ارزیابی سخنان رئیسجمهور
رئیسجمهور اخلاص، صفا، باور، اعتقاد و ایمان راسخ خود را به انقلاب، نظام، اسلام و مردم نشان داد. این افراد سرمایههای بزرگ نظام هستند. ما باید تلاش کنیم به اشخاصی که وفادارانه، عمیق، صادقانه و مخلصانه به نظام، اسلام، مردم و انقلاب باور دارند، دفاع میکنند و پایکار ایستادهاند، احترام بگذاریم، آنها را تشویق و از آنها حمایت کنیم. قرار نیست همه این افراد لزوماً مثل هم فکر کنند.
استفاده از منطق و گفتوگو
ما باید یکدیگر را تحمل کنیم. دلیلی ندارد که همه دقیقاً یک نسخه، یک نظر و یک دیدگاه داشته باشند. ممکن است در مسائل جاری، در رویکردهای سلیقهای، تاکتیکی، روشی یا حتی در مسائل عمیقتر با یکدیگر اختلافنظر داشته باشیم. اما با تحمل، مباحثه، گفتوگو و شنیدن استدلالهای طرفین، میتوانیم به آنچه مصلحت کشور، مردم، نظام و انقلاب است، نزدیک شویم و ما به این فضا نیاز داریم.
من مطمئنم اگر همه وفاداران به نظام، اسلام و انقلاب، صادقانه با هم گفتوگو کنند، مردم نیز پشتیبانی و همراهی خواهند کرد و هر روز در جریان این مباحثات و گفتوگوها، اختلافات ما کاهش پیدا خواهد کرد.
هیچ جامعهای بدون تفاوت دیدگاه وجود ندارد، اما دلیلی ندارد که این اختلاف، منشأ تنازع و تضعیف جامعه، کشور و نظام باشد. انشاءالله با همین خوشبینیهای ایجادشده، بتوانیم گامهای بعدی را با انسجام بیشتری برداریم.
صداها را خاموش نکنید
نباید صداها را خاموش کنیم. این مسئله مهمی است. آن کسی که اکنون به رئیسجمهور، به مذاکره یا به تفاهمنامهها انتقاد دارد، باید بتواند حرفش را بزند. مدافعان هم باید حرفشان را بزنند. باید اجازه دهیم حرفها بهصورت منطقی و مستدل مطرح شود.
حرفهای تفرقهانگیز نزنیم. دلیلی هم ندارد که اگر کسی به نظر ما حرف تفرقهانگیزی زد، با خشونت و طرد با او برخورد کنیم؛ چرا که این رفتار، خودش منشأ اختلاف و تشدید دوقطبی در جامعه میشود. رفتار ما نباید باعث تشدید اختلافات شود.
شنیدن صدای نسل جدید
اول، باید صدای نسل جدید شنیده شود. ما باید فضای ذهنی او را درک کنیم و دنیایی که در آن زندگی میکند را بفهمیم. ما با دنیای ناشناختهای مواجهیم و به همین دلیل، بسیاری از قضاوتها، داوریها و برداشتهای ما منطبق با واقعیت نیست.
درک دنیای نو
روحانیت غمخوار دین و مردم است؛ برای دین، مردم، کشور و نظام جانفشانی میکند. اما این جانفشانی و تلاش، تنها در صورتی اثر مطلوب خواهد گذاشت که مبتنی بر فهم عمیق و شناخت دقیق باشد؛ بنابراین، پیش از آنکه وارد عمل شویم، باید ابتدا محیطی را که میخواهیم مخاطبمان را در آن قرار دهیم، بشناسیم.
محیط هر روز در حال تغییر است. ما در عصر تحولات سریع، ورودیهای عجیب و پراکنده و نو به نو شدنِ هر روزه قرار داریم و جوان ما در چنین دنیایی زندگی میکند.
باید او را درک کرد و به او گفت: «ما غمخوار و دوستدار تو هستیم. ما دوستت داریم و میخواهیم تو موفق باشی و به خواستهها و آمالت، به دنیایی که از نظر خودت مطلوب است و درست و صحیح است، برسی و ما نیز به تو کمک خواهیم کرد.»
ما باید برادری خود را ثابت کنیم؛ پس از آن میتوان گفت: «خب آقا، حالا شریک، میخواهیم کمکت کنیم.» اگر جوان در پاسخ بگوید «ما کمک شما را نمیخواهیم»، چه کاری میتوانیم بکنیم؟ هیچ. پس در گام نخست، باید این احساس همراهی و اعتماد را ایجاد کنیم.
برگرفته از جماران