به گزارش ستاره صبح آنلاین از اقتصاد ۲۴، طی روزهای گذشته، فضای رسانهای و افکار عمومی کشور تحت تأثیر یک حاشیه دیپلماتیک-اقتصادی جدید قرار گرفته است؛ ماجرایی که یک پای آن در مذاکرات فشرده سوئیس میان ایران و ایالات متحده قرار دارد و پای دیگر آن در سفره و معیشت و زنجیره تأمین کالاهای اساسی مردم.
داستان از جایی شروع شد که به دنبال پیشرفتهای حاصلشده در دور اول گفتوگوهای ایران و آمریکا، بحث نحوه مدیریت و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران به میان آمد. اظهارات مقامات ارشد واشنگتن، از جمله دونالد ترامپ و معاونش جیدی ونس، مبنی بر اینکه منابع مالی حاصل از کاهش تحریمها یا داراییهای آزادشده ایران به یک حساب امانی منتقل شده و باید صرف خرید انحصاری کالاهای بشردوستانه یعنی محصولات کشاورزی (مانند ذرت، گندم و سویا) و تجهیزات پزشکی از ایالات متحده شود، موجی از حواشی، تفاسیر متناقض و موضعگیریهای تند را در داخل کشور به راه انداخت.
این موضوع به سرعت به ابزاری جدید برای جریانهای تندرو و مخالفان هرگونه توافق تبدیل شد تا با راهاندازی یک پروپاگاندای سنگین، اصل دیپلماسی را زیر سؤال ببرند. با این حال، ناظران اقتصادی و فعالان بخش خصوصی نگاهی کاملاً متفاوت به این ماجرا دارند و آن را نه یک تحقیر، بلکه یک فرصت واقعگرایانه برای کاهش هزینههای مبادلاتی اقتصاد ایران میدانند.
پروپاگاندای دلواپسان؛ تلاش برای زدن ریشه توافق با فرار به جلو
در خط مقدم واکنشهای منفی، جریانهای سیاسی مخالف مذاکره قرار دارند که با استفاده از ادبیاتی تند و شعارزده، تلاش میکنند تصویر این مبادله احتمالی را مخدوش جلوه دهند. خط خبری اصلی این جریان بر این ادعا استوار است که «دولت با قاتلان رهبر شهید پای میز مذاکره نشسته تا در ازای داراییهای ملی، سویا و ذرت آمریکایی وارد کند». رسانههای این جریان با تحقیرآمیز توصیف کردن این الگو، تلاش میکنند افکار عمومی را نسبت به دستاوردهای ملموس دیپلماسی بدبین کنند.
حتی چهرههایی مانند حسین شریعتمداری در پیشنهادی افراطی خواستار ترک فوری میز مذاکره برای به اصطلاح «تحقیر ترامپ» شدند. هدف اصلی این پروپاگاندای هماهنگ، فراتر از بحث محصولات کشاورزی، زدن ریشه هرگونه توافق موقت یا بلندمدت است. آنها نگرانند که هرگونه گشایش ارزی و کاهش تنش دیپلماتیک، بساط کاسبی از تحریمها را برچیند؛ بنابراین ترجیح میدهند با گلآلود کردن آب و تحریک احساسات عمومی، مانع از تداوم گفتوگوهای فنی و کارشناسی شوند.
تأیید رسمی همراه با احتیاط؛ بازی پاستور و بهارستان در زمین افکار عمومی
بخش رسمی حاکمیت در مواجهه با این فشار سنگین، تلاش کرد موضعی بینابینی و محافظهکارانه اتخاذ کند. از یک سو، مقامات دیپلماتیک مانند سخنگوی وزارت امور خارجه و سفیر ایران در ژنو از «پیشرفتهای خوب» در زمینه رفع تحریمهای نفتی، پتروشیمی و آزادسازی اموال مسدودشده سخن میگویند؛ اما از سوی دیگر، برای خنثی کردن هجمه تندروها مجبور به عقبنشینیهای لفظی شدهاند.
در همین راستا، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس، ادعاهای مقامات آمریکایی را دروغین خواند و تأکید کرد که تنها دستاورد ما از آمریکا «دههها بیاعتمادی» است و ایران خود را ملزم به چنین خریدی نمیداند. همزمان، عبدالناصر همتی نیز موضعی دوپلو گرفت؛ او ابتدا اعلام کرد که در صورت کیفیت مناسب محصولات کشاورزی آمریکا، خرید آنها مانعی ندارد، اما پس از بالا گرفتن انتقادات داخلی، تصریح کرد که طبق چارچوب توافقات، هیچگونه الزام و اجباری برای خرید انحصاری از آمریکا وجود ندارد. این رفتارهای پارادوکسیکال نشان میدهد که تیم اقتصادی و سیاسی ساختار اجرایی، تحت فشار شدید افراطیها مجبور است دستاوردهای عینی دیپلماسی را در لفافه تعارفات سیاسی بپوشاند.
دفاع واقعگرایانه بخش خصوصی؛ چرا واردات از آمریکا یک فرصت است؟
در میان این هیاهوهای جناحی، تحلیلگران مستقل و چهرههای شاخص اقتصادی تلاش کردهاند تا ابعاد عقلانی و سودآور این رویداد را برای جامعه تبیین کنند. حسین سلاحورزی، رئیس سابق اتاق بازرگانی و فعال سرشناس اقتصادی، نگاه شعاری تندروها را به چالش کشید و زاویه جدیدی از این تفاهم را روشن کرد. او تأکید کرد که نباید این گشایش را صرفاً یک معامله مقطعی دید، بلکه باید آن را به عنوان یک مسیر جدید بررسی کرد.
سلاحورزی با اشاره به فکتهای عینی ساختار تجارت جهانی یادآور شد: «در حوزه کشاورزی، آمریکا یکی از بزرگترین و پیشرفتهترین تولیدکنندگان جهان محسوب میشود. محصولاتی نظیر ذرت، سویا، کنجاله سویا، بذرهای اصلاحشده و بسیاری از نهادههای مورد نیاز بخش دام و طیور از مزیتهای شناختهشده این کشور هستند. در حوزه سلامت نیز بخش قابل توجهی از فناوریهای دارویی، مواد اولیه دارویی، تجهیزات پزشکی و دانش فنی روز دنیا در اختیار شرکتهای آمریکایی قرار دارد.»
از دیدگاه این فعال اقتصادی، موضوع اصلی مخالفت با تحقیر نیست، بلکه «دسترسی به زنجیرههای تأمین مطمئنتر، محصولات باکیفیتتر و کاهش بخشی از هزینههای سنگینی است که در سالهای گذشته به دلیل محدودیتهای مالی و دور زدن تحریمها بر اقتصاد کشور تحمیل شده است».
در همین راستا آلبرت بغازیان، اقتصاددان گفت: «طبیعی است که دریافت غلات و گندم به جای پولهای بلوکه شده کشورمان، در شرایطی که چاره دیگری وجود نداشته و فضای چانهزنی محدودی داریم، بهتر از هیچ است و میتواند گام اولیه خوبی باشد.»
اقتصاد ایران سالهاست که به دلیل تحریم، مجبور به خرید نهادههای دامی و داروهای درجه دو و سه از واسطهها با قیمتهای گزاف شده است؛ حال چرا باید با روزنهای که امکان خرید مستقیم و باکیفیتترین نهادهها را از مبدأ اصلی فراهم میکند، مخالفت کرد؟ تداوم این زنجیره تأمین مستقیماً بر قیمت مرغ، گوشت، لبنیات و دارو در داخل کشور اثر مثبت میگذارد و بار سنگینی را از دوش مردم برمیدارد.
نگاهی به فردا؛ تبدیل منابع آزادشده به پشتوانه ابزارهای مالی
بخش مهم دیگری از تحلیل کارشناسان اقتصادی، به نحوه هزینهکرد این داراییها بازمیگردد. سلاحورزی و بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر منابع ارزی آزادشده صرفاً خرج خرید نقدی کالاهای مصرفی شود، پس از مدتی این منابع تمام شده و اثر آن از بین میرود. پیشنهاد هوشمندانه بخش خصوصی این است که بخشی از این منابع آزادشده ایران، به جای خرید صرف، به عنوان «پشتوانه ایجاد ابزارهای مالی و اعتباری» مورد استفاده قرار گیرد تا خطوط اعتباری پایدار برای تجارت خارجی کشور باز شود.
خلاصه اینکه، بحران اخیر و جنجال بر سر محصولات کشاورزی آمریکا، بار دیگر نشان داد که تندروهای داخلی چگونه منافع ملی و معیشت جامعه را قربانی پروژههای سیاسی و ایدئولوژیک خود میکنند. در حالی که اقتصاد کشور تشنه هرگونه گشایش، کاهش هزینههای مبادله و ورود نهادههای باکیفیت برای کنترل تورم لجامگسیخته است، فرار به جلوی مخالفان توافق تنها روند بازسازی اقتصادی را کند میکند. عقلانیت رسانهای و اقتصادی حکم میکند که از فضای مثبت ایجاد شده در سوئیس حمایت شود تا تفکر واقعگرایی اقتصادی بر کارشکنیهای جناحی پیروز شود.