به گزارش ستاره صبح آنلاین از برنا، بنزین دوباره به یکی از مهمترین پروندههای اقتصاد انرژی کشور تبدیل شده است این بار نه فقط به دلیل فاصله همیشگی میان تولید و مصرف بلکه به دلیل شرایط جدیدی که پس از آسیب از جنگ به بخشی از ظرفیت پالایشی کشور اهمیت مدیریت عرضه و تقاضا را دوچندان کرده است. در شرایطی که مصرف روزانه بنزین در برخی روزها به حدود ۱۳۵ تا ۱۴۰ میلیون لیتر رسیده و تولید داخلی در حال حاضر حدود ۱۱۸ میلیون لیتر در روز است فاصله میان تولید و مصرف به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده است. فاصلهای که اگرچه با واردات و استفاده از ظرفیتهای موجود مدیریت میشود اما ادامه این روند در بلندمدت هزینههای اقتصادی و ارزی قابل توجهی به کشور تحمیل خواهد کرد.
ناترازی بنزین، مسئلهای که هر سال عمیقتر میشود
ناترازی بنزین در ایران، موضوع تازهای نیست و سالهاست به یکی از مهمترین مسائل بخش انرژی کشور تبدیل شده است. در این مدت افزایش تعداد خودروها و موتورسیکلتها، رشد مداوم مصرف سوخت، فرسودگی ناوگان حملونقل، پایین بودن بهرهوری خودروها و فاصله قابل توجه قیمت بنزین در داخل کشور با کشورهای همسایه موجب شده است تقاضا با سرعتی بیشتر از تولید افزایش یابد. هرچند طی سالهای اخیر با توسعه پالایشگاهها و اجرای طرحهای ارتقای فرایندهای پالایشی، ظرفیت تولید بنزین افزایش یافته اما روند مصرف همچنان از رشد تولید پیشی گرفته و هر سال فشار بیشتری بر تراز بنزین کشور وارد کرده است.
چرا دولت ناچار به اصلاح است؟
ادامه روند کنونی دیگر قابل تداوم نیست. یارانه سنگینی که برای تأمین هر لیتر بنزین پرداخت میشود سالانه فشار قابل توجهی بر منابع عمومی کشور وارد میکند و فاصله چشمگیر قیمت داخلی با نرخهای منطقهای نیز همچنان زمینه قاچاق سوخت را حفظ کرده است. از سوی دیگر رشد مداوم مصرف داخلی، علاوه بر کاهش ظرفیت صادرات فرآوردههای نفتی و محدود شدن درآمدهای ارزی، کشور را ناگزیر به واردات بنزین کرده و بخشی از منابع ارزی را به جای سرمایهگذاری در طرحهای توسعهای صرف تأمین سوخت مورد نیاز داخل میکند.
افزون بر این تجربه حمله دشمن به برخی زیرساختهای انرژی از جمله پالایشگاه لاوان اهمیت حفظ توازن میان تولید و مصرف بنزین را بیش از پیش آشکار کرد. این تجربه نشان داد که مدیریت مصرف بنزین نقشی تعیینکننده در پایداری تأمین سوخت حفظ ذخایر راهبردی و افزایش تابآوری زیرساختهای انرژی کشور در شرایط ویژه دارد.
در چنین شرایطی دولت ناگزیر است برای مدیریت مصرف و ایجاد تعادل در بازار بنزین اصلاحات ساختاری را در دستور کار قرار دهد. این اصلاحات به طور کلی در سه الگوی اصلی قابل تعریف است که هر یک مزایا و محدودیتهای متفاوتی دارند.
سناریوی نخست، بازنگری در نرخ آزاد و سهمیه دوم بنزین
یکی از گزینههایی که در ماههای اخیر بهعنوان یکی از سناریوهای اصلاح نظام بنزین مطرح شده بازنگری در نرخ آزاد بنزین و میزان سهمیه دوم است. در این الگو سهمیه یارانهای ۶۰ لیتری بدون تغییر باقی میماند اما میزان سهمیه دوم از ۷۰ لیتر به ۵۰ لیتر کاهش مییابد و بنزین مصرفی مازاد بر این سهمیه با نرخ بالاتری عرضه میشود. بر اساس این سناریو نرخ بنزین آزاد نیز از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان برای هر لیتر افزایش خواهد یافت.
هدف از این مد، مدیریت مصرف سوخت از طریق افزایش هزینه مصرف برای مشترکان پرمصرف است. بهگونهای که بخش عمده خانوارهایی که مصرف آنها در محدوده سهمیه قرار دارد تغییری در هزینه پرداختی خود احساس نکنند اما مصرفکنندگان با مصرف بالاتر هزینه بیشتری بپردازند.
سناریوی دوم، جیرهبندی بنزین
دومین سناریوی مطرح اجرای نظام جیرهبندی بنزین است. در این الگو سهمیههای فعلی حذف شده و بهجای آن مقدار مشخصی بنزین برای هر خودرو یا هر فرد بسته به شیوه اجرای طرح اختصاص مییابد. در این روش برای سهمیه تعیینشده نیز نرخ مشخصی در نظر گرفته میشود و مصرف فراتر از آن مشمول سازوکار جداگانهای خواهد بود.
جیرهبندی میتواند مصرف بنزین را به سطحی نزدیک به ظرفیت تولید کشور برساند و نیاز به واردات را به حداقل برساند یا حتی حذف کند. در نتیجه بخشی از منابع ارزی که اکنون صرف واردات بنزین میشود در داخل کشور حفظ خواهد شد و امکان استفاده از آن در بخشهای اولویتدار فراهم میشود. همچنین در شرایط بحرانی یا بروز اختلال در زنجیره تأمین کاهش وابستگی به واردات، پایداری تأمین سوخت و تابآوری کشور را افزایش میدهد.
سناریوی سوم، واقعیسازی قیمت بنزین و حذف یارانه
سومین سناریو حذف یارانه بنزین و عرضه این فرآورده با قیمت واقعی است. در این الگو تمامی مصرفکنندگان بنزین را با نرخ واقعی خریداری میکنند و نظام قیمتگذاری یارانهای کنار گذاشته میشود. اجرای چنین مدلی میتواند به کاهش مصرف، محدود شدن قاچاق سوخت، کاهش یا حذف نیاز به واردات بنزین و کاهش بار مالی دولت منجر شود.
با این حال اجرای این سناریو با ملاحظات اقتصادی و اجتماعی نیز همراه است. افزایش قیمت بنزین میتواند هزینه حملونقل و در ادامه قیمت برخی کالاها و خدمات را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین در صورت نبود سازوکارهای جبرانی و حمایت هدفمند این مدل ممکن است فشار بیشتری بر خانوارهای کمدرآمد وارد کند و از منظر توزیع عادلانه یارانهها با ملاحظاتی روبهرو شود. زیرا همه اقشار توان یکسانی برای پرداخت قیمت واقعی بنزین ندارند.