روحالله رضوی سالها با نام «سرباز روحالله» در میان فعالان رسانهای و سیاسی شناخته شده بود؛ جوانی کشمیری که از خانوادهای علاقهمند به انقلاب اسلامی ایران برخاست، در ایران تحصیل کرد، به جریانهای دانشجویی بسیج نزدیک شد، در حوزه کشمیر و هند به چهرهای رسانهای تبدیل شد و بعدها به یکی از مجریان برنامه «به وقت ایران» صداوسیما رسید. مسیری که از یک مهاجر کشمیری آغاز شد و او را به یکی از چهرههای بحثبرانگیز رسانه رسمی جمهوری اسلامی تبدیل کرد.
پسری که نامش را از انقلاب ایران گرفت
در میان چهرههای رسانهای سالهای اخیر، کمتر کسی داستان زندگیای شبیه روحالله رضوی دارد؛ فردی که مسیر زندگیاش از کشمیر هند آغاز شد و به یکی از تریبونهای مهم رسانهای جمهوری اسلامی رسید.
رضوی متولد کشمیر هند است؛ منطقهای که دهههاست یکی از مناقشهبرانگیزترین مناطق جنوب آسیا محسوب میشود. او در خانوادهای رشد کرد که پیوند عاطفی و فکری عمیقی با انقلاب اسلامی ایران داشتند. پدرش، سیدقلبی حسین رضوی کشمیری، کارمند وزارت اطلاعرسانی کشمیر بود و به گفته خود رضوی، از سالهای پیش از انقلاب ایران با تحولات سیاسی این کشور آشنا شده بود.
پدر او اخبار ایران را از رادیو تهران دنبال میکرد و همین علاقه باعث شد که او زبان فارسی را یاد بگیرد. حتی نام تنها پسر خانواده نیز از همین علاقه سرچشمه گرفت. روحالله رضوی گفته است که پدرش تحت تأثیر شخصیت آیتالله روحالله خمینی، نام او را «روحالله» گذاشت و بعدها به دلیل علاقهای که به انقلاب ایران داشت، او را «سرباز روحالله» صدا میکرد.
تاریخ تولد او نیز برای خانوادهاش معنای نمادین داشت؛ رضوی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ متولد شد؛ روزی که جنگ ایران و عراق آغاز شد.
سالها یکی از محورهای ثابت تحلیل های روحالله رضوی درباره کشمیر و پیوندهای تاریخی این منطقه با ایران بود. او میگوید زمان انقلاب ایران ۱۰-۱۵ دانشجوی ایران در کشمیر مشغول به تحصیل بودهاند و پدر و عموی او با این دانشجویان ایرانی نشست و برخاست زیادی داشتند. تبار کشمیری آیتالله خمینی هم به این نزدیکی کمک کرده است.
رضوی سید است و تبار او به میر سیدعلی همدانی، عارف ایرانی قرن هفتم هجری میرسد. همان عارفی که آیتالله خمینی نیز از نوادگان بوده است.
مهاجرت به ایران
روح الله میگوید دایی او در سفری که قبل از انقلاب به نجف داشته، با آیتالله خمینی آشنا شده و همین مسئله او را به انقلاب ایران علاقهمند کرده است. او میگوید پدرش به تعبیر امروزی «انقلابی» نبوده و دایی او بعد از ازدواج او را مذهبیتر کرده و به ایران هم علاقهمند کرده است.
نقطه عطفی که در نهایت منجر به مهاجرت این خانواده به ایران میشود، لحظه در جریان جنگ ایران و عراق است. چند دانشجوی عراقی در دانشگاه کشمیر تصاویر آیتالله خمینی را وارونه به دیوار دانشگاه زده بودند. پدر روح الله با چند «قل چماق» سراغ این دانشجویان رفته و آنها را تهدید کرده است.
بعد از فتح خرمشهر کنفرانسی به ریاست محمد منتظری، معروف به کنفرانس نهضتها، در ایران برگزار میشود؛ پدر سربازروح الله که یک انقلابی معروف در کارگیل بوده برای شرکت در این کنفرانس انتخاب میشود و برای اولین بار به ایران سفر میکند. همین سفر زمینه ارتباط پدر او با ایران را فراهم کرده و به او از سوی سازمان تبلیغات اسلامی پیشنهاد کار شده است.
خانواده رضوی در سال ۱۳۶۳ به ایران مهاجرت کردند و سید قلبی حسین سالها به عنوان یک کارمند غیر رسمی این سازمان در تهران و سپس در شهر قم فعالیت کرده است.
روحالله رضوی در ایران رشد کرد و تحصیلات خود را ادامه داد. سرباز روح الله دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی راه آهن برقی از دانشگاه علم و صنعت تهران تمام میشکند. او مدعی است که کنکور داده و رتبه ۵۷۵ منطقه ۲ در رشته ریاضی را کسب کرده است.

با وجود آنکه رشته تحصیلی او ارتباط مستقیمی با سیاست و رسانه نداشت، اما فضای سیاسی دانشگاه در دهههای ۷۰ و ۸۰ مسیر دیگری برای او رقم زد.
رضوی بعدها گفته است که در انتخابات سال ۱۳۷۶ و در جریانات قبل و بعد از انتخاب محمد خاتمی، خود را یک شهروند ایرانی میدانسته و مانند دیگر مردم ایران تحولات سیاسی را دنبال میکرده است.
اما برخلاف بسیاری از دانشجویانی که در آن دوره جذب جریان اصلاحات میشدند، او به جریان مقابل نزدیک شد.
از بسیج دانشجویی تا آشنایی با جریان فکری مصباح یزدی
رضوی در دوران دانشجویی به بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه پیوست و در فعالیتهای سیاسی این تشکل حضور داشت. دانشگاه علم و صنعت در آن سالها یکی از مراکز مهم فعالیت نیروهای اصولگرا بود و بسیاری از چهرههای سیاسی جریان راست از جمله محمود احمدی نژاد از همین محیط رشد کردند.
او بعدها همزمان با تحصیل در دانشگاه در دورهای آموزشی با عنوان «طرح ولایت» شرکت کرد؛ دورهای که با همکاری بسیج دانشجویی و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، مؤسسیه تحت مدیریت آیتالله محمدتقی مصباح یزدی برگزار میشد و هدف آن آموزش مبانی فکری و اعتقادی به دانشجویان فعال سیاسی بود.
روحالله رضوی در سال ۱۳۸۹ به قم رفت و در جامعهالمصطفی العالمیه به تحصیل علوم دینی پرداخت.
تصاویری از او با لباس روحانیت نیز منتشر شده است، اما او بعدها بیشتر با پوشش رسمی و کتوشلوار در رسانهها حاضر شد.

در همین دوره، فعالیتهای رسانهای او نیز گسترش یافت. او بهتدریج به عنوان کارشناس مسائل هند، پاکستان و کشمیر در رسانههای مختلف حضور پیدا کرد. مستندسازی نیز بخش دیگری از فعالیتهای او بود. یکی از آثار شناختهشده او مستند «دال؛ دریاچه داغدار» است که درباره کشمیر برای صدا و سیما ساخته شد.
رضوی بعدها درباره تجربه همکاری با صداوسیما گفته بود که برخی قسمتهای آثارش برای پخش تلویزیونی دچار تغییر شدهاند؛ از جمله حذف واژههایی مانند «خانقاه» از برخی بخشهای مستند.
تا سالها حوزه تخصصی روح الله، موضوع شبه قاره و معضلات کشمیر بود. او را به عنوان یک کارشناس حوزه کشمیر میشناختند و هنوز وارد مسائل داخلی ایران نشده بود. روخ الله میگوید سال ۸۸ یک تشکل تحت عنوان «اتحادیه بینالمللی امت واحده» را تأسیس کرده و یک سال بعد موفق شده جمعی از فعالان بینالمللی را در قالب یک کاروان به نوار غزه بفرستد و روز قدس در صحن مسجد الاقصی افطاری بدهد. او میگوید روی ظرفهای افطاری عبارت «فلسطین کلید رمزآلود گشوده شدن درهای فرج بر روی امت اسلامی است» را به زبان عربی به نقل از آیتالله خامنهای حک کرده بودند. اقدامی که در زمان خودش جنجالی بود.

این فعالیتها باعث شد او در میان بخشی از جریانهای اصولگرا و نیروهای فعال در حوزه مقاومت شناخته شود.
ورود به سیاست ایران
سالها از سرباز روح الله به عنوان کارشناس حوزه کشمیر در صدا و سیما و رسانههای حاکمیتی دعوت میشد و کم کم اعتماد به نفس این جوان کشمیری در اظهارنظر درباره سیاستهای داخلی ایران هم بیشتر شد. البته سابقه ورود او به سیاست داخلی ایران به سالهای دانشجویی او بر میگردد. او در یک گفتوگوی رسانهای گفته در دوران دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت در مجلهای به نام «خیزش» قلم میزده و در آنجا «به همه فحش میداده».
سال ۹۸ اما نقطه عطفی برای حضور علنی او در سیاست جمهوری اسلامی بود. روح الله در گفتوگوهای تلویزیونی خود از محمد جواد ظریف و وزارت خارجه دولت روحانی برای آنچه «بی توجهی به ماجرای کشمیر» میخواند انتقاد میکرد. در آن سال کشمیر تحت شدیدترین سرکوبها و فشارهای دولت نارندرا مودی قرار داشت و ایران درگیر رابطه عشق و نفرتش با هند بود؛ از یک طرف توافق مهم چابهار را باید حفظ میکرد و از سوی دیگر باید جلوی تندروهایی که هر روز اظهارنظری در حمایت از کشمیر و علیه دولت هند میکردند را میگرفت؛ سرباز روح الله هم در همان دسته بود. او هر روز در یکی از شبکههای ضدا و سیما ظاهر میشد و علیه دولت هند و در وصف جنایات مودی در کشمیر سخنرانی میکرد.
فعالیتهای رسانهای رضوی به تدریج باعث شد او از یک کارشناس تخصصی مسائل جنوب آسیا به چهرهای سیاسیتر تبدیل شود. در این مسیر، برخی درباره نزدیکی او به جریانهای خاص سیاسی داخل ایران گزارشهایی منتشر کردند.
برخی رسانهها میگویند او داماد مجید متقی فر، سخنگوی جبهه پایداری است. متقیفر در پاسخ به رویداد۲۴ این اداعا را تکذیب کرده و گفته داماد او فردی به نام «روح الله رضوی» است، اما این روح الله رضوی، همان سرباز روح الله نیست.
آنچه مشخص است این است که رضوی از همان سالهای بسیج دانشگاه علم و صنعت و طرح ولایت، چهرهای نزدیک به جبهه پایداری بوده است. این نزدیکی این روزها بیش از پیش آشکار شده است.
پروندهای که دوباره باز شد
مصاحبه او با حسین دهباشی، روحیه تندروی این جوان کشمیری را سالها قبل از تبدیل شدن او به مجری جنجالی و جنگ طلب صدا و سیما روشن کرده است. حسین دهباشی پژوهشگر و مستندساز سیوپنجمین قسمت از مجموعه «خشت خام» را به گفتوگو با «سید سرباز روح الله رضوی» اختصاص داد. این گفتوگو در آبان ماه سال ۱۳۹۶ منتشر شد. بازنشر بخشهایی از مصاحبه که = درباره حمله به سفارت انگلیس بود، همان روزها در کانال آمدنیوز بازتاب قابل توجهی داشت.
او در این گفتوگوی دو ساعته به میگوید «افتخار میکند که به سفارت انگلیس در ایران حمله کرده است.»
عباراتی که برای او بدون هزینه نبود تا جایی که او وادار شد بگوید که اصلا قرار نبوده فیلم این مصاحبه قبل از تأیید او منتشر شود و دهباشی بدون هماهنگی، چنین اقدامی کرده است. ظاهرا دهباشی بعد از انتشار با او تماس گرفته و نسبت به این ناهماهنگی عذرخواهی کرده است.
گفتوگوی او با حسین دهباشی در برنامه «خشت خام» دوباره این روزها به یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای کارنامه رسانهای او تبدیل شده است.
روح الله رضوی به دهباشی چه گفت؟
یکی از مهمترین بخشهای گفتوگوی رضوی با دهباشی، روایت او از ماجرای اعتراضات مقابل سفارت انگلیس در سال ۱۳۸۱ و همزمان با حضور او در بسیج دانشجویی علم صنعت بود.
رضوی در گفتوگو با دهباشی درباره این اتفاق، از حضور خود در چنین تجمعاتی دفاع کرد و گفت که آن اقدام را بخشی از اعتراض مردمی علیه سیاستهای انگلیس میداند. بخش بحثبرانگیز صحبت های او جایی است که او اعتراق کرده تجمع مقابل سفارت انگلیس در آن سال، «اولین تظاهرات خشونت بار دانشجویی» در مقابل یک سفارت بعد از اشغال سفارت آمریکا بوده است.
روح الله رضوی میگوید آن سالها اصلا این نوع اعتراضها مرسوم نبود؛ سال ۲۰۰۳ انگلیس در کنار آمریکا به عراق حمله کرد و دانشجویان بسیجی در اعتراض به این همراهی، مقابل سفارت جمع شدند. او خودش اذعان کرده که بسیجیها کوکتل مولوتوف و سنگ همراه داشتند و به تعبیری، اعتراضشان مسلحانه بوده است! رضوی میگوید قبل از حمله به سفارت یکی از کوکتل مولوتوفها درجا آتش گرفته و نتوانستهاند پرتابش کنند. از طرفی بنا داشتند سفارت را سنگ باران کنند و حتی تیر و کمان همراه برده بودند، اما کیسه سنگها قبل از رسیدن به سفارت پاره شده است!
روح الله رضوی در این مصاحبه از اقدامش علیه سیاست خارجی ایران دفاع کرده است. او مدعی است که اگر دولتها خودشان تصمیم به تعطیلی سفارت نگیرند، تندروها حق دارند جلوی سفارتها شلوغ بازی کنند و آنقدر اعتراض کنند که سفارتها تعطیل شود.
بخش جالب مصاحبه جایی است که روح الله قبول میکند رویکردش «هرجومرج طلبی» است. دهباشی تاکید میکند که نتیجه این رویکرد هزینهای را بر دوش یک ملت میگذارد که حق الناس بر دوش معترضان است.
اما جالب است بدانید این تنها هزینه روح الله رضوی برای سیاست خارجی کشور نبوده است. همان سال عدهای در فرودگاه مهرآباد اقدام به بست نشینی کردند؛ درخواستشان اعزام به غزه بود در حالی که در پاسپورت ایرانیها به طور مشخص درج شده که حق سفر به سرزمین های اشغالی را ندارند. این نمایش چنان بازتاب و تنشی در سیاست خارجی ایجاد که آیتالله خامنهای خودش به معترضان پیام داد که «تمامش کنید».
تبدیل یک جوان کشمیری تندرو به مجری جنگ طلب «به وقت ایران»
برنامه «به وقت ایران» نقطه مهمی در مسیر رسانهای رضوی است. این برنامه که از صداوسیما پخش میشود، به موضوعات سیاسی و راهبردی روز میپردازد و در ماه های اخیر، بخش مهمی از محتوای آن به جنگ، روابط ایران و آمریکا، مذاکرات و تحولات منطقه اختصاص داشته است.
حضور رضوی به عنوان مجری بار دیگر سابقه او را زنده کرده است.
او روزگاری اعتراف کرده بود که «با دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در تعارض است». حالا این جوان کشمیری شش ماه است که برای دستگاه دیپلماسی کشور پرونده سازی میکند، برای مذاکره کنندگان خط نشان میکشد و این بار کیسه سنگهایی برای زدن به توافق برداشته، پاره نمیشود.