ستاره صبح آنلاین، علی صالح آبادی: رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، در شرایط جنگی باید بیش از هر چیز دغدغه امنیت، جان و آرامش شهروندان ایرانی را نمایندگی کند، نه اینکه به مخاطب چنین القا کند که امنیت مردم ایران در مرتبهای پایینتر از تحولات خارج از مرزها قرار دارد.
مسئله البته به حمایت ایران از متحدان منطقهای محدود نمیشود. میتوان درباره ضرورت یا هزینه سیاست منطقهای جمهوری اسلامی بحث کرد و حتی درباره میزان موفقیت آن اختلاف نظر داشت. اما میان دفاع از یک سیاست خارجی و پذیرفتن گزارهای که در آن «جنوب ایران» در برابر «جنوب لبنان» قرار میگیرد، تفاوت فاجعه است. پیش از این نیز مهدی طائب فرمانده قرارگاه عمار در جریان جنگ داخلی سوریه اظهار نظر مشابه خانم ریحانه قاسمی زاده کرد و گفت: اگر بخواهند سوریه یا خوزستان را بگیرند، حفظ سوریه اولویت دارد. (تابناک، سال 91)
اما با رسیدن جنگ به خاک ایران، این استدلال با پرسشهای تازهای روبهرو شد. هنگامی که شهروندان ایرانی در جنوب کشور با نگرانی درباره حملات، امنیت و آینده زندگی خود مواجهاند، طبیعی است که انتظار داشته باشند رسانه ملی دغدغه خود را متوجه ایران و مردم ایران بداند نه جای دیگر.
حتی بر اساس روایت مطرحشده در متن حاضر، تحولات لبنان در مقاطعی وارد محاسبات مذاکرات ایران و آمریکا نیز شده است. تهران توقف درگیری در لبنان را بخشی از مسیر پایان جنگ میداند.
باید میان « متحدان منطقهای» و این ادعا که «جنوب ایران فدای جنوب لبنان» تمایز گذاشت.
در شرایط بحران، سرمایه اصلی حاکمیت، اعتماد مردم است. شهروندی که خانه و امنیتش در معرض تهدید قرار گرفته، نیازمند این اطمینان است که جان و سرزمین او در اولویت قرار دارد. رسانه ملی نیز اگر قرار است نقش رسانه عمومی را ایفا کند، باید زبان همین دغدغه باشد.
موضوع فقط یک جمله نیست؛ مسئله، گفتمانی است که ممکن است میان «منافع ملی» و «اهداف منطقهای» مرزی روشن باقی نگذارد. سیاست خارجی باید بتواند برای شهروندان خودش توضیح دهد که هزینهها و منافع آن چیست. اگر این توضیح به جای اقناع، احساس بیاهمیتشدن منافع را ایجاد کند، با بحران مشروعیت اجتماعی روبهرو خواهد شد. دفاع از منافع ایران و توجه به سرنوشت متحدان منطقهای نباید رسانه ملی این تصور را ایجاد کند که برای دفاع از دیگری، ایران و ایرانیان باید قربانی شوند.