۳ دلیل چین برای میانجیگری میان ایران و آمریکا
پکن اکنون سه دلیل مهم برای تلاش جهت مصالحه میان ایالات متحده و ایران دارد؛ آسیبپذیری اقتصاد چین در برابر رکود جهانی، محدود بودن توان این کشور برای مصون ماندن از شوک نفتی و درخواست کشورهای خاورمیانه از پکن برای ایفای نقش در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن.
پکن اکنون سه دلیل قدرتمند دارد تا برای مصالحه میان ایالات متحده و ایران پیشقدم شود.
نخست، مدل رشد اقتصادی چین به شکل غیرمعمولی در برابر رکود جهانی آسیبپذیر است. دوم، توانایی چین برای مصون ماندن از شوک نفتی نامحدود نیست و سوم، دولتهای خاورمیانه چین را یکی از معدود قدرتهای خارجی میدانند که از نفوذ واقعی بر تهران و واشنگتن برخوردار است.
با این حال، نکته مهمتر این است که چین موقعیتی منحصربهفرد برای پایدار ساختن هرگونه توافق دارد؛ مشروط بر اینکه شی جین پینگ در سفر این هفته خود به واشنگتن بتواند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، را با این رویکرد همراه سازد.
ضربههای نفتی به اقتصاد چین
دو اقتصاددان در تشریح چالشهای پکن نوشتند ساختار اقتصاد چین دلایل محکمی در اختیار این کشور قرار میدهد تا نگران سرایت تبعات جهانی جنگ به اقتصاد خود باشد.
اگرچه صادرات چین در ماه اوت رشد سالانه ۲۵ درصدی را ثبت کرد، اما تقاضای داخلی ضعیف است. رشد خردهفروشی در ژوئیه تنها ۰.۶ درصد بود و سرمایهگذاری در داراییهای ثابت و مسکن همچنان روند انقباضی دارد.
نفت نیز دلیل فوری دیگری برای مداخله پکن فراهم میسازد. چین با ذخایر نفت خام بالایی وارد این منازعه شد و این ذخایر به پکن امکان داد همزمان با توقف تردد در تنگه هرمز، واردات خود را کاهش دهد.
واردات نفت چین از ۱۲ میلیون بشکه در ماههای ژانویه و فوریه به ۷.۱ میلیون بشکه در ژوئن رسید.
بر اساس برآوردهای مؤسسه کپلر، ذخایر ساحلی چین حتی پس از ماهها برداشت مداوم، در اواخر اوت همچنان به یک میلیارد و ۱۷۰ میلیون بشکه رسیده بود.
این اقدام فراتر از حفاظت از اقتصاد چین عمل کرد و به نیروی اصلی مهار شوک جهانی نفت تبدیل شد. در واقع، چین با کاهش تقاضای خود در بازار جهانی، بخش عمدهای از ضربه ناشی از انسداد تنگه هرمز را جذب کرد.
اما با افزایش نیازهای مصرفی چین، این موازنه معکوس شده و واردات نفت این کشور در ماه اوت به حدود ۸.۹ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.
گرههای ساختاری توافق ایران و آمریکا
نویسندگان این یادداشت افزودند کشورهای منطقه خاورمیانه نیز پکن را به سمت ایفای نقشی بزرگتر سوق میدهند؛ کشورهایی که اتکای سنگین امنیتی به واشنگتن برای آنها به منبع آسیبپذیری تبدیل شده است.
دولتهای منطقهای استفاده از اهرمهای اقتصادی پکن بر تهران را کارآمدتر یافتهاند. نشانههای این چرخش در سفر ولیعهد ابوظبی به پکن، تماس تلفنی محمد بن سلمان با رئیسجمهور چین و سفر اخیر نخستوزیر قطر به چین بهخوبی نمایان است.
بر این اساس، یک توافق عملیاتی نیازمند بازرسیهای راستیآزماییشده هستهای، خویشتنداری منطقهای، رفع پایدار تحریمها، تضمین آزادی دریانوردی در تنگه هرمز و یک بسته بزرگ توسعه اقتصادی است.
چین جایگاه ویژهای برای عملیاتی کردن چنین توافقی دارد. خریدهای نفتی و حجم تجارت این کشور میتواند اثرات اقتصادی تحریمهای آمریکا را خنثی کند. همچنین موقعیت پکن بهعنوان خریدار اصلی نفت ایران، به این کشور اهرم چانهزنی میدهد.
شرکتهای چینی نیز از توان فنی و مالی لازم برای اجرای سرمایهگذاریهای زیرساختی بهمنظور ملموس ساختن منافع صلح برخوردارند.
فشار اقتصادی جنگ بر ایران و آمریکا
نویسندگان بلومبرگ در تحلیل متغیرهای بازدارنده تأکید کردند نادیده گرفتن هزینههای اقتصادی جنگ برای هر سه طرف ناممکن شده است.
در ایران، آخرین دادهها نشان میدهد نرخ تورم نقطهبهنقطه در ماه ژوئیه در شرایط انقباض اقتصادی به ۸۸ درصد رسیده است.
در ایالات متحده نیز بهای هر گالن بنزین به بالای ۴.۴۰ دلار و گازوئیل به بیش از ۶ دلار رسیده است. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا نیز با عبور از ۵ درصد، بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ را ثبت کرده است.
این شرایط انگیزهای برای خروج از جنگ ایجاد میکند، اما فشار اقتصادی بهتنهایی دستیابی به توافق را تسهیل نمیکند. بدون یک بسته اقتصادی گسترده و معتبر، این وضعیت تنها مطالبات طرفین برای توجیه هزینهها را افزایش میدهد.
گشایش دیپلماتیک چین میان تهران و واشنگتن
سفر شی جین پینگ به واشنگتن میتواند یک گشایش دیپلماتیک باشد. پکن اکنون منافع مستقیمی در توقف خسارت اقتصادی جنگ دارد و همزمان با تقاضای فزاینده پایتختهای خاورمیانه برای مداخله روبهروست.
چین همچنین از اهرمهای قابلتوجهی بر عناصر کلیدی یک راهحل پایدار برخوردار است.
شی جین پینگ اصول کلی این رویکرد را در قاهره و دهلینو تبیین کرده و گام بعدی، تبدیل این اصول به طرحی مشخص است؛ طرحی که مهار برنامه هستهای، لغو پایدار تحریمها، آزادی دریانوردی و یک بسته سرمایهگذاری قابل اتکا را به یکدیگر پیوند دهد.
در صورت همراهی رئیسجمهور آمریکا با چنین رویکردی، این طرح میتواند مسیر تازهای برای حل اختلافات میان ایران و آمریکا ایجاد کند.
منبع: بلومبرگ