این روزها وزارتخانه کشور پرجنب و جوش است. هر دم خبرهایی میرسد که سخت مشغولید و قرار است در انتخابات شوراهای شهر و روستا شقالقمر کنید.
اما علیالحساب بازار ردصلاحیتها داغتر است. نگاهی به ترکیب اعضای هیئت نظارت بر انتخاب شوراها (نمایندگان مجلسدوازدهم هستند) بیندازید. همهشان یکی از یکی اصولگراتر! میدانید که اصولگراها در بررسی صلاحیتها نسبت به کسی کینه نداریم بلکه اقتضای طبیعتمان این است!
آقای وزیر کشور! بعد از جنگ۱۲روزه که مردم برای انسجامملی سنگتمام گذاشتند انتظار آن بود که به پاس قدرشناسی، لااقل بخشی از مطالباتشان برآورده شود. اگر چنان شده بود شاید اعتراضات دیماه چنین گسترهای پیدا نمیکرد. دولت اگر به خاطر بیپولی نمیتواند معیشت شهروندان را در شان آنهاست برآورده کند، موضوعاتی مثل رفعفیلترینگ و سرعت اینترنت و عبور از ردصلاحیت و طرحصیانت و... که پول نمیخواهد. اما همچنان کرامت مردم زیر پای یک جریان خاص دارد له میشود.
به همین دلیل، خواهید دید که مردم در انتخابات شوراهای شهر همان رفتاری را خواهند کرد که با مجلس دوازدهم کردند و با مشارکت کمرنگ به منظومه سیاسی کشور پیام منفی خواهند داد.
جناب مومنی! دوست دارید اولین انتخاباتی که دولت چهاردهم برگزار میکند شکست بخورد و رکورد عدم مشارکت را بشکند؟ از نتایج نظرسنجیها خبر ندارید؟ خوب میدانید بسیاری از چهرههای شاخص، داوطلب انتخابات نشدهاند و همان تعداد اندک هم که ریسک کردهاند با تیغ نظارت استصوابی گردنشان زده شده است.
ترکیب مجلس فعلی و شورایشهر کنونی در تهران معرف حضورتان هست؟ اگر ۳۰نماینده مجلس و ۲۱عضو شورای شهر همگیشان با هم در یک خیابان یا پارک یا مسجد یا مترو جمع شوند مردم چندنفرشان را میشناسند؟
دلیلش این است که آنها نماینده کمتر از ۵درصد مردم هستند. دوست دارید در انتخابات اردیبهشت ۱۴۰۵ همین پدیده تکرار شود؟ اگر به فکر حیثیت آقای پزشکیان نیستید به رزومه خودتان جفا نکنید.
راهحل
انتخابات را در شهرهای بالای۱۰۰هزارجمعیت، به مدت ششماه تعویق بیندازید. شاید در این مدت، کاری انجام شود که جامعه را به انتخابات امیدوار سازد. مگر اینکه جناب وزیر یقین داشته باشد که قرار نیست اتفاق خوب و خوشحالکنندهای در پیش باشد. حتی در آنصورت هم ضرر نمیکنید. اوضاع به همین منوال مضحک خواهد بود که الان هست. باید التماس کنید که چهرههای به دردخور کاندیدا شوند تا دردی از شهر و کشور حل شود.
آقای وزیر کشور! آن ضرب المثل معروف را بخاطر دارید که میگوید:" خانه عروس بزن بکوب است اما خانه داماد هیچ خبری نیست"؟
حالا حکایت شماست. آن طرف که شما و وزارتخانهتان و ستاد انتخاباتتان هستیدبزن بکوب است. اما این طرف که مردمند خبری نیست.
آقای مومنی! ایام آب در هاون کوبیدنتان مستدام.