ستاره صبح آنلاین: صحنه اعتراضات در ماه دی متضاد، پرمعنا و تلخ و رنجآور بود. نمادهای ملی بار دیگر جان گرفتند از برافراشته شدن پرچم ایران بر فراز گنبد مسجد جمکران تا نصب تندیس «در برابر ایران زانو بزن» در میدان انقلاب و از سوی دیگر بازتولید نماد «شیر و خورشید» در برخی لایههای جامعه، همگی نشان میدهد که نمادهای ملی به عرصهای برای بیان روایتهای رقیب از «انسجام» تبدیلشدهاند.
پس از جنگ دوازدهروزه با اسرائیل، گرایش به استفاده از نمادهای هخامنشی و باستانی در نهادهای حکومتی پررنگتر شد. نصب تندیس «شاپور یکم» در میدان انقلاب و طرح «در برابر ایران زانو بزن» که به پیروزی ساسانیان بر رُم اشاره دارد، در چارچوب راهبردی تازه برای تقویت روحیه ملی قابل تفسیر است. شهردار تهران این اقدام را نشانه «دشمنی با ایران » خواند. این تغییر رویکرد حتی به آیینهای مذهبی نیز راه یافت؛ جایی که سرود «ای ایران» به درخواست رهبر انقلاب در مراسم عاشورا طنینانداز شد. این حرکت، تلاش برای ترمیم گسل میان هویت دینی و ملی بود.
از سوی دیگر، بازگشت نماد «شیر و خورشید» به فضای عمومی در جریان تحولات دیماه، نشان از شکاف در تعریف انسجام دارد. این نماد که پس از انقلاب ۱۳۵۷ کنار گذاشته شد، این روزها توسط گروههایی به کار گرفته میشود که وابسته به جریان سلطنتطلب نیستند، بلکه آن را نمادی برای بیان «ایرانی فراتر از مرزهای ایدئولوژیک» میدانند.
علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی بهتازگی بر تعلق این نماد به جمهوری اسلامی تأکید کرد. این تغییر موضع حاکمیت، خود نشانهای از سردرگمی در نحوه مواجهه با گذشته است.
پرسش این است، آیا نمادهای ملی میتوانند، انسجام ملی را بازگردانند؟ پرچم سه رنگ ایران با تفسیرهای گوناگون، همواره یکی از وجوه مشترک میان ایرانیان بوده است.
استفاده از نمادهای ملی، زمانی به انسجام میانجامد که با «رویههای عملی» هماهنگ باشد؛ در غیر این صورت، خود به مناقشهای تازه تبدیل میشود.
برافراشتن پرچم ایران تلاش برای تلفیق هویت ملی و دینی است، اما در مقابل، نگاه گزینشی به تاریخ مانند بسته شدن آرامگاه کوروش در روزهای خاص، تصویری «ناتمام و مبهم» از هویت ایرانی به نمایش میگذارد. این تناقض، بیش از آنکه انسجام آفرین باشد، بر پیچیدگی مسئله هویت ایران میافزاید.
کشمکش بر سر نمادها، ریشه در تاریخ هفتهزارساله و پرفرازونشیب کشور دارد. از درآمیختن فرهنگ ایرانی با اسلام پس از ساسانیان، تا احیای زبان فارسی در شاهنامه فردوسی و از بهکارگیری شیر و خورشید در دوران صفویه بهعنوان نشانه پیوند تشیع و حکومت تا تلاش پهلوی برای مصادره تاریخ باستان.
تاریخ گواهی میدهد که هرگاه جامعه در گذار سخت قرار گرفت، نمادها به سنگری برای حفظ هویت ملی تبدیلشدهاند. مناقشه بر سر پرچم و نشانهای باستانی، ادامه گفتوگوی ناتمام میان «ملیت» و «اسلامیت» و نقش هر یک در انسجام جامعه است.
آنچه از پویایی نمادها برمیآید، این است که «انسجام ملی» هنوز مفهومی شناور و مورد مناقشه است. از یکسو، حاکمیت به دنبال انسجام با محوریت «مقاومت» و تداوم ساختار موجود است. از سوی دیگر، بخشی از جامعه، انسجام را در بازگشت به نمادهایی جستوجو میکند که کمتر با ایدئولوژی آمیختهشده باشد. این دو روایت، لزوماً در تقابل با یکدیگر نیستند، اما نقطه تلاقی آنها نیز هنوز تعریفنشده است.
نمادها همچنان قویترین زبانی هستند که هر دو طرف اعتراضات برای بیان خواستهها و هویت خود از آن بهره میگیرند. رمز عبور از دوگانگی در شناخت این حقیقت است که هویت ایرانی همواره پیچیده، چندلایه، متغیر و مقاوم بوده است.