خودکشی به روایت آمار
آخرین آمار مربوط به خودکشی در ایران برای سال ۱۴۰۲ است که ۷۶۰۳ مرگ ناشی از خودکشی ثبت شد و نرخ آن به ۸.۹ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر رسید.
بر اساس برآوردهای سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۱، حدود ۷۲۷ هزار نفر در جهان بر اثر خودکشی جان باختند. نرخ استانداردشده جهانی نیز حدود ۸.۹ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر برآورد شده است. کشورهایی مثل لسوتو، اسواتینی و کره جنوبی نرخهای بالاتری دارند.
کره جنوبی یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است و امید به زندگی در آن ۸۳.۵ سال است، اما نرخ خودکشی این کشور بالا است. نرخ خودکشی کره جنوبی در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۳.۳ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر بود و در برابر میانگین ۱۰.۷ این سازمان قرار داشت.
پس کره جنوبی نمونه خوبی است برای اینکه نشان دهیم رفاه اقتصادی بهتنهایی ضامن سلامت روان نیست.
سال ۲۰۲۱، سومین علت مرگ در گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال در جهان، خودکشی بوده است. یعنی خودکشی مسئلهای مختص کشورهای بحرانی و متلاطم نیست. در بسیاری از کشورها، پیشگیری از خودکشی بخشی از سیاست عمومی سلامت، آموزش، خدمات اجتماعی و نظام درمان است، نه موضوعی محدود به روانپزشکی.
فقر و خودکشی
فقر، بیکاری، ناامنی شغلی، بدهی و نابرابری میتوانند فشار روانی و احساس بیپناهی را افزایش دهند، اما افزایش درآمد بهتنهایی به معنای کاهش خطر خودکشی نیست.
فشار شدید تحصیلی و شغلی، رقابت اجتماعی، سالمندی سریع، تنهایی و ضعف نسبی شبکههای حمایتی از عواملی هستند که برای توضیح این وضعیت مطرح شدهاند.
نقش شبکه حمایت در سلامت روان
خودکشی بیش از آنکه تابع میزان ثروت باشد، با کیفیت زندگی، امنیت، تعلق اجتماعی و حس یافتن راهی برای عبور از بحران ارتباط دارد. حتی فردی با درآمد مناسب، اگر احساس کند جایگاهش را از دست داده، تنهاست یا امکان تغییر شرایط ندارد، میتواند در معرض آسیب قرار گیرد.
بنابراین پیشگیری فقط افزایش رفاه نیست؛ ساختن جامعهای است که در آن فرد هنگام شکست، راه بازگشت و شبکهای برای حمایت داشته باشد.
شایعترین اختلال روانی در ایران
در پیمایش ملی سلامت روان که سال ۱۳۹۰ در ایران انجام شد، ۲۳.۶ درصد افراد ۱۵ تا ۶۴ سال در ۱۲ ماه گذشته، دستکم یک اختلال روانپزشکی داشتند.
«اختلال اضطرابی» با ۱۵.۶ درصد، شایعترین بود و پس از آن «اختلال خلقی» با ۱۴.۶ درصد قرار داشت. «اختلال افسردگی» نیز با شیوع ۱۲.۷ درصد، شایعترین اختلال منفرد در پیمایش بود.
اهمیت دوران نوجوانی و جوانی در سلامت روان
دوران نوجوانی و جوانی مرحلهای است که فرد همزمان با تغییرات فیزیولوژیکی، روانی، خانوادگی، آموزشی و اجتماعی روبهرو میشود.
شکست تحصیلی، فشار برای موفقیت، مشکلات خانوادگی، تعارض با والدین، طرد اجتماعی، خشونت، قلدری، شکست عاطفی و نگرانی درباره آینده میتوانند در این سنین تأثیر بیشتری داشته باشند.
شایعترین گروه اختلالات روانی در این سنین، اختلالات اضطرابی است.
راهکارهای پیشگیری از خودکشی
مدرسه و دانشگاه یکی از مهمترین نقاط شناسایی زودهنگام مشکلات روانی است. آموزش مهارتهای حل مسئله، تنظیم هیجان، مقابله با فشار روانی و مراجعه بدون شرم برای دریافت کمک، بخشی از پیشگیری مؤثر است.
متأسفانه مراکز آموزشی در ایران، خیلی وقتها به کانون اضطراب و آشفتگی بدل میشوند. فشار تحصیلی، رقابت فرساینده، نگرانی از آینده، انتظارات خانواده و شیوههای آموزشی تنشزا، فشار روانی نوجوانان و جوانان را افزایش میدهند و به بحرانهای طبیعی این سنین دامن میزنند.
اقتصاد و سلامت روان
مشکلات اقتصادی بهتنهایی علت خودکشی نیستند، اما میتوانند فشار روانی را افزایش دهند. بیکاری، بدهی، ناامنی شغلی، کاهش قدرت خرید و نگرانی درباره آینده، زمانی خطرناکتر میشوند که فرد حس کند راهی برای تغییر وضعیت وجود ندارد و حمایت کافی موجود نیست.
حمایت از افراد در بحرانهای مالی، دسترسی به خدمات اجتماعی، حمایت از بیکاران و خانوادههای آسیبپذیر و کاهش احساس بیپناهی در کنار خدمات درمانی، بخشی از پیشگیری است.
پیشگیری از خودکشی؛ مسئولیت مشترک جامعه
«خانواده» نخستین شبکه حمایت است، «نظام آموزشی» در شناسایی زودهنگام نقش دارد، «نظام سلامت» مسئول شناسایی و درمان است، «رسانه» در شکل دادن به نگرش عمومی مؤثر است و «سیاستگذاران اقتصادی و اجتماعی» میتوانند فشارهای زمینهای را کاهش دهند.