به گزارش ستاره صبح آنلاین از رویداد ۲۴، مایک پنس، معاون رئیسجمهور آمریکا در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ، در یادداشتی که در روزنامه والاستریت ژورنال منتشر کرده، توافق فعلی با ایران را ناکافی دانسته و نوشته است که آمریکا باید در ۶۰ روز آینده از فشار نظامی و اقتصادی برای دستیابی به اهداف گستردهتر خود استفاده کند.
او در این یادداشت مدعی شده: «دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، زمانی که ایران منافع ما را تهدید کرد، به متحدانمان حمله کرد و به تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای ادامه داد، قاطعانه عمل کرد. نیروهای نظامی آمریکا در عملیات «چکش نیمهشب» در سال گذشته و عملیات «خشم حماسی» در سال جاری، قدرت برتر خود را به نمایش گذاشتند. ایران اکنون از هر زمان دیگری در چند دهه گذشته ضعیفتر است.»
پنس مدعی است که رئیسجمهور شایسته تقدیر فراوان است که جنگ را مستقیماً به تهران کشاند و همه آمریکاییها باید از چشمانداز صلح استقبال کنند. برخلاف اتهامهای سطحی انزواطلبان جناح راست پوپولیست، هیچکس خواهان یک جنگ طولانی دیگر در خاورمیانه نیست.
با این حال این مقام سابق آمریکایی میگوید یادداشت تفاهمی که هفته گذشته با ایران امضا شد، بسیار کمتر از چیزی است که برای پایان دادن به تهدید ایران لازم است. این توافق بوی همان سیاست مماشاتی را میدهد که رئیسجمهور در دوره نخست حضور ما در دولت، بهدرستی آن را رد کرده بود.
او مدعی است که این توافقی نیست که یک ایران شکستخورده باید دریافت کند. اساساً حتی نمیتوان آن را یک توافق دانست؛ بلکه برنامهای برای تهیه یک برنامه دیگر است.
پنس مدعی است که حکومت ایران اکنون در موضع ضعف قرار دارد. تواناییهای نظامی آن بهشدت تضعیف شده، نیروهای نیابتیاش ضعیف شدهاند و اقتصادش همچنان زیر فشار شدید قرار دارد. برای نخستین بار در سالهای طولانی، ابتکار عمل در اختیار آمریکا و متحد ما، اسرائیل، قرار گرفته است. نباید فراموش کرد که زنان و مردان شجاع نیروهای مسلح ما، با هماهنگی متحدان اسرائیلی، بر فراز ایران برتری هوایی برقرار کردند. با این حال، یادداشت تفاهم از این فرصت استفاده نمیکند.
او ادامه داده که نگرانکنندهترین مسئله این است که این تفاهمنامه نه ایران را ملزم میکند برنامه تسلیحات هستهای خود را بهصورتی قابل راستیآزمایی برچیند و نه ادامه غنیسازی اورانیوم را ممنوع میکند.
در عوض، این توافق تا حد زیادی همان وعدههایی را تکرار میکند که ایران پیشتر نیز مطرح کرده بود. تهران سالها مدعی بوده که برنامه هستهایاش صلحآمیز است، در حالی که شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر داده است.
جالب اینجاست که پنس در حالی که به ضعف ایران اشاره کرده میگوید: حتی اکنون و تنها چند روز پس از امضای یادداشت تفاهم، گزارشها حاکی از آن است که ایران در واکنش به ادامه درگیریها میان اسرائیل و حزبالله، در حال بستن تنگه هرمز است.
او مدعی شده درس اصلی ۴۷ سال گذشته این است که حکومت ایران به وعدههای خود پایبند نمیماند. هر اقدامی کمتر از برچیدن کامل و قابل راستیآزمایی برنامه هستهای ایران، این امکان را برای حکومت فراهم میکند که وقتی شرایط مساعدتر شد، برنامه خود را دوباره آغاز کند.
این مقام سابق آمریکایی از اینکه این تفاهمنامه، برنامه موشکهای بالستیک ایران را تا حد زیادی دستنخورده باقی میگذارد، ابراز تعجب کرده و مدعی شده: این تفاهم ایران را ملزم نمیکند که حمایت خود را از سازمانهای تروریستی متوقف کند؛ سازمانهایی که اسرائیل را تهدید میکنند، دولتهای سراسر خاورمیانه را بیثبات میسازند و شهروندان آمریکایی را در داخل و خارج از کشور هدف قرار میدهند.
همچنین، در حالی که جدول زمانی توافق، پاسخ به پرسشهای اساسی هستهای را به آینده موکول میکند، از طریق کاهش بخشی از تحریمها و ازسرگیری صادرات انرژی، منافع اقتصادی فوری در اختیار ایران قرار میدهد.
او برآورد کرده که این اقدامات ماهانه پنج میلیارد دلار درآمد نصیب حکومت ایران کند. و این ترتیب کاملاً معکوس است. آمریکا نباید ابتدا امتیازات اقتصادی بدهد و بعداً به دنبال گرفتن امتیازات امنیتی باشد. ابتدا باید امتیازات امنیتی را به دست آوریم.
ضربالمثلی قدیمی میگوید: «اعتماد کن، اما راستیآزمایی کن.» در مورد تهران، این عبارت باید چنین باشد: «راستیآزمایی کن و هرگز اعتماد نکن.»
او میگوید: حکومت ایران نزدیک به نیم قرن است که با آمریکا و اسرائیل در جنگ است. تهران مسئول کشته شدن صدها نظامی آمریکایی و مجروح شدن شمار بسیار بیشتری از آنان است.
پنس به ترامپ توصیه کرده که سیاست آمریکا باید ساده و مستقیم باشد: برنامه هستهای را برچینید، برنامه موشکهای بالستیک را برچینید، حمایت از تروریسم را متوقف کنید، به خصومت با آمریکا و اسرائیل پایان دهید و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را برقرار کنید؛ در غیر این صورت با تمام قدرت ارتش آمریکا مواجه خواهید شد.
این خواستهها حداقل شروط لازم برای دستیابی به یک صلح پایدار هستند.
او مدعی است که اقدام قاطع ترامپ شرایطی را به وجود آورد که تحقق این خواستهها را امکانپذیر کرد. سیاست فشار حداکثری مؤثر بود. قدرت نظامی آمریکا مؤثر بود. محاصره مؤثر بود. ایران به این دلیل پای میز مذاکره آمد که موجودیتش بر لبه پرتگاه قرار گرفته بود.
پنس میگوید ما نباید راه نجاتی را با این بیملاحظگی در اختیار ایران قرار دهیم.
من همچنان از عزم ترامپ برای دستیابی به صلح حمایت خواهم کرد. اما صلح از طریق قدرت، به معنای حفظ قدرت تا عبور کامل از خط پایان است.
پنس مدعی است که باید از این دوره ۶۰ روزه برای دستیابی به مواردی استفاده شود که توافق کنونی هنوز فراهم نکرده است: پایان دادن به جاهطلبیهای هستهای ایران، پایان دادن به تروریسم مورد حمایت تهران و پایان دادن به نیم قرن جنگ این کشور علیه آمریکا و اسرائیل.
او توصیه کرده اگر این اهداف منطقی محقق نشوند، ترامپ باید به نیروهای مسلح اجازه دهد کار را به پایان برسانند.
اکنون زمان آن نیست که اهرمهای فشار را با وعدهها معاوضه کنیم. چه در پای میز مذاکره و چه با آزاد کردن دوباره قدرت نیرومندترین ارتش جهان، اکنون زمان تضمین پیروزی است.