به گزارش ستاره صبح آنلاین از هم میهن، " وقتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی میگویند نظامیها این طرف و دولت در طرف دیگر، معنی آن شکاف است. این حرف اسرائیل است. من نه تنها خود را از نیروهای نظامی جدا نمیدانم بلکه باعث عزت و سربلندی خود میدانم و با قدرت از آنان دفاع میکنم. من حاضرم بروم و در همان خط مقدم بجنگم و نه تنها از شهادت نمیترسم بلکه برای خود فوز میدانم اما صدا و سیما حق ندارد القای شکاف کند."
این سخنان را رئیسجمهور پزشکیان و به تازگی و در واکنش به رویکرد صدا و سیما در دوگانهسازی میان جنگ و مذاکرات یا دامن زدن به التهابات گفته و با روحیات و ملاحظاتی که در او سراغ داریم میتوان حدس زد چقدر در فشار و ناخرسند بوده که علنی کرده تا جایی که طلب شهادت را این گونه هم میتوان تفسیر و تعبیر کرده که خدا مرا مرگ بدهد از دست اینها خلاص شوم! (البته این گونه نگفته و تفسیر موسّع ماست از گلۀ مُضَیّق او!)
رفتاری که کاسۀ صبر پزشکیان را لبریز کرده از چند منظر زشت و نکوهیده است:
اول به این خاطر که اگر خود را صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران میدانند چگونه رئیس همین جمهوری اسلامی ایران از آن ناخرسند است؟ گرایش سیاسی حاکم بر صدا و سیما که آشکارا به جبهۀ پایداری منتسب است البته سعی در تخفیف رئیسجمهور به رئیس دولت دارد و دولت در نگاه آنان مانند ادارۀ تدارکات و پشتیبانی است. جاهای دیگر تصمیم میگیرند و صدا وسیما منعکس میکند و دولت به مثابۀ ادارۀ تدارکات مأمور به تأمین است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اما رئیسجمهوری عالیترین مقام رسمی کشور پس از رهبری است و فراتر از رئیس دولت و حتی رئیس قوۀ مجریه و صدا و سیما اگر بنا بر اطاعت ندارد چرا رئیس آن اصرار دارد در جلسات هیئت دولت شرکت کند در حالی که عضو کابینه نیست؟
دوم به این سبب که در وضعیت جنگی یا نه جنگ نه صلح قرار داریم و زبان پزشکیان دربیان واقعیتها باز نیست چون وقتی از تریبون عمومی مطرح و رسانهای شود دشمنان از آن بهره برداری میکنند.
تأسف سوم به خاطر وجه اخلاقی است. این که رئیس صدا و سیما در دولت و بیرون دولت شاهد تلاشهای رئیسجمهوری و خواستهای او باشد و چشم در چشم شوند ولی در مجموعۀ زیر نظر او این گونه رفتار کنند چه نسبتی با اخلاق دارد؟
مشکل بزرگ دیگر این است که رفتار صدا و سیما مخاطبان را به رسانه های برانداز فارسی زبان در خارج از کشور سوق میدهد و پزشکیان از دو سو نواخته میشود و تازه باید به چنین سازمانی با چنین سیاستهایی بودجه هم بپردازد!
با این همه نقد رئیسجمهور را نباید از سر استیصال دانست و قرار نیست زانوی غم بغل بگیرد. وجه مثبت این است که شاید برآن باشد سراغ پنجمین کار یا پنجمین عهد برود.
به دفعات نوشتهام که از 5 پروژۀ اصلی 4 فقره را کمی تا قسمتی یا کامل ادا کرده و نوبت پنجمی است که دشوارتر است چون هم بیرون از دایرۀ قدرت اوست و هم مهمترین پایگاه مخالفان او.
آن چهار اینها بودند و هستند: قانون حجاب مجلس که گفت نمیتواند اجرا کند و دیدیم که با احترام به سبکهای متنوع زندگی هم چادرپوشان درترددند و هم آنان که گیسو به باد سپردهاند و اتفاق خاصی هم رخ نداد جز آن که جامعه از تقابل فاصله گرفت.
دومی وضعیت اینترنت که البته وعده رئیسجمهوری گشایش پیامرسانهای فیلتر شده بود ولی بعد از اعتراضات دی و جنگ 40 روزه وقتی سودای بستن کامل با توجیه شبکۀ داخلی داشتند همین بازگشت نصف و نیمه همه مغتنم است و وزیر ارتباطات پیگیر باقی قضیه است.
سومی بحث مذاکره بود و اگرچه دو جنگ درگرفت ولی به هر حال پزشکیان کار را به یادداشت تفاهم کشاند و بخشی از فحشی که میخورد به خاطر همین است.
چهارمی اصلاح نسبی گزینش و استخدام است که البته هنوز رانت و سهمیه بر آن چیره است ولی همۀ اینها بدون تغییر وضعیت صدا و سیما متزلزلاند.
رئیسجمهور هم البته آدمیزاد است و احساس و طاقت متعارفی دارد و جایی باید شِکوه و گِله کند و کاسۀ صبر او هم ظرفیتی دارد ولی برای رهایی صدا و سیما از این وضعیت باید چارهای اساسیتر بیندیشد و به نقد و گله یا پند بسنده نکند.
چون قصه منحصر به بخش اطلاعرسانی و موضع در قبال دولت نیست. با تفکر فردیدییی روبهروییم که اوقات فراغت را هم به رسمیت نمیشناسند و آن را از نمادهای غفلت میداند و حالا که سعید جلیلی بر کرسی ریاست جمهوری ننشسته برادر افکار او را در قالب محتوای فرهنگی در صدا و سیما بازتولید میکند.