حفظ اصل نظام، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور ایجاب میکند که ما ملاحظات داشته باشیم و فقط خودمان را نبینیم. اعضای یک خانواده با پدر و بزرگتر خانواده تا جایی و تا یک حدی همکاری میکنند، اما وقتی فشارها افزایش پیدا کند، حرمتها شکسته میشود.»
ضرورت بازگشت به تفاهمنامه
فضای کشور ایجاب میکند که به سمت تفاهمنامهای که با پیگیری پاکستان و بعضی کشورهای منطقه امضا شد، بازگردیم. با توجه به وضعیت کشور و نیز رعایت مصلحت کلان کشور، ضرورت ایجاد میکند که به سمت ترک مخاصمه حرکت کنیم؛ پاکستان به دلیل این که مردم آن کشور با ما منافع مشترک فراوانی دارد، تلاش در مورد پایان این مخاصمه داشته و بعد از آن هم کشورهایی مانند قطر، ترکیه، عمان و مصر، مدتهاست پیگیری میکنند که ایران با آمریکا به یک تفاهم جدی برسد.
مطالبه مردم، ترک مخاصمه
اکثریت مردم هم به دنبال پایان جنگ هستند. دولت و قوه مجریه مشخصاً خود آقای رئیسجمهور، وزیر خارجه و دیگر مسئولان تلاش میکنند که مخاصمه بین ایران، آمریکا و اسرائیل به پایان برسد. قوه مقننه نیز از حیث رئیس محترم مجلس و اکثریت نمایندگان در این زمینه با دولت همراهند پیگیری میکنند، قوه قضائیه نیز همراه دولت است. بنابراین فضای خوبی جهت ترک مخاصمه فراهم شده است.
گره اقتصاد، سیاست خارجی است
با توجه به فشارهای معیشتی و اقتصادی که به جامعه ما وارد شده، باید این مسئله حل شود تا مخاصمه پایان پیدا کند. ادامه این وضعیت و نادیده گرفتن متغیر روابط خارجی، امکان اصلاح اقتصادی را از بین میبرد. بهصورت مستقل از مسائل بینالمللی و منطقهای و بدون در نظر گرفتن روابط خارجی، امکان اصلاح اقتصادی وجود ندارد. هیچ کسی از خارج نمیآید در اینجا سرمایهگذاری کند. سرمایهگذاران داخلی نیز انگیزهای برای سرمایهگذاری ندارند و سرمایه خود را از کشور خارج میکنند.
توقف صادرات نفت از دریا
تعداد زیادی از کارخانههایی که در حملات دشمنان آسیب دیدهاند، در حال حاضر تعطیل شده و کارگرانشان بیکار شدهاند. تولید نیز بهشدت افت پیدا کرده است. الان مسئولان اعلام کردهاند که امکان صادرات نفت از طریق دریا برای ما وجود ندارد و این مسئله آثار و تبعات جدی برای کشور دارد. بنابراین راهی نداریم جز اینکه مسیری پیدا کنیم و با رعایت قاعده برد/ برد به مخاصمه پایان دهیم.
در موقع مصالحه و تفاهم نمیشود بخواهیم ۹۰ درصد منافع و خواسته های ما تأمین شود و طرف مقابل منفعتی نداشته باشد. مصلحت کشور اقتضا میکند که کلیات و مسائل اصلی در نظر گرفته شود. از این جهت، به نظر من باید از دولت و نظام و نیروهای مسلح حمایت کنیم تا بتوانند با قدرت و قوت به مصالحه و تفاهم برسند.
اعتراضات مردمی
کشش مردم هم حدی دارد. اعتراضات مردمی در سالهای گذشته از جمله در سالهای ۹۶، ۹۸، ۴۰۱ و سال گذشته، نشان داد که زمینه بحران اعتراضی که میتواند به ناامنی و هرجومرج ختم شود، در کشور ما وجود دارد.
در آغاز سال تحصیلی و فعال شدن دانشگاهها و مدارس، احتمال این که زمینه شروع بعضی از بحرانها پیش بیاید وجود دارد؛ بحرانهایی که در سالهای قبل شاهد آن بودیم. در دی ماه سال پیش اعترضات مردمی ابتدا از بازار تهران و بعضی شهرهای بزرگ، با انگیزها و شعارهای اقتصادی شروع شد و بعد متأسفانه سمت و سوی دیگری یافت و به صدها شهر بزرگ و کوچک کشیده و به یک ابر بحران تبدیل شد. این بحران به دانشگاهها کشیده شد و در ادامه دانشگاهها غیرحضوری شدند.
هر خانوادهای و هر شهروندی تا حدی توان تحمل مشکلات را دارد. امروز با انواع گرانیها، کمبود مواد اولیه، بیکاری، عدم اشتغال، مشکل مسکن و دیگر مشکلات مواجهیم.
سال ۹۸، نیز کسانی که از طریق مثلا موتور و کرایه کشی کار میکردند و از طبقات پایین جامعه بودند، تحمل افزایش قیمتها را نداشتند و نمیتوانستند هزینههای خانواده را تأمین کنند. خانوادههای زیادی در این قضایا آسیب دیدند و افرادی کشته شدند.
دولت، مسئولان کشوری و نظامی و رهبر انقلاب منافع اکثریت را نگاه کنند. هیاهوی اقلیت نمیتواند به کشور آسیب بزند، به شرط اینکه اکثریت از اوضاع راضی بوده و حامی حکومت باشند.