ستاره صبح آنلاین، فائزه صدر: تحرکات نظامی ایالات متحده در روزهای اخیر، نشان میدهد که آمریکا در حال تقویت گسترده نیروهای خود در خاورمیانه و ارسال سامانه های پدافندی به کشورهای عربی است. این اقدامات به احتمال از سرگیری جنگ با ایران جان داده و این سؤال را مطرح کرده که آیا جنگ سوم، همانند دو درگیری قبلی خواهد بود یا باید منتظر حملاتی شدیدتر باشیم؟ ستاره صبح در گفتوگو با فریدون مجلسی، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
فریدون مجلسی در پاسخ به سؤالی درباره چگونگی ابعاد جنگ سوم ایران و آمریکا، گفت: جنگی که در انتظارش هستیم شاید شبیه به دو جنگ قبلی باشد، ولی به احتمالی میتواند متفاوت از دو درگیری پیشین باشد، زیرا این بار اگر آمریکا وارد جنگ شود برای وارد کردن ضربهای شدیدتر برنامه ریزی میکند. من امیدوارم افرادی که مسئولیت و اختیاراتی دارند در این شرایط حساس تنها به حفظ مقام و موقعیت خود فکر نکنند و به آینده کشور و ملت فکر کنند. این مردم میخواهند زندگی کنند و این جنگ سختیها را برایشان سختتر کرده است.
وی در ادامه افزود: حاکمان آرزو ها، آرمانها و ایدئولوژی خود را دارند. در سال های اخیر رنگ تصمیم گیری های ایدئولوژیک در کشور ما تندتر شده است. زیر ساخت مقاومت طی سالیان متوالی با هزینه بسیار بالایی تقویت شد و این تصور را ایجاد کرد که شاید با تقویت محور مقاومت بتوان نسخه موجودیت اسرائیل را پیچید. به موازات این اقدامات، طرف مقابل نیز دست به تجهیز و تقویت زد و با آمریکا هماهنگی نزدیکی پیدا کرد.
مجلسی با اشاره به ضربهای که از بین رفتن برجام به مناسبات بینالمللی ایران زد، یادآور شد: ما در زمان تصویب برجام طوری رفتار کردیم که بازگشت ایران عرصه بینالملل کلید خورد و در مقابل آن نظارت بیشتر بر برنامه اتمی قرار گرفت. کار به خوبی پیش میرفت و متأسفانه معلوم نشد با دستور چه کسی یک حرکت موشکی در زمانی نادرست برجام را دچار فروپاشی کرد؟! آن گروههایی که برجام را در صحن علنی مجلس آتش میزدند امروز قدرت را در دست گرفتهاند.
وی در این خصوص گفت: رویارویی علنی ایران و آمریکا از زمان خروج آمریکا از برجام و وقتی که دیگر برجامی باقی نماند، شروع شد. دو طرف تجهیز شدند و دو جنگ اخیر نتیجه نادیده گرفتن و کنار گذاشتن برجام بود. ویرانی غزه، از بین رفتن حماس، درهم شکستن مقاومت سوریه، فرار بشار اسد، ضربات سهمگینی که به حزب الله وارد شد و از همه مهمتر حمله به ایران و شهادت رهبر و فرماندهان نظامی و ویرانیهایی که به جا مانده همه نشان دهنده جدی بودن طرف مقابل در تصمیم اش است. این تصمیم با از بین رفتن برجام آغاز شد و با هفت اکتبر عملیات اجرایی اش کلید خورد.
این کارشناس سیاست خارجی ضمن تاکید بر لزوم واقع بینی و صلح اندیشی، اضافه کرد: در جنگها همواره ادعا میشود که ما از همیشه قوی تر هستیم و... اما نباید فراموش کنیم که زیرساخت های ما آسیب دیده است. توان فولاد و پتروشیمی ما آسیب دیده و زنجیرههایی از صنایع کشور تعطیل شدهاند. نیروی هوایی ما آسیب زیادی دیده است. اگر قدرت موشکی نداشتیم مشخص نبود که در این دو جنگ چه بر سرمان آمده بود؟! باید ببینیم آیا ما در این سالها در ارزیابی خود زیاده روی نکرده بودیم؟ باید محدودیتها را پذیرفت و با انتخابی هوشمندانه بقای کشور و ملت را تضمین کرد. آزموده را آزمودن خطاست نباید ضرباتی شدیدتر را بیازماییم.
وی گفت: آمریکا خطاهای خود در افغانستان یا عراق را در ایران تکرار نخواهد کرد. آنها درباره دام های بزرگی که حمله زمینی بر سر راهشان قرار میدهد آگاهی کامل دارند. ولی عدم اشغال برخی از نقاط کشور را نمیتوان تضمین کرد. شاید مناطق حساس و نقاط تولید انرژی گروگان گرفته شود. جنگ در هر سطحی زندگی را برای مردم ایران سخت تر خواهد کرد. اگر جنگ در این سطح باشد آمریکا دیگر اصراری به پایان دادن این اشغال نخواهد داشت. اگرچه گروه کوچکی در داخل چند مقر تبلیغاتی را در اختیار دارند و بر آتش جنگ نفت میپاشند، اما وزیر امور خارجه روز گذشته در سخنان خود از عبارت ترک مخاصمه استفاده کرد. این نکته میتواند کلیدی برای رفع مشکل باشد.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تجربه ناموفق ایران و آمریکا در مذاکره، متذکر شد: حضور نیروهای نظامی آمریکا در منطقه میتواند مانوری برای وارد کردن فشار بر ایران و هدایت تهران به طرف میز مذاکره باشد ولی پشت این فشار خالی نیست و برنامه نظامی و احتمال حمله به قوت خود باقی است. خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق با ورود نیروهای جدید و ناوهای هواپیمابر و ناوچه های آمریکا به منطقه مصادف شده است. این تدارک دیدن نیروی زمینی برای پیاده شدن در گوشههایی از کشور است و خطر اشغال برخی نقاط ایران را بالا میبرد. آمریکاییها با این حجم از نیروهای نظامی نمیآیند که مذاکره ادامه پیدا کند بلکه برای جنگیدن راهی شدهاند.
فریدون مجلسی در پایان گفتوگو تاکید کرد: آمریکا نسبت به مذاکره با ایران بدبین است زیرا همواره اینطور بوده که تهران برای طولانی تر کردن زمان و خریدن وقت از مذاکره بهره برده است. تا پیش از این ایران مذاکرات را کش میداد تا محور مقاومت و بنیان های دفاعی داخلی را تقویت کند، ولی امروز با توجه به تورم در داخل ایران این روش خاصیت خود را از دست داده است.