به گزارش ایبنا، این اثر که بر اساس رساله دکتری صادقی نوشته شده، تلاش دارد تا تأثیرات متقابل مشروطهخواهی در این دو کشور را مورد توجه قرار دهد و فرایند شکلگیری مشروطهخواهی را در بستر تاریخی آن زمان با نگاهی تازه بررسی کند. در گفتوگویی با محمدحسین صادقی، نویسنده این کتاب، جزئیات این پژوهش و سازوکار تأثیرات متقابل میان ایران و عثمانی بررسی شده است.
مبانی تأثیرات متقابل ایران و عثمانی
صادقی در این کتاب به تأثیرات متقابل میان جنبشهای مشروطهخواهی در ایران و عثمانی پرداخته و نشان میدهد که این تأثیرات فقط یکسویه نبوده بلکه در هر دو کشور بهطور همزمان و متقابل در جریان بود. وی توضیح میدهد که آغاز تکاپوهای مشروطهخواهی در ایران و عثمانی تقریباً همزمان بوده و مفاهیم مشروطهخواهی از عثمانی به ایران و بالعکس منتقل میشد. زمانی که در عثمانی، نوعثمانیان با عبور از گفتمان تنظیمات، مفاهیم مشروطهخواهی را مطرح میکنند، پیشگامان مشروطه ایران نیز به همین سمت حرکت میکنند. برای مثال، مباحث نظری که در ایران توسط شخصیتهایی مانند مستشارالدوله و ملکم خان مطرح میشد، مشابه مباحثی بود که در عثمانی از سوی شخصیتهایی چون علی سعاوی و نامق کمال بیان میشد.
این تأثیرات نه تنها در حوزه نظریهپردازی بلکه در عرصه عمل نیز مشاهده میشود. صادقی به نقش مهم مطبعهداران ایرانی در استانبول اشاره میکند که آثار مشروطهخواهی را منتشر کرده و در پخش ایدهها و اندیشههای نوگرایانه میان دو کشور نقش اساسی داشتند. همچنین، حمایتهای متقابل در میدان عمل، مانند حضور نیروهای جمعیت اتحاد و ترقی عثمانی در حمایت از مشروطهخواهان ایرانی، از دیگر نشانههای این تعاملات است.
کانونهای تأثیرگذاری در مشروطهخواهی
یکی از نکات مهمی که صادقی در این پژوهش به آن پرداخته، شناسایی کانونهای مختلف تأثیرگذاری است. وی با استفاده از نظریه «پخش» هاگر استراند، کانونها را به دستههای مختلفی تقسیم میکند؛ از کانونهای مرکزی همچون استانبول و تهران تا کانونهای واسطهای مانند مصر، طرابوزان، تبریز و بغداد، و حتی کانونهای درجه دو در مکانهایی مانند کاروانهای حج، کربلا و سامسون. این کانونها درواقع حلقههای ارتباطی میان مشروطهخواهان ایرانی و عثمانی بودند که زمینهساز تبادل اندیشهها و تجربیات مشروطهخواهی شدند.
صادقی همچنین اشاره میکند که درون هر کدام از این کانونها، کانونهای کوچکتری وجود داشتند که تأثیرات خاص خود را داشتند. برای مثال، مطبعه اختر در استانبول و سفارت عثمانی در تهران بهعنوان کانونهای مهم تأثیرگذاری در این فرایند شناخته میشوند. این مطبعهها و نهادهای دیپلماتیک بهعنوان پلهای ارتباطی میان دو کشور عمل میکردند و زمینهساز انتقال اندیشههای مشروطهخواهی بودند.
نقش مهاجران، روزنامهنگاران و شبکههای فکری
در این کتاب، تأکید ویژهای بر نقش نخبگان مهاجر، روزنامهنگاران و شبکههای فکری فراملی در انتقال اندیشههای مشروطهخواهی شده است. صادقی میگوید که بازرگانان، حاجیان، سیاحان و دیپلماتها نقشی کلیدی در انتقال افکار مشروطهخواهانه میان دو کشور داشتند. این افراد نه تنها حامل اندیشهها و متون مشروطهخواهی بودند، بلکه در ایجاد ارتباطات و همکاریهای عملی میان مشروطهخواهان ایران و عثمانی نیز نقش مهمی ایفا میکردند.
برگرفته از: ایبنا
همچنین صادقی در کتاب خود به روزنامهها و متون نظری که در این فرایند تأثیرگذار بودند، اشاره کرده و نشان میدهد که این روزنامهها همچون اختر در استانبول نقش زیادی در آشنا کردن مردم ایران با مفاهیم مشروطهخواهی داشتهاند. این روزنامهها به زبان ساده مفاهیمی چون آزادی، عدالت، مجلس و قانون را توضیح داده و باعث بیداری اجتماعی در میان ایرانیان شدند.
دولتها و نخبگان در ارزیابی نوگرایی
صادقی همچنین در مورد واکنش دولتمردان و نخبگان دو کشور به رویدادهای نوگرایانه در همسایگان خود میگوید که همواره اطلاعرسانی میان دو کشور انجام میشد. دولتمردان نوگرا در ایران و عثمانی از تحولات در کشورهای همسایه باخبر بودند و بسیاری از آنها از تجربههای یکدیگر بهره میبردند. برخی مانند ملکم خان و مستشارالدوله در ایران، یا مدحت پاشا و نامق کمال در عثمانی از نزدیک با تحولات همسایگان خود آشنا بودند و در پی الگوگیری از آنها بودند.
محمدحسین صادقی در پایان کتاب خود به تأثیرات متقابل مشروطهخواهی در ایران و عثمانی و تحقق آرمانهای این جنبشها در هر دو کشور اشاره کرده و معتقد است که امروز، باوجود تلاشهای انجامشده در هر دو کشور، ترکها از ایرانیان یک گام جلوتر هستند، اما این فاصله همچنان محدود است.