به گزارش ستاره صبح آنلاین از اعتماد، سرانجام گفتوگویی از مسعود پزشكیان كه طی روزهای اخیر درباره آن اطلاعرسانی شده بود، منتشر شد. رئیسجمهور در این گفتوگو، تصویری از دو سال نخست دولت چهاردهم ارائه میكند كه در آن، كشور همزمان با فشارهای امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی مواجه بوده است. دولتی كه از همان ابتدای كار، با مجموعهای از رخدادهای سنگین از جمله ترور، تشدید تحریمها، ناترازی در حوزه انرژی، بحران آب، خشكسالی كمسابقه، تهدید فعالسازی سازوكارهای بینالمللی و در نهایت جنگ ۱۲روزه روبهرو بوده اما روند خدمترسانی به مردم را متوقف نكرده است؛ رخدادهایی كه به تعبیر پزشكیان، با هدف فرسودهسازی ایران و ایجاد فروپاشی اجتماعی طراحی شده بود. با این حال، مهمترین پیام سخنان رئیسجمهور آن است كه كشور در برابر این فشارها نهتنها از هم نپاشید، بلكه توانست با اتكا به مردم، نیروهای اجرایی و نیروهای مسلح، ثبات خود را حفظ كند. در این گفتوگو، پزشكیان تلاش میكند یك بازتعریف فراگیر از مفهوم «مردم» ارائه دهد. از نگاه او، مردم فقط حامیان سیاسی یا رأیدهندگان به دولت نیستند، بلكه همه ایرانیانیاند كه در این سرزمین زندگی میكنند؛ چه آنان كه در صحنه حضور آشكار داشتهاند و چه آنان كه با وجود گلایهها و نارضایتیها، برای حفظ ایران از دامن زدن به بحران پرهیز كردهاند. این بخش از سخنان رئیسجمهور، حامل یك پیام سیاسی مهم است: بقای كشور در شرایط سخت اخیر، بیش از هر چیز مرهون صبوری و همراهی بدنه اجتماعی بوده و دولت نیز خود را موظف میداند كه در برابر این همراهی، رویكردی خدمتمحور و پاسخگو داشته باشد. محور مهم دیگر گفتوگو، تبیین مفهوم «وفاق» است. رئیسجمهور تلاش میكند این مفهوم را از شائبه سهمخواهی جناحی جدا كند و آن را به معنای بهرهگیری از همه ظرفیتهای كشور بر اساس شایستگی، تخصص و كارآمدی توضیح دهد. او با استناد به مفاهیم دینی و اخلاقی، تأكید میكند كه ملاك اداره كشور نباید وابستگی سیاسی و گروهی باشد، بلكه باید توانمندی، كمخطایی و كارآمدی افراد معیار قرار گیرد. این گزاره، در سطح تحلیلی، نوعی دفاع از رویكرد دولت در عبور از دوقطبیهای فرساینده و حركت به سمت مدیریت مبتنی بر عقلانیت اجرایی تلقی میشود. بخش قابلتوجهی از این گفتوگو به جنگ اخیر و ابعاد انسانی آن اختصاص دارد. رئیسجمهور با اشاره به شهادت فرماندهان، دانشمندان و كودكان، از فروپاشی كامل ادعاهای غربی درباره حقوق بشر سخن میگوید و تأكید میكند كه هدف اصلی دشمن، فقط ضربه نظامی نبوده، بلكه تضعیف اراده ملی و برهم زدن انسجام داخلی نیز در دستور كار قرار داشته است. در این چارچوب، او نقش پشتیبانی رهبری، ایستادگی مجموعه حاكمیت و همراهی مردم را در عبور از شرایط جنگی تعیینكننده میداند. در مجموع، برآیند این گفتوگو دفاعی روشن از عملكرد دولتی است كه در وضعیت عادی مستقر نبوده، بلكه در بستر بحرانهای پیدرپی كشور را اداره كرده است. اگرچه مشكلات معیشتی، نارساییهای ساختاری و برخی نارضایتیها در سخنان رئیسجمهور انكار نمیشود، اما خط اصلی استدلال او این است كه در سالی سخت و فرساینده، حفظ انسجام ملی، جلوگیری از آشوب فراگیر، استمرار اداره كشور و ممانعت از تحقق پروژه بیثباتسازی دشمن، خود دستاوردی بزرگ برای دولت به شمار میآید؛ دستاوردی كه بدون پیوند میان دولت، حاكمیت و مردم امكانپذیر نبود.
آقای دكتر! خیلی ممنونم از فرصتی كه دراختیار ما قرار دادید. اكنون در آغاز سومین سال ریاستجمهوری شما هستیم؛ اگر بخواهید این دو سال را توصیف كنید، چه تعبیری از آن خواهید داشت؟
بسمالله الرحمن الرحیم. دو سال كه گذشت دیگر؛ آنچه عیان است، چه حاجت به بیان است. از همان روز اولی كه خواستیم مسئولیت را برعهده بگیریم، مهمان عزیزمان، اسماعیل هنیه را شبانه شهید كردند. پس از آن نیز مشكلاتی وجود داشت كه همچنان ادامه پیدا كرد؛ ناترازیهایی كه داشتیم و نگرانی از اینكه ممكن است در زمستان برق و گاز نداشته باشیم و مردم با مشكل مواجه شوند. وضعیت آب نیز نامناسب بود كه البته سال بعد بدتر هم شد. خشكسالیای كه در سال ۱۴۰۴ وجود داشت، در ۵۰ سال گذشته بیسابقه بود و واقعا شرایط بسیار سختی را ایجاد كرد. در نهایت، بحث اسنپبك را به راه انداختند، جنگ ۱۲روزه را آغاز كردند و اتفاقاتی كه در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، بر مشكلات افزود. نقشههایی كشیده بودند و تصور میكردند میتوانند ایران را مانند سوریه، مثلا ظرف ۴۸ ساعت، تصرف كنند. جنگ رمضان و شهادت بزرگان و عزیزانی كه از دست دادیم نیز بسیار دردناك و سخت بود. با وجود همه این سختیها و مشكلات، دولت، مدیران، استانداران، فرمانداران، بخشداران، كارمندان، مردم و نیروهای مسلح، كشور را تا اینجا رساندند؛ بهگونهای كه امروز از ایران به عنوان كشوری قدرتمند و با عزت بسیار بالا نام میبرند. این كار سادهای نبود.
در میان همه این مشكلات، دولت تا جایی كه از دستش برآمده و توانسته است، تلاش كرده مردم آن احساسی را كه طراحان این جنگها و نقشهها بهدنبال ایجاد آن بودند تا فروپاشی اجتماعی ایجاد كنند، تجربه نكنند. آنان میخواستند جامعه ما را بههم بریزند، اما این اتفاق رخ نداد و كشور تا امروز با قدرت اداره شده است.
آقای رئیسجمهور! یكی از واژههای پرتكرار در دوران ریاستجمهوری شما، واژه «مردم» بوده است. این سؤال وجود دارد كه منظور شما كدام مردم است؟ مردمی كه اصلاً رأی ندادند، مردمی كه در دیماه اعتراض كردند یا مردمی كه این ۱۵۰ روز در خیابان بودند؟ آیا میان مردم تفكیكی قائل میشوید یا منظورتان از مردم، همان ۹۵ میلیون ایرانی است؟
خیلی روشن است. اگر به قرآن و باورهای دینیمان نگاه كنید، خداوند به حضرت داوود میفرماید: «یا داوود انا جعلناك خلیفه فی الارض فاحكم بین الناس بالحق ولا تتبع الهوی فیضلك عن سبیلالله». یعنی ما تو را خلیفه قرار دادیم تا بین مردم، یعنی همه مردم، به حق حكم كنی و تابع هوای نفس نباشی. قرآن پر از این آیات است. تابع هوای نفس بودن یعنی اینكه گروه، جناح و دسته خودت را در نظر بگیری؛ در حالی كه باید با مردم بهدرستی رفتار كرد. حضرت علی (ع) نیز در دستور خود به مالك اشتر میفرمایند: «واشعر قلبك الرحمه للرعیه والمحبه لهم واللطف بهم»؛ یعنی قلبت را از محبت، رحمت و لطف نسبت به مردم مالامال كن. بعد میفرمایند: «فانهم صنفان، اما اخ لك فی الدین او نظیر لك فی الخلق»؛ مردم دو دستهاند: یا از نظر اعتقادی با تو یكی هستند یا در خلقت با تو برابرند.
ممكن است دچار لغزش شوند و عمدا یا به خطا اشتباه كنند. تو به عنوان حاكم از آنان بگذر و با مهربانی با آنها برخورد كن. این امتحان سختی است كه خداوند از تو میگیرد. بعد هم میفرمایند: «ولا تنصبن نفسك لحربالله»؛ خودت را در مقابل خدا قرار نده. یعنی اگر ما با مردم با مهربانی، عطوفت و بهصورت خدمتگزارانه برخورد نكنیم، در حال جنگ با خدا هستیم.
منظور از مردم، همه كسانی هستند كه در این مملكت زندگی میكنند؛ مستقل از عقیده، باور، نگاه، جنسیت و قومیتشان. حاكمیت وظیفه دارد براساس عدالت با آنان برخورد و بهحق با آنها رفتار كند. متأسفانه ما در این زمینه مشكلات زیادی داریم و برای اینكه بتوانیم این روند را اصلاح كنیم، به فرصت نیاز داریم. در این مدت، تمام تلاش این بوده است كه ما را از هم بپاشند. اگر تا امروز ماندهایم، بهخاطر مردم نجیب ایران بوده است كه ما را نگه داشتهاند؛ نهفقط آنهایی كه در خیابان بودند، بلكه آنهایی كه در دلشان عقدهها و گلایههایی داشتند، اما بهخاطر ایران به خیابان نیامدند و مشكلی ایجاد نكردند؛ نهتنها مشكل ایجاد نكردند، بلكه همراهی، همدلی و همصدایی كردند. تنها كسانی كه در خیابان بودند، ایران ما را نگه نداشتند؛ همه مردمی كه این سختیها را میبینند و تحمل میكنند، برای ایران و كشورشان این كار را انجام میدهند. ما خود را خدمتگزار و منتدار این مردم میدانیم و از خدا میخواهیم كمك كند تا شرمنده آنان نشویم. به هر حال، اوضاعی كه اكنون با آن مواجهیم، سختترین شرایط ممكن در طول تاریخ پس از انقلاب بوده است. تحریمها وجود داشت و شدیدتر شد. پس از آن، بانكها و روند مالی ما را نیز تحریم كردند. به این قناعت نكردند و جنگ به راه انداختند. باز هم به این قناعت نكردند و ما را محاصره كردند. یعنی در بدترین شرایط ممكن میخواهند ما را زمینگیر كنند.
اما وقتی با مردم باشیم، هیچ قدرتی نمیتواند ما را زمینگیر كند؛ بهشرط آنكه این را از ته دل بپذیریم و باور كنیم. اكنون تمام نقشههایی كه آنها میكشند و فشارهایی كه وارد میكنند، برای این است كه مردم را ناراضی و بهاصطلاح به اعتراض وادار كنند. اما این مردم نجیباند؛ برای ایران، كشور و آینده كشورشان ایستادهاند و خواهیم ایستاد. ما نیز به این مردم عزیز قول میدهیم تا جان در بدن داریم و نفس میكشیم، با تمام وجود به آنان خدمت كنیم.
آقای رئیسجمهور! براساس گفتمان وفاق، دو برداشت در جامعه شكل گرفت: یكی اینكه آیا دولت، شركت سهامی است كه از هر جریان و جناحی سهمی در آن در نظر گرفته شود؛ یا اینكه منظور از وفاق، توافق و تفاهم با نیروهای مختلف و همه مردم برای حل مشكلات كشور است؟ از دیدگاه شما، وفاق به معنای دولت سهامی است یا توافق و تفاهم برای حل مشكلات؟
از نظر اعتقادی خداوند میفرماید: «إِنا خلقْناكُمْ مِنْ ذكرٍ وأُنْثى وجعلْناكُمْ شُعُوبًا وقبائِل لِتعارفُوا إِن أكْرمكُمْ عِنْدالله أتْقاكُمْ.» اینكه یكی زن است و دیگری مرد، یكی كرد است و دیگری عرب، عجم، ترك یا بلوچ؛ یكی سیاه است، یكی سفید و دیگری زرد، هیچكدام نشانه برتری نیست. نشانه برتری، تقواست.
میدانید تقوا یعنی چه؟ آنچه من از تقوا میفهمم، حركت بدون خطاست. من پزشك، اگر بیمار را درست، بدون عارضه و با كیفیت خوب عمل كنم، متقی هستم. ممكن است پزشكی نماز بخواند، نماز شب بخواند و همه آن چارچوبهایی را كه میگویند رعایت كند و ظاهرش نیز خیلی حزباللهی باشد؛ اما وقتی بیمار را عمل میكند، بیمار با عارضه از اتاق عمل بیرون بیاید یا با مشكلی مواجه شود. در مقابل، ممكن است فردی به باورهای من معتقد نباشد، اما بیمار را درست عمل كند. آن فرد از منی كه ادعا دارم، متقیتر است.
اگر با این نگاه به جامعه نگاه كنیم، ملاك همكاری با افراد و كار كردن با یكدیگر، عملكرد بدون خطاست؛ چه در اقتصاد، چه در صنعت، كشاورزی، هنر، مدیریت و هر حوزه دیگری. اگر بر این مبنا با انسانها برخورد كنیم، دیگر اینگونه نخواهد بود كه چون من وابسته به فلان دسته و گروه هستم، پس برترم. آن كسی كه توانمندتر و كمخطاتر است، حتی اگر در باور و ذهنیتش ما را قبول نداشته باشد، حق با اوست. «ان اكرمكم عندالله اتقاكم»؛ یعنی كسی كه باتقواتر، عالمتر و توانمندتر است.
من بارها این موضوع را درباره قرآن گفتهام. خیلیها قرآن میخوانند. سوره الرحمن را میدانید؛ وقتی در مجالس شركت میكنیم، در پایان سوره الرحمن را میخوانند. روزی وقتی این سوره را میخواندم، یك جهانبینی را مطرح میكند: «الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البیان، الشمس والقمر بحسبان، والنجم والشجر یسجدان، والسماء رفعها ووضع المیزان». وقتی این جهانبینی را مطرح میكند، بعد میفرماید: «الا تطغوا فی المیزان، واقیموا الوزن بالقسط ولا تخسروا المیزان»؛ یعنی وزنها را براساس عدالت قرار دهید، كم و زیادش نكنید.
یك جهانبینی را بیان میكند و بعد میگوید این كار را نكنید. ما همین آیات را برای مردهها میخوانیم. اگر به همین آیات عمل كنیم، پست را به آدم ناتوان نمیدهیم، عدهای آدم بیسواد را بر آدمهای باسواد حاكم نمیكنیم و مدیریت را به كسانی كه وزنشان كمتر است، نمیسپاریم؛ زیرا میگوید تمام دنیا حسابوكتاب دارد. پس تو چرا این كار را میكنی؟ ما در حال انجام همین كارها هستیم. اگر همین آیاتی را كه برای مردهها میخوانیم، در عمل و اجرا به كار میبستیم، مشكلی نداشتیم. همه باید حضور داشته باشند؛ اما براساس لیاقت، توانمندی و عرضهشان، نه براساس حزب، جناح، دسته و نگرششان. این همان چیزی است كه باید به آن توجه كنیم.
آقای رئیسجمهور در این جنگ جنایت كم رخ نداد؛ هر یك از این جنایتها میتواند پرونده یك جنایت جنگی باشد.اتفاقاتی كه در جنگ اخیر رخ داد چه مقدار به نگاه شما در مبحث حقوق بشر و بحث سازمانهای بینالمللی در دفاع از انسانیت اثر گذاشت؟
من بارها گفتهام مباحثی كه درباره حقوق بشر، حقوق حیوانات، آزادیها و موضوعات مشابه مطرح میكنند، پیش از این هم در ذهن من چندان باورپذیر نبود؛ اما اكنون دیگر كاملاً فروریخته است. نخستین سؤال این است كه رهبر ما را به چه دلیل و به چه جرمی شهید كردند؟ فرماندهان و دانشمندان ما را به چه جرمی به شهادت رساندند؟ چرا كودكان ما را هدف قرار دادند؟ هر چه فكر میكنم، هیچ منطق و توجیهی برای این اقدامات نمیبینم. آنها با هر نمادی از توانمندی، ایستادگی، ابتكار و خلاقیت ما مشكل دارند. دانشگاهها، مراكز هوافضا و مراكز فعال در حوزه هوش مصنوعی را هدف قرار میدهند و استادان دانشگاهی را كه دانشمند، خلاق و توانمندند، به شهادت میرسانند. آنها نمیخواهند ما انسانهای توانمند داشته باشیم. در میان مدیران و فرماندهان نیز كسانی را هدف قرار میدهند كه واقعاً جانفدا بودند؛ نه فقط در كلام، بلكه در عمل تمام زندگی خود را برای این مردم گذاشته بودند. آنها نباید باشند تا افرادی باقی بمانند كه یكی به نعل و یكی به میخ بزنند و مردم نیز از عملكردشان ناراضی شوند و بپرسند اینها چه كسانی هستند كه مدیر ما شدهاند؟
بسیاری از فرماندهان و دانشمندانی كه شهید شدند، زندگی بسیار سادهای داشتند. بروید زندگیشان را ببینید؛ بعضی از آنها خانه نداشتند و خانه برخی دیگر بسیار كوچك بود. دارایی قابلتوجهی نداشتند. همین شیوه زندگی، نشانه صداقت و فداكاری آنهاست؛ انسانهایی كه در آن جایگاهها قرار داشتند، اما خود و خانوادهشان مانند مردم عادی زندگی میكردند.
آقای دكتر! وقتی خبر شهادت 120 كودك را شنیدید چه حسی داشتید؟
ببینید، همانطور كه گفتم، احساس را نمیشود با كلمات بیان كرد. حسی شبیه بغضی است كه در گلو میتركد و فقط با اشكی كه از چشم انسان جاری میشود، خودش را نشان میدهد؛ اما نمیتوان گفت چه چیزی انسان را وادار كرده كه اشك از چشمانش سرازیر شود.
دستكم من نمیتوانم این احساس را توصیف كنم. فقط میدانم كه ناخودآگاه، اشك از چشمان انسان جاری میشود.
روز 9 اسفند ماه رهبر معظم انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند، شما چه زمانی از شهادت ایشان مطلع شدید و چه حسی داشتید؟
ما همینجا جلسه داشتیم كه این محل را زدند و در حقیقت همانجا احساس كردم این اتفاق افتاده است؛ چون با نحوهای كه حمله كرده بودند و با توجه به اینكه گفته میشد رهبر عزیزمان آنجا حضور دارند، طبیعی بود چنین احساسی به انسان دست بدهد؛ همان حسی كه گفتم و توصیف كردنی نیست.
به هر حال، ما سرمایه و پشتوانه بزرگی را از دست دادیم؛ به ویژه دولت كه ایشان مانند كوه پشت آن ایستاده بودند و پشتیبانی میكردند. من صادقانه همه حرفهایمان را با ایشان در میان میگذاشتم. شاید اكنون بسیاری از مطالب را نگفته باشم كه آنجا در محضر رهبر عزیزمان مطرح میكردم. ایشان واقعاً به ما كمك و همراهی میكردند. اگر حمایت ایشان نبود احتمال تنشهای اجتماعی زودتر از زمانی كه اتفاق افتاد ممكن بود خودش را نشان بدهد. دشمن روی این مسئله حساب باز كرده بود كه با شلیك موشك و تخریب مملكت را ساقط خواهند كرد. اما پشتیبانی ایشان اجازه نداد. وقتی مستأصل شدند مقام معظم رهبری را شهید كردند. كار بسیار وحشیانه آنها انجام گرفت و گمان میكردند كه دیگر كشور دچار فروپاشی خواهد شد، اما ادامه یافت و رهبر عزیز ما انتخاب شد. ولی اكنون وجود رهبر جدید و عزیزمان نقطه قوت بسیار بزرگی برای ماست تا بتوانیم این مسیر را ادامه دهیم، هر چند ارتباط با ایشان اكنون بسیار دشوار است. در همین موضوعی كه مطرح شد، پیامی از ایشان منتشر شد كه «علی الاصول موافق نبودم»، اما درنهایت اجازه دادند این روند شكل بگیرد. عدهای كه به دنبال تفرقه و زنده كردن شكافها بودند و میخواستند به اهداف حزبی خود برسند، این موضوع را بزرگ كردند؛ در حالی كه سخن ایشان كاملاً درست بود.
ایشان دیدگاهی داشتند و پس از جمعبندیای كه در همان شورا انجام شد، گزارشها به خدمتشان ارائه شد. فرمودند اگر سهچهارم آرا را به دست آورد، من میپذیرم. این تصمیم بهجای سهچهارم، رأی ۱۲ نفر از ۱۳ نفر را به دست آورد و ایشان نیز پذیرفتند. این یعنی نظر كارشناسی را پذیرفتند و براساس نظر كارشناسی تصمیم گرفتند. اما همین موضوع بهانهای دراختیار عدهای قرار گرفت تا شكاف ایجاد كنند و سخنانی بگویند كه نه منصفانه بود و نه صادقانه. تلاش كردند مسئله را بهگونهای جلوه دهند كه دیگران چنین و چناناند. انصاف هم چیز خوبی است. شهید دكتر بهشتی در كتاب «حق و باطل از دیدگاه اسلام» با استناد به قرآن و روایات میفرمایند احادیث فراوانی وجود دارد كه میگوید انصاف نیمی از دین است؛ اما ایشان میگویند من معتقدم انصاف تمام دین است. چیزی را كه برای خود نمیپسندی، نباید برای دیگران نیز بپسندی. واقعیت این است كه من در این رفتارها انصافی نمیبینم.
آقای رئیسجمهور! در دوران جنگ موضوع بازگشت ایرانیان خارج از كشور بسیار مطرح شد. ظاهراً شما در همان مقطع درباره این مسئله با رهبر شهید نیز گفتوگو كرده بودید. در آن گفتوگو چه مباحثی مطرح شد و نگاه ایشان به بازگشت ایرانیان خارج از كشور چه بود؟
بله، من این موضوع را با ایشان مطرح كرده بودم و قرار شد نامهای خدمتشان بنویسیم. به وزارت امور خارجه و همكاران خودمان نیز گفتم پیگیری كنند تا به دستگاههای امنیتی ابلاغ شود هر ایرانی كه میخواهد به كشور بازگردد، برای ورودش مشكل ایجاد نكنند.
اگر فردی پیش از ورود مسئلهای دارد، همان ابتدا به او اعلام كنند كه نیاید یا از همانجا بازگردد؛ نه اینكه وارد كشور شود، او را بازداشت كنند و اجازه بازگشت هم ندهند. هر ایرانی باید بتواند به راحتی وارد ایران شود و برای او مانع ایجاد نكنند. این موضوع تأیید شده بود و قرار بود تا پایان پیگیری شود، اما متأسفانه فرصت نشد آن نامه را از ایشان بگیریم. انشاءالله بتوانیم این كار را با رهبر عزیزمان به نتیجه برسانیم. هر ایرانی كه در خارج از كشور زندگی میكند، ایران خانه اوست؛ باید بتواند بیاید و بهراحتی بازگردد و ما نباید برایش مانع ایجاد كنیم.
اگر قرار است كسی اجازه ورود نداشته باشد، باید از ابتدا صریحاً به او گفته شود كه نیاید؛ نه اینكه وارد كشور شود و بعد او را بگیرند و نگذارند بازگردد. این كار نامردی است.
آیا رهبر شهید در همراهی با شما میخواستند این اقدام انجام شود و آن را تأیید میكردند، یا این صرفاً نظر شخصی شما بود؟
اگر ایشان باور و اطمینان نداشتند، آن را تأیید نمیكردند. رهبری اینگونه نیستند كه صرفاً بهخاطر ما تصمیمی بگیرند.
یكی از رخدادهای مهم جنگ ۱۲روزه، ماجرای سوءقصد به شما در عصر ۲۵ خرداد بود. آقای حاجیمیرزایی در گفتوگویی روایت كردند كه شما بلافاصله پس از آن ترور به ملاقات رهبر انقلاب رفتید. وقتی ایشان متوجه شدند شما هدف سوءقصد قرار گرفتهاید، چه واكنشی نشان دادند و در آن دیدار چه سخنانی میان شما ردوبدل شد؟
آن روز قرار بود ساعت پنج خدمت رهبری برسیم. حدود ساعت چهار و نیم، هنگامی كه در جلسه بودیم، آنجا را بمباران كردند و در نتیجه نتوانستیم در زمان مقرر به دیدار برویم. به هر حال زنده ماندیم و از محل بیرون آمدیم؛ درحالی كه تمام بدنمان خاكی شده بود و پا و زانوهایمان نیز زخمی شده بود. بعد به ما گفتند آقا همچنان منتظر شما هستند. حدود ساعت ششوچهلوپنج دقیقه به دیدار ایشان رسیدیم و ایشان فقط منتظر بودند ما را ببینند. ماجرا را خدمتشان توضیح دادیم؛ ایشان نیز دستوراتی دادند و برای ما دعا كردند. پس از پایان جلسه هم به خانه بازگشتیم. ایشان مانند یك كوه در پشتیبانی از دولت حامی بودند و اگر دستاوردی داشتهایم به دلیل پشتیبانی ایشان بود. اكنون كه عدهای زمینه را فراهم دیدهاند و حرفهایی را بیان میكنند یا بیاطلاع هستند یا نسبت به وضعیت آگاه نیستند یا بیانصاف هستند.
در نخستین جلسهای كه درباره آسیبدیدگان حوادث دی برگزار شد، چه موضوعاتی با مقام معظم رهبری شهید مطرح شد؟
ایشان بسیار ناراحت بودند و ما هم بهشدت ناراحت بودیم؛ چون اقداماتی كه صورت گرفته بود واقعاً بسیار وحشیانه بود. از طرفی، بهدلیل نبود آمادگی لازم در مدیریت ماجرا، افراد زیادی آسیب دیدند. جوانان زیادی جان باختند و شهید شدند و عدهای نیز اعضای بدن خود را از دست دادند. این حادثه هنوز هم از ذهن من خارج نمیشود و نمیتوانم آن را فراموش كنم. ما نباید اجازه میدادیم كار به اینجا برسد.
خود ترامپ نامرد هم صریحاً گفت كه این افراد را مسلح كرده و از آنها پشتیبانی میكردهاند؛ بنابراین روشن بود كه چه هدفی داشتند. با این حال، عدهای از افراد بیگناه نیز در میان آنها قرار گرفته بودند. واقعیت این است كه ما مشكلاتی داشتیم و همچنان هم داریم. عدهای بهحق مشكلات خود را مطرح میكردند، اما گروهی دیگر میخواستند از این فضا برای تحقق نیتهای شوم و پلید خود استفاده كنند و همین مسئله باعث شد روند درهمآمیخته شود.
میگویند:
حقیقت سرایی است آراسته
هوا و هوس گرد برخاسته
نبینی كه جایی كه برخاست گرد
نبیند نظر، گرچه بیناست مرد
وقتی یك اعتراض به شورش تبدیل میشود، دیگر تشخیص دوست و دشمن آسان نیست و روند به نقطهای میرسد كه حوادث سختی رخ میدهد.
شما دیدید برخی رسانهها و خبرنگاران مدعی شدند در ایران ۴۰ هزار یا ۶۰ هزار نفر كشته شدهاند. وقتی دیدیم چنین فضایی شكل گرفته است، گفتیم اسامی و كد ملی همه جانباختگان و شهدا را اعلام كنند و هر كس نام فرد دیگری را دارد، ارائه دهد. اما كسانی كه در خارج از كشور نشستهاند و خود را دلسوز، آگاه و گاهی روشنفكر و دانشمند نشان میدهند، یك آمار حدود سه هزار نفری را به ۳۰ یا ۴۰ هزار نفر تبدیل كردند و افكار عمومی را به انحراف كشاندند. این رفتار نشان میدهد كه چقدر نامرد و وطنفروش هستند.
آقای دكتر! در مكاتبات و دیدارهایی كه با آقا مجتبی داشتید، مهمترین ویژگیهایی كه از شخصیت، نگاه و شیوه گفتوگوی رهبر انقلاب در ذهن شما شكل گرفت، چه بود؟
ببینید، من بارها این موضوع را چه علنی و چه در جلسات خصوصی گفتهام. شخصیتی كه من از ایشان دیدم، از نظر اخلاق، منطق و تواضع واقعاً استثنایی بودند. به همین دلیل معتقدم هرچه بتوانیم مسائل و درد دلهایمان را صریحتر با ایشان در میان بگذاریم، بهتر میتوانیم به تفاهم برسیم. ایشان فردی كاملاً منطقی و بسیار بردبار هستند. من هرچه در دل داشتم، صریحاً بیان كردم تا در جریان مسائل قرار بگیرند و ایشان نیز با مهربانی، منطق و برخوردی بسیار مناسب با ما مواجه شدند.
به همین دلیل، مطالبی كه گاهی از قول ایشان مطرح میشود، با شخصیتی كه من دیدهام تطابق ندارد. چهرهای كه برخی از ایشان ترسیم میكنند، با واقعیت متفاوت است. تصور من این است كه اگر ارتباط ما با ایشان بیشتر و دسترسیها بیشتر شود، حتما تعامل نیز بهتر خواهد شد. اگر ایشان مشكلات ما را از نزدیك ببینند، حتماً كمك و همراهی خواهند كرد. متأسفانه وضعیت فعلی تا حدی فضا را برای برخی خناسان فراهم كرده است تا مسائل را بهگونهای دیگر تعریف و چهرهای متفاوت از ایشان ارائه كنند.