به گزارش ستاره صبح آنلاین: امنیت غذایی مسئله حیاتی است که با معیشت، سلامت و ثبات اجتماعی و اقتصادی گرهخورده است. استان گیلان جایگاه فراتر از کشاورزی دارد زیرا این استان یکی از ستونهای تعیینکننده امنیت غذایی است. ستونی که اگر تضعیف شود، پیامد آن در سطح ملی نمایان خواهد شد.
گیلان با اقلیم مرطوب، خاک حاصلخیز و منابع آبی غنی، سهم مهمی در تولید محصولات استراتژیک دارد. برنج، بهعنوان مهمترین کالای غذایی سفره ایرانی، بیشترین وابستگی را به تولید شمال کشور دارد. گیلان یکی از دو قطب اصلی تولید برنج در کشور است. کاهش تولید برنج در گیلان، بازار این محصول را دچار بیثباتی میکند و وابستگی به واردات را افزایش میدهد و امنیت غذایی را در برابر تحولات بینالمللی آسیبپذیر میسازد. بازار جهانی غلات و برنج، تحت تأثیر تحولات سیاسی، جنگ و تغییرات اقلیمی است.
نقش گیلان در امنیت غذایی به برنج محدود نمیشود بلکه تولید چای، صیفیجات، محصولات باغی، دامداری سنتی و شیلات، مجموعهای متنوع از تولیدات غذایی را شکل دادهاند که هم در تأمین نیاز داخلی و هم در تنظیم بازار نقش دارند. این تنوع، یک مزیت راهبردی برای کشور محسوب میشود؛ زیرا امنیت غذایی صرفاً به حجم تولید وابسته نیست، بلکه به تنوع منابع و پایداری آنها نیز مرتبط است.
تغییر کاربری اراضی
البته این مزیت راهبردی با چالش روبهروست. نخستین تهدید، کاهش صرفه اقتصادی کشاورزی است. کشاورز گیلانی امروز در شرایطی تولید میکند که هزینهها بهسرعت افزایشیافته اما قیمت خرید محصولات، بهویژه برنج، همگام با تورم حرکت نمیکند. نتیجه این وضعیت، کاهش انگیزه تولید، فروش زمینهای کشاورزی و تغییر کاربری اراضی است؛ پدیدهای که امنیت غذایی کشور را نشانه میگیرد.
تبدیل شالیزارها به ویلا
ویلا سازی بیضابطه و تبدیل شالیزارها به زمینهای مسکونی یا تفریحی، یکی از خطرناکترین روندهای سالهای اخیر در گیلان است. این تغییر کاربری، برخلاف تصور رایج، صرفاً یک مسئله محلی یا زیستمحیطی نیست؛ بلکه ضربهای بلندمدت به توان تولید غذایی کشور محسوب میشود. زمینی که از چرخه تولید خارج میشود، بهسادگی قابل بازگشت نیست و جایگزینی آن در سایر استانها نیز هزینهبر و زمانبر خواهد بود.
امنیت شغل کشاورز
چالش دیگر، بحران نیروی انسانی در کشاورزی است. میانگین سنی کشاورزان گیلان رو به افزایش است و نسل جوان، به دلیل نبود حمایت مؤثر، درآمد پایین و سختی کار، تمایل کمتری به ادامه این مسیر دارد. اگر این روند ادامه یابد، حتی باوجود زمین و آب، تولید پایدار با مشکل مواجه خواهد شد. امنیت غذایی بدون امنیت شغلی تولیدکننده معنا ندارد.
ضربه واردات به تولید
از سوی دیگر، سیاستهای ملی نیز گاه ناخواسته به تضعیف نقش گیلان در امنیت غذایی منجر شدهاند. واردات بیبرنامه برنج در فصل برداشت، نبود الگوی کشت دقیق، ضعف در صنایع تبدیلی و فقدان برند ملی برای محصولات گیلانی، باعث شده ارزشافزوده تولید به حداقل برسد. این در حالی است که اگر زنجیره تولید تا مصرف بهدرستی مدیریت شود، گیلان میتواند نهتنها تأمینکننده، بلکه تنظیمکننده بازار غذایی کشور باشد.
تأمین غذای سالم
امنیت غذایی یک مفهوم چندبعدی است و گیلان در هر چهار بُعد آن یعنی تولید، دسترسی، پایداری و کیفیت نقش دارد. آبوهوای سالم، امکان تولید محصولات کمنیاز به سموم و ظرفیت کشاورزی پایدار، این استان را به یکی از امیدهای اصلی برای تأمین غذای سالم تبدیل کرده است. نادیده گرفتن این ظرفیت، بیمعنای از دست دادن مزیتی است که جایگزین پذیر نیست.
توجه به نقاط راهبردی
باید پذیرفت که امنیت غذایی کشور بدون حفظ و تقویت نقش گیلان ممکن نیست. حمایت هدفمند از کشاورزان، جلوگیری عملی از تغییر کاربری اراضی، اصلاح سیاستهای وارداتی، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین کشاورزی و ایجاد ارزشافزوده، نهتنها به نفع گیلان، بلکه به سود کل کشور است. گیلان اگرچه در نقشه سیاسی ایران یک استان است، اما در نقشه امنیت غذایی، یک نقطه راهبردی و غیرقابلچشمپوشی به شمار میآید؛ نقطهای که بیتوجهی به آن، هزینهای فراتر از مرزهای این استان خواهد داشت.