ستاره صبح، علی صالح آبادی: پرسش این است که ادامه تنش در این دو تنگه تا چه اندازه میتواند به افزایش درگیریها یا وقوع جنگ منجر شود. پرسش دیگر این است که آیا چنین وضعیتی به سود ایران خواهد بود؟ واقعیت آن است که هرچه انسداد یا ناامنی در این مسیرها طولانیتر شود، احتمال ورود قدرتهای فرامنطقهای برای تأمین امنیت کشتیرانی افزایش مییابد. ایالات متحده، کشورهای اروپایی و برخی دولتهای عربی، امنیت جریان انرژی را بخشی از منافع حیاتی خود میدانند و بعید است اجازه دهند این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. در نتیجه، تداوم بحران میتواند سطح تنش نظامی را افزایش داده و احتمال برخورد مستقیم یا غیرمستقیم را بیشتر کند.
از سوی دیگر، اقتصاد ایران نیز از این وضعیت بیتأثیر نخواهد ماند. هرگونه ناامنی در خلیج فارس، هزینه بیمه حملونقل دریایی، تجارت خارجی و صادرات نفت را افزایش میدهد. در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان با تحریم، محدودیت سرمایهگذاری و مشکلات ارزی روبهرو است، تشدید بحران دریایی میتواند فشار مضاعفی بر تولید، تجارت و معیشت مردم وارد کند. تجربه نشان داده است که اقتصاد ایران بیش از آنکه از تنشهای طولانی سود ببرد، از ثبات منطقهای و کاهش ریسکهای سیاسی منتفع میشود. ادامه بحران ممکن است به شکلگیری ائتلافهای جدید علیه ایران منجر شود.
هرچه نگرانی کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی نسبت به امنیت کشتیرانی افزایش یابد، زمینه برای اجماع سیاسی و حتی اقدامات نظامی مشترک نیز فراهمتر خواهد شد؛ موضوعی که میتواند فضای مانور دیپلماتیک را محدود کند. ایران حق دارد از منافع و امنیت ملی خود دفاع کند، اما تجربه روابط بینالملل نشان میدهد که ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک، در بلندمدت کارآمدتر از تنشهای نظامی هستند. کاهش تنش، فعال کردن دیپلماسی منطقهای و جلوگیری از بینالمللی شدن بحران، میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی را کاهش دهد.
ادامه ناامنی در تنگه هرمز و تنگه بابالمندب بیش از آنکه یک فرصت راهبردی برای ایران باشد، خطر تبدیل شدن به بحرانی فراگیر را در پی دارد؛ بحرانی که برندگان آن اندک و بازندگانش، مردم و اقتصاد کشورهای منطقه خواهند بود.