مخالفت جبهه پایداری
در نظام جمهوری اسلامی، درباره مذاکرات یک شخص بهتنهایی تصمیمگیری نمیکند. بخشهای مختلف و ارکان متعدد نظام که برای این امر تعیینشدهاند، درگیر این موضوع هستند. کارشناسانی مذاکره را پیش میبرند که در عالیترین رتبه کشور قرار دارند. از سوی دیگر، روند مذاکرات بایستی در شورای عالی امنیت ملی به نتیجه و تصویب برسد. پس از تصویب، شخص رهبری باید این مذاکرات را تأیید کنند. کسانی که با مذاکره مخالفت میکنند، باید توجه داشته باشند که این کار یک فرایند قانونی دارد. ما نباید از قانون عدول کنیم و بخواهیم نظرات شخصی یا نظرات جریان خاص خودمان را بر سایر بخشهای کشور و بر مردم تحمیل کنیم.
مخالفت غیرقانونی
اکنونکه کشور در شرایط جنگی قرار دارد، بر اساس قانون، تصمیمگیری درباره مذاکره و صلح از اختیارات خاص مقام رهبری است که تصمیم بگیرند صلحی انجام بشود، مذاکرهای صورت بگیرد یا نه. کسانی که مخالفت میکنند باید بدانند که هر تصمیمی که گرفته میشود، مقام رهبری در جریان آن هستند و بر این موضوع صحه خواهند گذاشت. اقلیتی که مخالف هستند باید بدانند که مخالفت آنها غیرقانونی است، دارند از قانون عدول میکنند و برخلاف مصلحت حرکت میکنند. کسانی که مخالفت میکنند، یا از روی ناآگاهی دست به این کار میزنند یا از سر آگاهی.
حفظ منافع ملی
نظام باید روند اطلاعرسانی پیرامون موضوع مذاکره را پیش ببرد تا جامعه را آگاه کند. البته این آگاهیبخشی تا جایی است که به امنیت و منافع کشور لطمه وارد نکند. مذاکره و توافق با حفظ منافع ملی کشور تصمیمگیری شده و نباید از رهبری جلوتر حرکت کنند.
برخورد با مخالفان تصمیم نظام
کسانی هستند که منافع شخصی و جریان سیاسی خود را بر منافع ملی کشور و مصالح نظام ترجیح میدهند. لذا نظام باید با ضوابط و مقرراتی که وجود دارد با این افراد برخورد کند. وقتی اینها اتمامحجت شدند، مطلع شدند و بازهم نخواستند تن به آنچه تصمیم نظام است بدهند، برخورد با آنها لازم است.
مخالفان همسوی اسرائیل
امروز اسرائیل سرسختترین مخالف مذاکره و توافق است؛ یعنی افرادی که در داخل با مجموعه تصمیمگیری نظام مخالفت میکنند، عملاً دارند همسو و همراه با دشمن حرکت میکنند. بنابراین، چطور میتوان در برابر افرادی در داخل کشور که بهصراحت مخالفت میکنند و مخالفتشان بهگونهای است که گاهی اوقات در جامعه تنش و ناهنجاریهای اجتماعی ایجاد میکند، سکوت کرد؟ نظام باید برخورد قاطعی با اینگونه افرادی که همسو با خواستهها و منافع صهیونیستها حرکت میکنند، داشته باشد. این جریانها نمیتوانند تصمیم راهبردی نظام را تغییر دهند یا تأثیر جدی بر آن تصمیم بگذارند. اگر کسی بخواهد به این مسیر نادرست و کارشکنیها ادامه دهد، سیستم و جامعه درنهایت آنها را از دایره تصمیمگیری و تأثیرگذاری کشور خارج خواهد کرد.