ستاره صبح آنلاین، علی صالح آبادی: ملت ایران در ۴۷ سال گذشته سه جنگ ویرانگر، جنگ نقطهای و جنگ سایبری را پشت سر گذاشته است. آخرین آن، جنگ سایبری علیه چند بانک دولتی بود که هفته گذشته به وقوع پیوست. با این وجود، امید ملت این بوده و هست که تنش و تخاصم با غرب، بهویژه آمریکا و اسرائیل، پایان گیرد تا فرصت بازسازی، نوسازی، رشد و ورود ایران به چرخه اقتصاد و تجارت بینالمللی فراهم شود و ایرانیها مشابه کشورهای دیگر زندگی کنند و از رفاه برخوردار شوند.
با وجود این مشکلات، همچنان روزنه تغییر و تحول باز است، مشروط بر آنکه اقدامات زیر صورت گیرد:
*دکترین غربستیزی، آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی تاکنون به جای سود، ضرر و خسارت داشته و نتیجه آن سه جنگ ویرانگر بوده است. این رویکرد میتواند با توجه به شرایط زمان و مکان و اوضاع و احوال منطقهای و بینالمللی تغییر کند.
*بستن تنگه هرمز، به دلیل خسارتی که به کشورهای منطقه و جهان وارد کرده است، نمیتواند برای همیشه مورد استفاده قرار گیرد؛ مگر اینکه با توافق کشورهای منطقه و آمریکا، رژیم حقوقی برای تنگه هرمز که متعلق به ایران و عمان است، تعریف شود. بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریایی برای ایران خسارت دارد. مردم وضع کشورهای دیگر را یا از نزدیک میبینند یا گزارشها و درآمد سرانه آنها را مطالعه میکنند و از خود میپرسند چرا آنها اینگونه شدند و ما اینگونه شدیم.
*بستن تنگه هرمز اقتصاد جهان را فلج کرد و به آمریکا نیز فشار وارد آورد. قیمت بنزین و تورم در این کشور افزایش یافت و ترامپ زیر فشار قرار گرفت. بسته شدن تنگه هرمز قیمت نفت را از 73 دلار تا ۱۲۶ دلار بالا برد که به اقتصاد جهان ضربه زد. اما بسته بودن تنگه هرمز برای ایران سود اقتصادی نداشت؛ زیرا وقتی آمریکا ایران را محاصره دریایی کرد، فروش نفت ایران به صفر رسید. به گفته پزشکیان و همتی ایران نمیتوانست حتی یک بشکه نفت بفروشد!
*به عقیده بسیاری از صاحبنظران و نویسنده، تفاهمنامه بین ایران و آمریکا امتیازاتی برای ایران به همراه داشته که نشانه پیروزی دیپلماسی است. پزشکیان، قالیباف و عراقچی نباید تحت تأثیر اقلیتی که در میادین علیه هرگونه مصالحه شعار میدهند قرار گیرند تا امتیازات به دست آمده از بین نرود و فرصت به تهدید تبدیل نشود و دوباره سر و کله جنگ، تحریم و محاصره دریایی پیدا شود.
*کشورهای حاشیه خلیج فارس در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه از ایران خسارت دیدهاند. آنها متضرر شده و زخمی هستند و به صورت پنهانی به اسرائیل و به شکل علنی به آمریکا نزدیک شدهاند. سفر وزیر خارجه آمریکا به بحرین و شرکت او در جلسه شورای همکاری خلیج فارس و بیانیه پایانی آن، معنادار است. همچنین تهدید عرلق به خروج از اوپک نشاندهنده شکلگیری ائتلافی علیه ایران است. مذاکرات مستقیم در اسلامآباد و ژنو نشان داد که اگر با آمریکا مصالحه نشود، نه تحریمی برداشته میشود و نه محاصره دریایی پایان مییابد. اگر به فکر مردم هستید، باید مصالحه کنید و سیاستهای گذشته را که تنشزا بودهاند کنار بگذارید. عقل سیاسی حکم میکند که وقت آن رسیده است ایران بتواند با آمریکا به تفاهم برسد تا زمینه نوسازی، رفاه، توسعه و رشد اقتصادی فراهم شود و ایران به چرخه اقتصاد جهانی متصل گردد.
موضوع مهم دیگر این است که آمریکا قادر نیست جلوی اسرائیل را در حمله به لبنان و ایران بگیرد. آمریکا و اسرائیل در تاکتیک با هم اختلاف دارند، اما در استراتژی علیه ایران با یکدیگر همسو هستند.
اگر ایران بخواهد همان سیاستهای گذشته را ادامه دهد و سیاست آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی را بهطور توأمان دنبال کند، میتوان پیشبینی کرد که تفاهم به جایی نخواهد رسید، توافقی حاصل نخواهد شد و فرصت به تهدید تبدیل خواهد بپشد و دوباره شاهد افزایش تحریم، جنگ و محاصره دریایی خواهیم بود.