ستاره صبح، فائزه صدر: درگیری ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شده است، حمله به پلها در هرمزگان، ایستگاه راه آهن بندر عباس و برج مراقبت دریایی چابهار نشان میدهد این بار علاوه بر مراکز نظامی، زیر ساختهای حمل و نقل جنوب کشور نیز در فهرست اهداف قرار گرفته است. تغییر رویکرد نظامی، دامنه نبرد را از حمله به تأسیسات نظامی فراتر برده و این بار زیر ساختهای ارتباطی و لجستیکی در خطر است. در صورت ادامه داشتن این حملات، چشم انداز بازگشت طرفین به مذاکره، بیش از پیش مبهم خواهد بود. ستاره صبح در گفتوگو با عطا تقوی اصل، کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
عطا تقوی اصل درباره اهداف حملات جدید آمریکا در جنوب ایران، گفت: شکل حملات جدید نشان دهنده سه سناریو است. سناریوی اول محل درگیری است که به جنوب ایران توجه دارد. اگرچه حملات در کشور پراکندگی دارد، ولی تمرکز ایالات متحده بر نوار جنوبی کشور است. به این معنی که آمریکا در حال شکستن دژ محکمی است که ایران برای نظارت و مدیریت بر تنگه هرمز ساخته است.
وی در ادامه افزود: مکانهایی که مأموریت کنترل بر آبهای خلیج فارس و دریای عمان را بر عهده دارند هدف قرار گرفته است تا کنترل ایران بر تنگه ضعیف شود. آمریکا با طرح ایران درباره تنگه هرمز مبارزه میکند.
تقوی اصل در این رابطه اضافه کرد: هدف قرار گرفتن پلها نشانه تغییر تاکتیک واشنگتن است. تغییری که به جای تمرکز بر پایگاهها و تجهیزات نظامی، مسیرهای پشتیبانی و انتقال تجهیزات را در بر گرفته و محدود کردن توان لجستیکی ایران در تنگه هرمز را دنبال میکند. هدف آمریکا جلوگیری از شکل گرفتن قاعده ایران در تنگه هرمز است.
این کارشناس سیاسی با اشاره به ظرفیت گروههای تجزیه طلب و نسبتی که بین آنها و واشنگتن پدید آمده گفت: سناریوی بعدی این است که شاید تمرکز حملات بر جنوب فریب باشد و آمریکا در بخش دیگری از ایران مشغول ساماندهی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی باشد. شاید زمانی که تمام توجهها معطوف جنوب است، واشنگتن در حال مذاکره با قومیتهای تجزیه طلب باشد. ما باید متوجه باشیم که امریکا این گروهها را سالها در آب نمک خوابانده است تا سر فرصت از ظرفیت آنها در مخالفت و دشمنی آنها با تمامیت ارضی ایران استفاده کنند.
وی با اشاره به نیاز آمریکا به توافق مطرح کرد: سناریوی سوم که بیشتر مطرح شده این است که حملات بخشی از مذاکره است و آمریکا در صدد بالا بردن قدرت چانه زنی خود است زیرا با تضعیف ایران میتواند پای میز مذاکره امتیازات بیشتری بگیرد. شاید این حملات با این هدف در دیگر مناطق کشور و درباره دیگر اهداف زیرساختی نیز ادامه پیدا کند.
تقوی اصل افزود: البته آن چه در سر ترامپ میگذارد برای عموم تحلیلگران ناآشناست. زیرا ما با دیوانهای طرف هستیم که از زمان شکل گیری سیاست خارجی آمریکا معادل و مشابه اش دیده نشده است. امروز کلیت سیاست خارجی ایالات متحده حول محور احساسات و ادراکات یک نفر میچرخد و هر چه به فکر او میرسد، همان میشود! این وضعیت در آمریکا بی سابقه است.
وی در ادامه با تاکید بر لزوم استفاده از ظرفیت دیپلماسی خاطرنشان ساخت: مسیری که میتواند جلوی نابودی زیر ساختهای کشور را بگیرد، میز مذاکره است وگرنه استمرار جنگ، راه نابودی کشور است. آنچه به عنوان زیر ساختها میشناسیم متعلق به نسلهای آینده هم هست. هیچ فرد یا گروهی حق ندارد به طور انفرادی درباره آینده کشور تصمیم بگیرد و تصمیماتش را اجرا کند.
این تحلیلگر سیاسی گفت: تهدیدات ترامپ نشان میدهد که صرفاً به آن چه تا امروز انجام داده اکتفا نخواهد کرد و به دنبال تخریب و ایجاد خرابی است. شاید آمریکا با این جنگ هم به هدف اش نرسد، ولی این وضعیت به معنی پیروزی ما هم نیست!
عطا تقوی اصل در پایان گفتوگو ضمن یادآوری خطرات جنگ برای ایران متذکر شد: شاید رئیسجمهور آمریکا بتواند از این مقطع و این اتفاقات در داخل ایالات متحده به عنوان دستاورد استفاده و اعلام کند که در ایران عملیاتی داشته که باعث گسترش ویرانی شده و تهران نتواند به تنگه هرمز دسترسی لجستیکی داشته باشد، باید پرسید از چنین جنگی چه چیزی عاید ما میشود؟! آیا ما هم میتوانیم ضربات مشابهی به آمریکا بزنیم؟!