به گزارش ستاره صبح آنلاین از جهان صنعت، ابراهیم اصغرزاده، رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران در نشست اخیر مجمع عمومی این جبهه سیاسی با تقدیر از حضور هوشمندانه مردم در صحنه و نمایش سطح قابلقبول از تابآوری ملی و مقاومت نیروهای جان برکف نظامی در میدان تجاوز ناجوانمردانه تاکید کرد: «ایران با یک بحران مقطعی مواجه نیست بلکه با انباشت بحرانهای مزمن روبهرو است: اقتصاد فرسوده، جامعه دوقطبیشده، سیاست خارجی پرهزینه و حکمرانیای که توان تصمیمگیری بهموقع و استفاده از فرصتها را از دست داده است.» او یادآور شد: «مسئله اصلی، نه کمبود شعار بلکه کمبود ظرفیت حل مسئله است که این وضعیت، امکان اداره عادی و نرمال کشور را بهشدت محدود کرده است.»
رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران همچنین گفت: «نکته اصلی در تشخیص واقعبینانه از وضعیت موجود، آن است که مسئله امروز ایران صرفا فشار بیرونی، تحریم، یا خطر تجاوز مجدد دشمن نیست. مسائل کنونی از همافزایی چند روند مخرب شکل گرفته است؛ از جمله فرسایش نهادی، انسداد سیاسی، تضعیف دولت منتخب، غلبه سازوکارهای غیرپاسخگو و تقدم منطق بقا بر منطق توسعه و منافع ملی. در چنین شرایطی تداوم وضعیت اضطراری کشور نه به امنیت پایدار منتهی میشود و نه به اقتدار موثر فقط ظرفیتهای دولت و جامعه را میفرساید.» او گفت: «در وضعیت تعلیق و شرایط نامناسب نه جنگ، نه صلح، تصمیمهای کلان سیاسی و امنیتی، بهجای آنکه بر پایه پاسخگویی نهادی و محاسبه هزینه- فایده اتخاذ شوند، در فضایی مبهم و غیرشفاف تولید میشوند و تبعات آن بهطور مستقیم بر زندگی مردم، زیرساختها، سرمایه اجتماعی و آینده توسعه ملی تحمیل میشود. وضعیتی که در آن هر شوک امنیتی یا دیپلماتیک، ریسک جهش بحران را بالا میبرد. این همان جایی است که تشخیص صادقانه از اوضاع، خودش به یک وظیفه سیاسی تبدیل میشود.»
اصغرزاده با تاکید بر اینکه «حکمرانی امروز گرفتار چهار ناتوانی ساختاری است»، از «تأخیر مزمن در تصمیمگیری» بهعنوان محور نخست نام برد و گفت: «فرصتها میآیند و میروند اما دستگاه تصمیمساز یا دیر تصمیم میگیرد یا نیمهتصمیم؛ نتیجهاش جهش از بحرانی به بحران دیگر است.» او به «ناتوانی در فیصله تعارضات» اشاره کرد و گفت: «تعارضهای داخلی و خارجی نه حل میشوند، نه مدیریت میگردند؛ صرفا انباشته میشوند تا در لحظهای بدتر سر باز کنند.» رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران همچنین به «فرسایش ظرفیت کارشناسی» بهعنوان سومین معضل موردنظر خود اشاره کرد و گفت: «خالصسازیهای پیدرپی، حذف و طرد نخبگان مستقل و منتقد، و تنگکردن دایره «خودی»ها، دولت را از مغز کارشناسی تهی کرده است؛ تصمیم هست اما فهم پیامد نیست.» اصغرزاده در پایان به «تله مسیر طیشده» بهعنوان معضل چهارم اشاره کرد و توضیح داد: «ساختار بهجای اصلاح، اسیر عادت بحرانسازی شدهاست؛ هر شکست را توجیه میکند، هر هشدار را برچسب میزند و هر اصلاح را تهدید میخواند.»
رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران همچنین با تاکید بر ضرورت مقابله با گفتمان برچسبزن، حذفی و انسدادی گفت: «برچسبهایی مانند سازشکار یا «خیانت»، «ستون پنجم» به تیم مذاکرهکننده و منتقدان سیاسی، ابزارهایی برای بستن فضای سیاسی داخل و امنیتیسازی نقد هستند. این برچسبها نه حقیقت را روشن کرده و نه بحران را حل میکنند فقط هزینه گفتن حقیقت را بالا میبرند.» او گفت: «در مقابل، باید به افکار عمومی توضیح داد که نقد سیاستهای بحرانزا، خود نوعی مسئولیتپذیری ملی است. دفاع از صلح، دفاع از ایران است. مخالفت با جنگطلبی این جماعت تندرو به هیچوجه به معنای عدول از استقلال یا تمامیت ارضی نیست. برعکس، در شرایط فرساینده کنونی، اصرار بر تنش، یکی از پرهزینهترین اشکال بیمسئولیتی سیاسی است.»
اصغرزاده که معتقدست «اصلاحطلبی» در مقابله با این وضعیت باید بهصورت یک «پروژه نجات ملی» بازتعریف شود، درباره این پروژه توضیح داد و خاطرنشان کرد: «پروژهای برای جلوگیری از فروپاشی اداری، مهار فرسایش اقتصادی، صیانت از جامعه، و بازگرداندن سیاست به زمین واقعیت. اصلاحات واقعی اما بدون تغییر در موازنه قدرت و بدون مهار سازوکارهای موازی ممکن نیست. هیچ پیروزیای بر ویرانههای زندگی مردم، پیروزی نیست. برخلاف شانتاژ رسانههای تندرو، از نظر ما دیپلماسی و تنشزدایی به مثابه دفاع از منافع ملی است.» او همچنین با تاکید بر اینکه «دیپلماسی مسئولانه، توافقجویی و تنشزدایی، نشانه ضعف نیست بلکه ابزار دفاع از منافع ملی و صیانت از تمامیت کشور است»، گفت: «در فضایی که سایه جنگ، تحریم و انسداد دیپلماتیک بر سر کشور سنگینی میکند، هر تلاشی برای بازکردن مجاری گفتوگو باید بهعنوان بخشی از راهحل دیده شود، نه بهعنوان عقبنشینی یا تسلیم شدن. این همان نقطهای است که گفتمان جنگطلب و انسدادی جماعت «پایداریچی» باید از نظر سیاسی خلعسلاح شود.» او که معتقد است «روایتسازیهای صداوسیما از دوگانههایی چون «یا جنگ یا تسلیم» و «استقلال یا مذاکره»، دوگانههای کاذبند»، میگوید: «واقعیت این است که میتوان هم مدافع تمامیت ارضی بود و هم مخالف جنگ، هم وطندوست بود و هم طرفدار مذاکره.» او تصریح کرد: «سیاست مسئولانه دقیقا از همینجا آغاز میشود، از شکستن انحصار روایتهای جریانات «ضدصلح» که بقای خود را در استمرار بحران و تغذیه از تحریمها و منافع حاصل از دورزدن آن تعریف کردهاند.» اصغرزاده اضافه کرد: «از نظر تندروهایی که بقای حکومت بشار اسد در سوریه را بر حفظ خوزستان ترجیح میدادند و حمله روسیه به اوکراین را مقدمه ظهور امام زمان میدانستند، کشوری با ویژگیهای ایران بهتر است در انزوا و زیر تحریم بماند و با اجماع منفی خارجی روبهرو شود تا منطق جنگی بر منطق توسعه غلبه کند.»
رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران همچنین با اشاره به وظایف خطیر دولت در شرایط کنونی گفت: «در حالی که شخص رئیسجمهور بنابر سوگند اصل۱۲۱، مسئول حفاظت از جان مردم و قانون اساسی است و نباید دربرابر دولت موازی سکوت کند و باید موانع اعمال اختیارات خود را به ملت گزارش دهد، شورایعالی امنیت ملی نیز در هر تصمیم منجر به جنگ باید پیوست کارشناسی اقتصادی داشته باشد و اعضای شورا باید مسئولیت مستقیم فروپاشی معیشت مردم در اثر تنشهای خودسرانه را بپذیرند و پاسخگو باشند.»
اصغرزاده در جمعبندی گزارش کمیته سیاسی جبهه اصلاحات ایران، اولویتهای فوری کشور را برشمرد و بر این اساس بر ضرورت «حفظ جان مردم»، «جلوگیری از گسترش جنگ»، «توقف تخریب زیرساختها»، «مهار تنشهای خارجی»، «کاهش هزینههای ملی از طریق دیپلماسی فعال»، «بازگرداندن کشور از وضعیت اضطراری به شرایط عادی»، «تقویت پاسخگویی نهادی در چارچوب قانون اساسی» و «بازگرداندن دولت منتخب به جایگاه واقعی خود در نظام حکمرانی» تاکید کرد. او در پایان به تبیین مواضع اصولی اصلاحطلبان در شرایط کنونی پرداخت و تصریح کرد: «اصلاحطلبان باید با صراحت اعلام کنند که اولا صلحخواهی، تسلیم نیست بلکه شکل مسئولانه دفاع از امنیت ملی و جلوگیری از فروپاشی اداری است. ثانیا جریان خودسر مسئول است؛ هرگونه کارشکنی در مسیر تنشزدایی و رفع تحریمها، از نظر ما «خیانت به ایران» تلقی شده و مسببان آن باید در پیشگاه ملت پاسخگو باشند و ثالثا نه به دوگانههای کاذب؛ ما فریب دوگانه «جنگ یا تسلیم» را نمیخوریم. راه سوم، «حکمرانی عقلانی براساس قانون اساسی و منافع ملی» است.»