برتالامپی زیستشناس اتریشی با تبیین نظریه عمومی سیستمها توانست بر این پدیده صحه بگذارد که تمام علوم به یکدیگر وابسته هستند.
دکترین به معنای عقل جمعی کلیه متخصصین در مورد موضوعی مشترک است. این نظریه، تحول در علم روانشناسی خانواده پدید آورد.
بوون دانشمند خانوادهدرمانی با استفاده از این نظریه توانست به کارکرد سیستمی اعضای خانواده پی ببرد و تمایزیافتگی خانواده را که مهمترین گزینه در رشد اعضای آن است به اثبات برساند .
افراد در محیط خانواده مبدأ تجاربی را به دست آوردهاند که با به کار بستن آن تجارب در زندگی بزرگسالی میتوانند ازدواج موفق یا ناموفق داشته باشند.
خانواده مبدأ پدیدآورنده توانمندیهای فرد و مشکلات او است. خانواده نقطه آغاز تغییر و تحول است. والدین بهصورت ناآگاهانه در حین رشد فرزند موارد تربیتی نادرستی را در خانواده اجرا میکنند که ریشه مشکلات فرزندان در بزرگسالی میشود.
بزرگسال سالم میپذیرد والدین در کودکی بهصورت ناهشیار مواردی را در تربیت او داشتهاند و خصومتی در کار نبوده است.
فرد میتواند با تلاش در جهت خودآگاهی و خودسازی به زدودن زنگارهای قدیمی پرداخته و بر نقاط کور تربیتی فائق آید.
فرد در مرحله اول باید به شناسایی مشکلات و در مرحله دوم به تغییر موارد ناکارآمد بپردازد. بدین ترتیب ساختن ازدواج موفق قابلدسترس میشود .
ازدواج، پیوند دو عضو خانواده مبدأ با یکدیگر است. شناسایی موارد تربیتی فرد ضروری است. سیستم بسته خانواده مبدأ منجر به ایجاد الگوهای ارتباطی ناسالم و پاسخ غیر انطباقی و استرس شدهاند.
هر خانواده تشکیلشده از سیستمهای بسته که همان الگوهای ارتباطی ناسالم و سیستمهای ارتباطی باز که همان الگوهای ارتباطی سالم هستند، است.
نمیتوان گفت تمام الگوهای ارتباطی یک خانواده سیستم باز یا بسته است، بلکه خانواده پیوستی از سیستم باز و بسته است. هر جا که کارکرد اعضای خانواده دچار اختلال شود، میتوان الگوهای ناکارآمد را موردبازنگری قرارداد و مشکل ارتباطی را از دل خانواده استخراج کرد.
نشانه ازدواج موفق از زمانی شروع میشود که نقاط ضعف خانواده مبدأ بهعنوان وسیلهای برای سرکوب طرف مقابل به کار نرود. نباید از مشکلات خانواده مبدأ برای سو استفاده، تحقیر، سرزنش و... همسر خود استفاده کرد. زوجین موفق به این درک همدلانه رسیدهاند که آنچه در خانواده مبدأ بوده، غیرقابل تغییر است و راهی جز پذیرفتن آن نیست .البته این پذیرش باید آگاهانه و با میل قلبی باشد نه از روی اجبار و اکراه .
نکته مهم اینکه وقتی فرد با خصوصیات منحصربهفرد خودش اقدام به تشکیل خانواده میکند با کسب مهارتهای لازم توانمندی این را دارد که سیستم خانواده باز را پایهریزی کرده، امکان رشد و تغییر را فراهم کند و موانع درونی و بیرونی را برای خود و خانواده جدید برطرف کند .
سطح تمایزیافتگی اعضای خانواده جز با تلاش فردی تغییر نمیکند به این معنا که بلوغ عاطفی یا همان تمایزیافتگی از ابتدای تولد تا ازدواج فرد در محیط خانواده با یادگیری و مشاهده اتفاق میافتد.
الکساندر دوما در کتاب سه تفنگدار مینویسد: وقتی ازدواج ناموفق شکل میگیرد در ابعاد وسیع میتواند جامعه را هم نابود کند. برای مثال مادام بناسیو که ندیمه ملکه بوده به دلیل عقده فراوانی که در ازدواج ناموفقش داشت بهجای انتخاب سالم و بالغانه، فاش کردن اسرار ملکه را انتخاب کرد و با این انتخاب ناشیانه و افشا کردن رازها، سه تفنگدار کشته شدند .
منابع
آدم سازی در خانواده – ستیر
خانوادهدرمانی سیستمی – موسوی
سه تفنگدار – الکساندر دوما