3 راه در مقابل ایران
درسطح کلان دربرابر ما «سه ره پیداست» : نخست، تداوم وضعیت ناپایدار و مبهمی که نه در جنگ بودن آن کاملاً روشن است و نه در صلح بودن آن. در چنین شرایطی مشخص نیست که جامعه تا چه اندازه تابآوری خواهد داشت و حاکمیت تا چه حد قادر به مدیریت و اداره آن خواهد بود. از منظر مطالعات آیندهپژوهی، این وضعیت نامطلوبترین سناریوست، زیرا هیچ چشمانداز معین و روشنی از آینده در آن وجود ندارد.
وضع دوم «بازگشت انتخابی یا اجباری به جنگ» است. جنگی که میتواند به سرعت ابعادی ویرانگرتر از دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به خود بگیرد.
راه سوم «اقدام آگاهانه وخردمندانه برای خروج از جنگ و مسیر دستیابی به توافق و صلح» است. در وضعیت سوم که اکنون در آن قرار گرفته ایم، تلاش میشود با رویکردی واقع گرایانه، سنجیده و مبتنی برالزامهای اجتماعی و اقتصادی و فرصتهای سیاسی، جنگ به پایان برسد. چگونه میتوان از این وضعیت پر مخاطره جنگی عبور کرد و به توافق رسید که نهتنها به جنگ پایان دهد، بلکه آغازگر یک مرحله و پارادایم جدید برای بازسازی و توسعه کشور باشد؟ مرحلهای که بتواند ایران را از مجموعه بحرانهای متعدد و درهمتنیده کنونی عبور دهد.
عبور جامعه از بحران
دستیابی به توافق و عبور از وضعیت مبهم صرفاً یک آرزو یا تخیل نیست، راه سوم تجربهای است که هم در ایران و هم در کشورهای دیگر سابقه داشته و نشان داده است جوامع میتوانند از دل بحرانها فرصتهای تازهای برای رشد و بازسازی و توسعه خلق کنند، چنانکه کرده اند. جنگها خسارت بارند اما خسارت بارتر پایان بد جنگ هاست. پرسش این است که چگونه میتوان به این گذار کمک کرد؟
باید از ماندن ذهنی و زبانی و عملی در گذشته عبور کنیم و مسئولیتهای جدیدی برای خود تعریف کنیم. بازگشت اخلاقی به مفهوم واقعی مسئولیت سیاسی و مدنی و اجتماعی مهمترین مسئله پیش روی ماست. تحولات اجتماعی اثرگذارتر و عمیقتر از تحولات سیاسی هستند. دراین روزهای خطیری که موجودیت ایران و معیشت ایرانیان را فرا گرفته است، باید در جای درست تاریخ بایستیم. لازم است از گذشته عبور کنیم و با شناخت دقیق تحولات جامعه وجهان، مسئولیتهای جدیدی برای خود تعریف کنیم.
شاخص اجتماعی در وضعیت نامطلوب
آخرین دادههای رصدهای اجتماعی که برخی از آنها مربوط به اواخر اردیبهشتماه است، نشان میدهد که بر اساس دادهها و ارزیابیهای معتبر، میزان خشم و عصبانیت اجتماعی، ترس واضطراب نسبت به قبل از جنگ افزایش یافته و فشارهای ناشی از جنگ، وضع اقتصادی و اجتماعی جامعه، روند نگران کنندهای نسبت آینده داشته و افزایش قابل توجهی داشته است.
در مقابل برخی شاخص های اجتماعی مثبت بوده است. برای مثال، احساس افتخار به ایرانی بودن در برخی سنجشها به ۸۴ درصد و در برخی به ۷۶ درصد رسیده است. این مسئله را میتوان نتیجه شرایط جنگی، ایستادگی نیروهای مسلح، تابآوری مردم و همچنین اقدامات دولت در مدیریت شرایط بحرانی دانست. یکی دیگر از شاخصهای قابل توجه، کاهش تمایل به مهاجرت است. جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماههای قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب میشود.
نگرش مردم به دولتمردان
در حوزه سیاسی محبوبیت دکتر پزشکیان و میزان حمایت از دولت افزایش یافته و تأیید سیاستهای دولت نسبت به گذشته بیشتر شده است. البته در مقابل، وضعیت اقتصادی از نگاه مردم همچنان نامطلوب ارزیابی میشود و هزینه زندگی بیش از نیمی ازجامعه بیشتر از میزان درآمد آنهاست. نکته قابل توجه این است که مردم در تحلیل علل مشکلات اقتصادی، صرفاً تحریمها را عامل اصلی نمیدانند وبرای ناکارآمدی وفساد سهم بیشتری قائل هستند.
۵۵ درصد مردم احتمال وقوع مجدد درگیری را بیش از توافق میدانند. درعین حال وقتی از مردم پرسیده میشود بهترین راه مواجهه با شرایط فعلی چیست، بیشترین پاسخها به گزینه «تلاش برای توافق و ادامه مذاکرات» اختصاص دارد.
شروط مطلوب برای پایان جنگ از نگاه مردم
حدود ۶۰ درصد مردم رفع تحریمها را مهمترین شرط پایان جنگ میدانند. پس از آن به ترتیب، آزادسازی داراییهای ایران، تضمین حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، حفظ حق استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای، تضمین عدم حمله مجدد، دریافت غرامت و خروج آمریکا از منطقه قرار دارند.
بنا به اغلب نظر سنجیها ۷۰ درصد جامعه بالاترین انتظاری که از حاکمیت دارند این است که در درون نظام دست به اصلاحات اساسی و یا حداقلی بزند. این وضعیت نشان میدهد که حاکمیت باید برای تقویت بنیانهای تاب آوری، حمایت ومشارکت مؤثر مردم، در ادامه راه از یک سوبه کاهش نارضایتی و تبعیض در جامعه به صورت مشهود و مؤثری بپردازد و از سوی دیگر عزم و توان دیپلماتیک خود را درکنار اقتدار نظامیش به نمایش بگذارد.
اولویتهای فعالان مدنی و سیاسی
امروز مهمترین وظیفه، تقویت گفتمانی است که از دل آن دور کردن سایه جنگ شکل بگیرد. همزمان باید درک عمیقتری از ضرورت تغییر، اصلاح و ایفای نقش مؤثر وتاریخی در میان نخبگان و جامعه شکل گیرد.