آقای رئیسجمهور بر اساس سوگندی که در جهت حفظ منافع ملی، حفظ حقوق شهروندان، تأمین رفاه ملت و اعتلای کشور یادکرده است، اقدام به پذیرش توقف درگیریها و آغاز فرایند مذاکره با امضای تفاهمنامه با رئیسجمهور آمریکا برای حلوفصل پارهای از امور کرده است.
در این ارتباط چند نکته را متذکر میشوم:
۱. این موفقیت از رهگذر تابآوری ملت سربلند ایران، دفاع جانانه نیروهای مسلح سرفراز و همچنین حسن تدبیر و مسئولیتپذیری رئیسجمهور محترم و شورای عالی امنیت ملی حاصلشده است. این تصمیم بر اساس اصل یکصد و هفتاد و ششم جزء اختیارات قانونی رئیسجمهور و این شورا است وکسی حق تعرض به آنان را ندارد.
۲. زمانی که کشور در حال نبرد با یک ابرقدرت به همراهی رژیمی که سرتاپا جنایت و خیانت است، باید از مسئولان ملی و فرماندهان جنگ پشتیبانی کرد. این به معنی لغو آزادیهای مصرح در قانون اساسی نیست. هر شهروندی حق دارد که آزادانه نظرگاههای خود را بیان کند. بهموازات این حق، ما شهروندان نسبت به سرنوشت این کشور نیز مسئولیت داریم. بنابراین، باید حق و مسئولیت را در کنار هم به کار ببندیم. بر اساس اصل نهم قانون اساسی، در جمهوری اسلامی ایران، آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیکناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است.
۳. بر اساس اصل یکصدوپنجاهودوم قانون اساسی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس روابط صلحآمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است. بنابراین، زمانی که دولت آمریکا اظهار تمایل به توقف درگیریها میکند، سیاست کلی باید رویکرد صلحآمیز باشد. این مفهوم، به معنای بیمبالاتی و سادهانگاری رفتارهای پیچیده اطراف منازعه نیست. لیکن، آمادگی برای دفاع و مقابله با هر ترفند دشمن لزوماً، ادامه درگیری و منازعه نیست.
4. دفاع ایوانکت از صلح: سرنوشت این مذاکرات به کجا میانجامد از سویی بستگی به پشتیبانی نیروهای ملی از دولت و حسن تدبیر او در فرایند مذاکرات دارد. از سویی دیگر، به توطئههای آشکار و پنهان رژیم آپارتایدی و جنایتکار اسرائیل بستگی دارد که با بهرهگیری از لابیهای قوی خود در آمریکا و اروپا، توان نسبی تأثیرگذاری بر فرایند مذاکرات را دارد. ملت ایران و سیاستمداران باید مراقب باشند که گروهی غوغا سالار توجه مذاکرهکنندگان را از بیرون به درون منحرف نکنند. مواجهه مذاکرهکنندگان ملی با دو جبهه داخلی و خارجی بیگمان به سود آمریکا و متحد ناپاک او اسرائیل است.
۵. تهدید ملی ایران نه درگیری نظامی، بلکه تداوم فقر، کاهش سرمایهگذاری، فرسایش سرمایه انسانی و عقبماندگی توسعهای در مقایسه با سایر ملتهاست. تقلیل این امر به یک درگیری و رویارویی نظامی، بیگمان به زیان منافع ملی ایران است. بنابراین، هنگامیکه در جهت کاهش تنش، تأمین ثبات و تأمین مقدمات توسعه برداشته میشود در جهت حفظ منافع ملی است. در این ارتباط، سیاستمداران ملی در همراهی باوجدان عمومی ملت ایران در پشتیبانی از سیاستهای درست، نباید دچار کوچکترین لکنت زبان شوند. هرچند هزار نقد به کارکرد دولت داشته باشند که این قلم نیز دارد.
۶. برخی جریانهای سیاسی که پیشتر با مخالفتهای خود مانع بهرهگیری کامل از برجام؛ بزرگترین دستاورد سیاست خارجی ایران شدند و ظلمی تاریخی به این ملت کردند و بیش از ۱۰سال فرصتهای طلایی را از کف این ملت خارج ساختند، گروهی از آنان دیگربار که با این تدبیر شجاعانه، منافع سیاسی و اقتصادیشان به مخاطره افتاده است، درصدد تخطئه این تدبیر ملی برآمدهاند. سیاستمداران ملی، نباید از این هیاهوهای سیاسی کوتاهمدت هراسی به دل راه دهند و گامی عقب بنشینند. زمان دفاع از منافع ملی ایران است.
درنهایت، معیار داوری هر تصمیم سیاسی نه هیاهوی جناحی، بلکه میزان تأثیر آن بر امنیت، رفاه و آینده توسعه ایران است.
برگرفته از خبر آنلاین