تبعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جنگ
جنگ باید روزی خاتمه پیدا کند. در سال ۱۳۶۷ یا باید قدرت میداشتیم که میجنگیدیم تا صدام تسلیم شود و بگوید هرچه شما میگویید قبول دارم، یا وقتی قدرتی دارد که ما قادر به شکست قاطع قدرت نظامی او نیستیم، باید تصمیم بگیریم که یا جنگ فرسایشی را ادامه دهیم یا روش دوم، مصالحه است. مفهوم جنگ فرسایشی این است که هر دو طرف خسارت میبینند. دائم باید خسارت ببینید و امیدی به آینده وجود ندارد. مصالحه یعنی چهارچوبی بگذارید تا شکست نخورید و بتوانید به حداقلهایی که در پی آن هستید، برسید. قطعنامه ۵۹۸ چنین چهارچوبی بود. اگر قطعنامه را نمیپذیرفتیم جنگ فرسایشی ادامه پیدا میکرد. ازنظر اقتصادی، وضع ایران وخیمتر میشد. ازنظر سیاسی، کشورهای مختلف دنیا بهطرف صدام بیشتر گرایش پیدا میکردند و به نفع صدام، بسیج میشدند. همانطور که بسیج شده بودند. صدام گفته بود که من [قطعنامه را] قبول دارم. ایران کشوری میشد که نمیخواست بپذیرد و همهچیز علیه ایران صورت میگرفت. ممکن بود شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه جدیدی صادر کند و در آن قطعنامه جدید، مداخله نظامی قدرتهای بزرگ در ایران را مجاز بشمارد. تحریمها که بود، بیشتر هم میشد. وضعیت علیه ایران جلو میرفت. به نفع ایران نبود. جامعه منتظر پایان جنگ بود. همینالان حتی اغلب مخالفان تفاهمنامه هم دوست دارند جنگ نباشد. دوست ندارند شب بخوابند و صبح بلند نشوند.
جامعه ایران به این نتیجه رسید بود که با عملیات و جنگ نظامی، نمیتوانیم حکومت عراق را شکست دهیم. چون قدرتهای بزرگ پشت سر او بودند. صدام همزمانی تسلیم میشود که شکست بخورد. راهحل این بود که جنگ را با حداقل خسارت خاتمه دهیم.
خطر جنگ بزرگ
سال ۶۶ بهمحض اینکه حلبچه را گرفتیم میتوانستیم اعلام پذیرش قطعنامه کنیم. در عملیات والفجر ۱۰ که آخر اسفند سال ۱۳۶۶ انجام دادیم، ما بودیم که ابتکار عمل را در دست داشتیم. میگفتند بازهم میتوانیم ابتکار عمل را در دست داشته باشیم. کسی فکر نمیکرد که بعدش عراق حمله میکند و فاو را از ما میگیرد. آلان ما میدانیم این اتفاق رخداده است. جای تصمیمگیرندگان آن زمان، اگر بعد از والفجر ۱۰ میگفتید میخواهیم قطعنامه را بپذیریم، میگفتند این چهکاری است؟ شما در دور پیروزی هستید. این تصمیمگیریها سخت است. همین آلان برای تفاهمنامهای که امضاشده است، خیلیها میگویند امکان دسترسی به اهداف بالاتر وجود داشت. نمیگویند اگر این تفاهمنامه را رها کنید، ممکن است جنگ بزرگتری صورت بگیرد. ولی اگر مدتی بعد دوباره آمریکاییها جنگ بزرگتری انجام دهند، همه میگویند چرا آن تفاهمنامه را مبنا قرار ندادید. قطعنامه ۵۹۸ هم با همین منطق بود. ما در اوج پیروزی بودیم که این قطعنامه صادر شد [۲۹ تیر ۱۳۶۶]. همه میگفتند این پیروزیها میتواند ادامه پیدا کند و شرایط بهتری را برای پایان دادن به جنگ پیدا کنیم؛ ولی هم در آن جنگ و هم در این جنگها، بزرگترین نقطهضعف ایران، عدم بهرهبرداری از دیپلماسی بهعنوان یک ابزار قدرت بود.
برگرفته از خبرآنلاین