ستاره صبح - فائزه صدر: با توقف حملات در سه روز گذشته، گمانه زنی درباره ادامه یا توقف جنگ مطرح شده است. به ویژه که منابع عبری ادعا کردند ترامپ حملات ارتش خود به ایران را متوقف کرده است. از سویی ادعاهایی درباره نقش پکن در توقف آتش طرح شده که بیش از پیش به لطمات جنگ بر بازار انرژی جهان اشاره میکند. ستاره صبح در گفتوگو با علی ودایع، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
علی ودایع ضمن تأیید توقف حملات از سوی آمریکا درباره درگیری های اخیر گفت: وضعیت منطقه ثانیه به ثانیه بین جنگ و صلح در نوسان است ونمی توانیم با دقت فرایند پیش رو را تحلیل کرده و از وقوع جنگ یا از حرکت به سمت آتش بس یا یک معامله حرف بزنیم. متغیرهایی که به سمت تشدید میل میکنند، مشاهده میشود ولی در کنار آن عوامل بازدارنده تنش هم فعال هستند.
وی در ادامه افزود: برخلاف ادبیات و پرستیژ تهران و واشنگتن، هیچ کدام تمایلی فوری برای از سر گیری جنگ ندارند. وضعیت داخلی دو طرف تخاصم در تحلیلها نادیده گرفته میشود. وضعیت داخلی ایران و امریکا بیش از آن که موتور پیشران جنگ باشد ترمز جنگ است.
ودایع با اشاره به عوامل واگرا در تنش اخیر، اضافه کرد: انتخابات میان دورهای نوامبر وضعیتی برای ترامپ پدید آورده که افزایش قیمت نفت اردوگاه جمهوری خواهان را بهم خواهد زد. جی دی ونس نیز در تلاش است تا از مذاکرات ایران دستاوردی برای خود خلق کند و از این نمد کلاهی برای خود بسازد. اما جنگ طلبها در داخل آمریکا در صدد تشدید تنش هستند و فعالیت میکنند. واگرایی در آمریکا به سمت شکل گیری جنگ از همگرایی برای شکل گیری جنگ، قوی تر است.
وی افزود: ما همواره در حال صحبت درباره الگوی تکراری رفتار دونالد ترامپ هستیم، ولی نباید دیگرعوامل نادیده گرفته شود. ترامپ در دوره های زمانی مختلف فشار سنگینی وارد میکند تا به خواسته های خود برسد ولی در لحظه آخر دست به عقب نشینی میزند تا در نقطه مطلوب خود قرار بگیرد.
این کارشاس سیاسی ضمن تاکید بر وزن موضوع مدیریت بر تنگه هرمز در تنش اخیر، گفت: امروز شاهد وزن کشی درباره تنگه هرمز هستیم. ترامپ از تنگه هرمز سهم میخواهد و این سهم را نه از ایران بلکه از طرف عمانی گرفته است. موتور محرکه ماجراهای اخیر تجاری سازی امنیت در تنگه هرمز توسط ترامپ است. این فرایند در منطقه و فرامنطقه مخالفان و منتقدانی دارد.
وی در ادامه خاطرنشان ساخت: بازیگرانی داریم که آنها هم به دنبال همگرایی و واگرایی در حوزه جنگ هستند. مگر میشود منافع چین را نادیده گرفت؟ چین بیش از سایر بازیگران از وضعیت تنگه هرمز متضرر میشود. چینیها در زمین طرفین تخاصم منافعی دارند و به همین دلیل در پس پرده هر تفاهمی نقشی مخفی خواهند داشت. امروز هم چینیها به دلیل روابط خاصی که با واشنگتن و تهران دارد پیش افتاده تا مانع از درگرفتن جنگی بزرگ شوند.
این تحلیلگر سیاست خارجی با یادآوری شدت درگیری در جنگ سوم افزود: جنگ در پیرامون تنگه هرمز جنگی فرسایشی و تن به تن خواهد بود. در جنگ ۱۲ روزه یا در جنگ ۴۰ روزه شاهد سناریو زد و خوردی پینگ پنگی بودیم و جنگ هیچ گاه جنگ تن به تن نبود امروز هم شاهد تبادل آتش تاکتیکی بین طرفین هستیم ولی ورود به جنگ زمینی یا دریایی فرایندی است که نقطه پایان آن نامشخص است. چنین جنگی تأثیری مرگبار بر بازار انرژی خواهد داشت. بنابراین فارغ از مؤلفههایی که از تهران یا واشنگتن میبینیم، بازیگران پیرامونی بجز اسرائیل تمایلی به از سرگیری جنگ ندارند.
علی ودایع در پایان گفتوگو متذکر شد: وضعیت درگیری در تنگه هرمز بعد از نشست شانگهای تغییر کرد و معادله عوض شد. سه روز پیش تا نقطه آغاز جنگ سوم رفتیم و برگشتیم. ولی به نظر من چینیها به میدان آمدهاند. به عقیده من حتی در توافق اسلام آباد نیز بیش از آن که عربستان پشت پاکستان باشد، چینیها پس پرده توافق بودند.