود، حتی برای کار و تأمین معاش، صرفنظر کنند؟