دانشمندان حوزه علم اقتصاد از کینز گرفته تا فریدمن با بررسی نظریههای پولی آن را مهمترین وسیله مبادله و معامله معرفی میکنند.
آنچه نظریه پول را در علم روانشناسی برجسته کرده عادات مصرفی و مکانیسم استفاده از پول در جامعه است. توجه به پول با مواردی همچون ذخیره کردن، ثروتاندوزی، ارزش آوری، دادن انگیزه، سطح درآمد، نرخ بهره تبیین میشود. آنچه ضرورت پول را برهمگان مشخص میکند مطلوبیت آن است.
پول تا چه حدی میتواند احساس رضایتمندی در زندگی مشترک را فراهم کند؟
بسیاری از تصمیمات مهم افراد در خانواده حول محور پول میچرخد. پول دو موضوع قدرت و رابطه را جدی میکند. کسی که قدرت در دست دارد کسی است که در رابطه "نه" میگوید. او کسی است که "نه " به خرج کردن پول، "نه" به رفتن به جا یا مکانی را میگوید. "نه" گفتن، کنترل کردن را رقم میزند. اینگونه میشود که فرد با اجتناب از صحبت کردن و کنارهگیری از دیگران اقدام به کنترل محیط اطرافش میکند.
وقتی در یک رابطه قدرت غالب میشود، عشق شکست میخورد. آنچه افراد را در رابطه دچار احساس عدم رضایتمندی میکند، استفاده از اهرم قدرت بهجای عشق و محبت است.
افراد موضوع مهم منبع قدرت دانستن پول را در رابطه از هم پنهان میکنند و خیال میکنند طرف مقابل نسبت به پول کماهمیت است. این ویژگی در شروع رابطه که افراد در اوج تجربه عشق و صمیمیت هستند در بالاترین سطح خود قرار دارد.
با گذر زمان و فاصله گرفتن از روزهای قشنگ ابتدای رابطه، افراد به واقعیت "مطلوب بودن پول " بیشتر دسترسی پیدا میکنند و متوجه میشوند، قدرت میتواند دست کسی باشد که پول در دستان اوست.
اصل «علاقه کمتر» میگوید در رابطه طرفی که قدرت بیشتری دارد اوضاع را جوری پیش میبرد که تعهد کمتر، گفتوگوی کمتر، کنترل بیشتر از عناصر اساسی پیریزی روابط بین او و اطرافیان او است.
در روابط عاشقانه رابطه قوی بین کنترل، قدرت و تعهد وجود دارد. این رابطه بهگونهای است که تعادل وجوه مثلث «کنترل، قدرت و تعهد» در دو طرف رابطه بهگونهای خودنمایی میکند که احساس رضایتمندی به چشم میآید. این تفاوت مهم میان افرادی است که در زندگی مشترک مدام در حال شکایت از اوضاع وخیم اقتصادیشان هستند با افرادی که علیرغم وجود مشکلات عدیده اقتصادی، رضایتمندی از زندگی مشترک را میتوانند در رابطه احساس کنند.
بنابراین محدوده احساس رضایتمندی از پول در افراد میتواند یک حس درونی قوی باشد که "باورهای فردی" نقش مؤثری در شکلگیری آن دارند.
موضوعات پنهانی شامل: "قدرت"، "کنترل" و "تعهد" به افراد حس مورد هجوم قرار گرفتن و بیاعتبار شدن میدهد. چنین افرادی وقتی در زندگی مشترک قرار میگیرند، باید در مورد موضوعات جدی ارزشها و چارچوبهای اخلاقی یکدیگر باهم به توافق نظر برسند.
منابع:
روانشناسی میان فرهنگی – کنت دی کیت – ترجمه دکتر سید علی حسینی المدنی
برای ازدواجتان بجنگید – دکتر فاطمه قرهباغی